Issuu on Google+


‫سـالم خــدای خوب و دوست داشتنی ام‪.‬‬ ‫ميدانم که تنها با ريسمان ِ مهر ميتوان به آغوشت بازگشت‪.‬‬ ‫آموخته ام‪ :‬براي پشت سر گذاشتن ِ عرش و رسيدن به تو‪ ،‬بايد به خلقت برسم و مرام و مکتبم عشق باشد و ايثار‪.‬‬

‫پس مهر ميورزم و مرحم ميشوم بر قلبها ي غمگين و شکسته و خسته‪ ،‬چراغ ميشم بر جاده تاريک و سوسوي اميد‬ ‫زندان سياهي ‪ ...‬تشنگان را آب ميدهم نه آدرس‪ ،‬مردم را به مطلوب ميرسانم و نه مطلب‪.‬‬ ‫بر هر‬ ‫ِ‬ ‫آسمان و زمين را آبستن ِ عطر عشق خواهم کرد و آنچه خواهم شد که روزي عاشقانه بر من بنگري و ببالي و‬ ‫بگـويـي‪ :‬آفـريـن بر تـو نيکـوتـريـــن خلـقـت ِ مـن و مـالئک‪ ،‬روزي راز ِ تکـريم ي مـرا درمـيـابـنــد !‪!...‬‬ ‫اکنون اي محبوب ِ من‪ ،‬من در اين محمل کم ِر همت بر حمل ِ اين کو ِه امانت بسته ام؛ يا ميشکنـم يا ميشکفـم‪.‬‬

‫خدا رو شکر که توانستم خدمتی هر چند‬ ‫کوچک به جامعه بزرگ طرفداران فارسی زبان‬ ‫سریال های تلوزیونی کرده باشم‪...‬دوستان ‪،‬‬ ‫شماره دوم مجله وزین ما با کمک و پشتکار‬ ‫همه بچه های تحریریه مجله و با کوشش‬ ‫شبانه روزی آنها در اختیار شما قرار گرفته‪...‬ما‬ ‫آنچه داشته ایم به شما تقدیم میکنیم‪...‬باشد که‬ ‫نهایت لذت را از مطالعه آن ببرید‪.......‬‬ ‫در پایان از زحمات تک تک بچه های تحریریه‬ ‫تشکر می کنم و دست همه آنها را به گرمی‬ ‫می فشارم‪...‬مخصوصآ گلرخ عزیز که با وجود‬ ‫بیماری مادر عزیز در بیمارستان (البته با‬ ‫همکاری آوا ی گل) کار ویراستاری رو به نحو‬ ‫احسن انجام دادند‪.‬‬ ‫فرید (‪ - )SaeSoN6‬مهر ماه سال ‪1388‬‬


‫بهنام (‪)JAMES FOREVER‬‬

‫بررسی نیمه اول فصل پنجم الست‬

‫در این مثاله قصد داریم مرور کوتاهی بر اتفاقات و حوادث فصل پنجم داشته باشیم ‪ .‬فصل پنجم الست را اگر نگوییم با جمله «آنچه‬ ‫در الست گذشت» شروع نکرده باشیم با یک ساعت رو میزی دهه هفتادی شروع کردیم که طبق معمول الست روی ساعت هشت و‬ ‫پانزده دقیقه تنظیم شده بود‪.‬ساعت زنگ میزند و باز هم الست همه بیننده ها را مورد لطف خود قرار میدهد و هیچ نشانه ای از اینکه‬ ‫االن کجا هستیم و این کاراکتر ها چه کسانی هستند به ما نمیدهد ‪ ،‬سریال همچنان به جلو میرود و ما سرانجام درمیابیم که ساعت‬ ‫چه کسی زنگ خورده ‪ ،‬ساعت همان دانشمند کره ای که در ‪ 4‬فصل فقط او را در فیلمها می دیدیم ‪ ،‬این دانشکند کره ای از خواب‬ ‫بیدار شده که فیلمهایی که ما در ‪ 4‬فصل گذشته دیدیم را ضبط کند ‪ ،‬در این لحظه حادثه ای در ارکید رخ میدهد ‪ ،‬این دانشمند ما‬ ‫که گویا نامش دکتر چنگ است به سمت ایستگاه ارکید می رود جایی که باز هم الست ما را متحیر میکند ‪ ،‬در ایستگاه ارکید کسی‬ ‫نیست جز دانبل فارادی ‪ ،‬که با قیافه قرن بیست و یکمی در دهه ‪ 70‬در حال بردن کپسول اکسیژن به داخل ایستگاه است ‪ ،‬این بود‬ ‫شروع فصل ‪ 5‬که قرار بر این بود همه حیرت زده شویم و تقریبا شدیم ‪.‬‬ ‫اپیزود اول الست ما را با جو جدید جزیره آشنا کرد که چه اتفاقی افتاده ‪ ،‬چرا کمپ غیب شده و چرا آسمان نورانی می شود‬ ‫‪ ،‬خوشبختانه فارادی حضور دارد که اینها را توضیح دهد ‪ ،‬به آنها بگوید که گذشته قابل تغییر نیست و ما نمی توانیم چیزی را تغییر‬ ‫بدهیم‪ .‬اپیزود اول با معرفی وضعیت کاراکتر ها و موقعیت جزیره و با ارسال پیام کمک فارادی از طریق ارواح به پایان رسید‪.‬‬ ‫اپیزود دوم که درست بعد از اپیزود اول پخش شد یکی از خسته کننده ترین اپیزود های فصل پنجم شناخته شد ‪ ،‬اپیزودی که‬ ‫به جز تیراندازی به الستی ها در کمپ ساحلی هیچ صحنه به خصوصی نداشت و داستان خسته کننده هارلی بود که جسد سعید را هر‬ ‫چند دقیقه از مبل به میر بیلیارد و از میز بیلیارد به روی مبل از روی مبل به ماشین پدر هیوگو و از ماشین پدر هیوگو به ماشین جک‬ ‫و از ماشین جک به بیمارستان جابجا میکردند و برای اینکه ما از الست نا امید نشویم در آخر صحنه ای به ما نشان دادند که تا یک‬ ‫هفته درباره آن صحبت کنیم ‪ ،‬جایی که الوییس هاوکینگ را دوباره مالقات میکنیم و به بن میگوید برای بازگشت ‪ 6‬اوشینیک فقط‬ ‫‪ 70‬ساعت وقت داری و اگر آنها را برنگردانی اتفاقات بدی میافتد و آن وقت است که خدا باید به داد ما برسد‪.‬‬ ‫اپیزود سوم از نظر طرفداران الست یکی از بهترین اپیزود ها از لحاظ نویسندگی بود اپیزودی که ‪ 6‬اوشینیک به هیچ عنوان‬


‫دیده نشدند و جزیره به ‪ 1954‬رفت ‪ ،‬جایی که ویدمور ‪ 17‬ساله بود ‪ ،‬ریچارد جان الک را نمی شناخت ‪ ،‬و از همه مهمتر اینکه‬ ‫فهمیدیم ارتش امریکا جزیره را پیدا کرده و به نحوی یک بمب ‪ 20‬تنی اتمی را هم با خود به جزیره آورده ‪ ،‬از طرفی برادر دزموند هم‬ ‫در جست و جوی مادر فارادی است و دزموند که از مادر خود خبر ندارد حاال به دنبال مادر یک غریبه میگردد که عجیب بود ‪ .‬اپیزود‬ ‫سوم هم با یک فالش زیبا به پایان رسید که در آن فالش همه کمپ ریچارد و یارانش به یکباره غیب شد و شارلوت اولین آثار زیان‬ ‫بار فالش ها را احساس کرد‪.‬‬ ‫اپیزود چهارم باز هم با دل نگرانی های کیت آغاز شد که تا به امروز نشده که کیت در هیچ اپیزودی یک مشکلی یا یک‬ ‫مساله ای نداشته باشد و همیشه درگیر مسائل اجتماعی و فرهنگی است‪ .‬این بار هم مساله آرون او را به خود مشغول کرده که باز هم‬ ‫سراغ جک میاید و از درد و رنج های خود برای او میگوید که ساویر من ُمرد‪.‬‬ ‫کیت در بیرون از جزیره هم دغدغه های اساسی دارد ‪ ،‬یک نفر آرون را میخواهد ‪ ،‬یک نفر میخواهد فرزندی را که کیت از مادرش‬ ‫گرفت را از او بگیرد و کیت همچنان مدعی مادر بودن دارد‪.‬‬ ‫در جزیره هم هر از گاهی یک فالشی میخورد و الستی ها یک چیز جدید را میبینند ‪ ،‬در یکی از فالش ها الستی ها به فصل ‪1‬‬ ‫بازگشتند جایی که کلیر با کمک کیت در حال به دنیا آوردن آرون بود و ساویر این صحنه را از نزدیک دید و واقعا قیافه بهت زده ساویر‬ ‫در این صحنه دیدنی بود ‪ ،‬الستی ها در جزیره به سمت ساحل رفتند یک کمپ قدیمی که مشخص نیست در تصرف چه گروهی‬ ‫بوده!! چند قایق میبینند یکی از آنها را بر میدارند و به سمت ارکید میروند اما عده ای خواهان بازپس گرفتن قایقشان هستندتیراندازی‬ ‫میان الستی ها و گروه بدون هویت صورت میگیرد که جولیت موفق می شود یکی از آنها را هدف قرار دهد و بعد از این کار فالش‬ ‫به موقعی خورد که طی آن ساویر از خدای خودش سپاس گذار شد و قول داد که جبران میکند ‪ ،‬اما اینکه گروه پشت اینها چه کسانی‬ ‫بودند مشخص نیست‪.‬‬ ‫اپیزود چهارم هم با بازگشت جیمبو مرد ساکت کره ای ما به پایان می رسد و با آن انگلیسی دست و پا فلجش توانست متوجه شود که‬ ‫دانیل روسو شکارچی تنهای ‪ 3‬فصل اول الست روبروی او ایستاده البته با قیافه ای جوان تر و زیباتر از روسوی ‪ 3‬فصل اول‪.‬‬ ‫به اپیزود پنجم رسیدیم جایی که بنا بر نظرسنجی های انجام شده پرسرعت ترین اپیزود فصل پنجم بود که به هیچ وجه‬ ‫وقت تلف کنی نداشت‪.‬‬ ‫اپیزود با ادامه داستان رسیدن جین به روسو اغاز شد که جین برای هزارمین بار می پرسه که تو روسو هستی؟ دانیل روسو؟؟!!‬ ‫از صحبت های بین جین و روسو میفهمیم که االن در سال ‪ 1988‬هستیم‪.‬‬ ‫در بیرون از جزیره سان که تا به امروز دختری بی آزار و مهربان بود با یک کلت کمری اتوماتیک ‪ 12‬فشنگه قصد دارد بن را از بین‬ ‫ببرد ‪ ،‬سان این طور فکر میکند که بن عامل کشته شدن جین است ‪ ،‬اما تا به امروز ویدمور هم نتوانسته در مقابل بن پیروز باشد چه‬ ‫رسد به سان !!!! بن باز هم با چرب زبانی موفق شد سان را از دشمن به یک دوست تبدیل کند‪.‬‬ ‫در این سمت الستی ها در جزیره همچنان در حال رفتن به سمت ارکید هستند و جین هم شاهد کشیده شدن مونتاند به سمت معبد‬ ‫توسط هیوالی سیاه است ‪ ،‬که آنها را به پایین میبرد ‪ ،‬آنها را یکی از یاران خود میکرد تا روسو را از بین ببند که روسو که زرنگ تر از‬ ‫این حرفها بود همه آنها را حتی همسر عزیزش را کشت تا زنده بماند ‪ ،‬جین در طی فرار از دست روسو که به او مشکوک شده بود به‬ ‫بقیه الستی ها می پیوندد ‪ ،‬پیوندی دوستانه بین ساویر و جیمبو‪ .‬این سمت سان به دنبال جین است و آن سمت جین به دنبال سان‬ ‫‪ ،‬از طرفی شارلوت در حال مرگ و از طرفی جان به دنبال نجات همه‪.‬‬ ‫الستی ها به ارکید میرسند ‪ ،‬جین تغییر عقیده میدهد ‪ ،‬از آنجا که شارلوت به جین اخطار داده بود که اینجا کشتارگاهه به همین دلیل‬ ‫به جان الک میگوید که باید قول بدهی که سان و بچه من!! رو نباید به جزیره بیاری!‬ ‫جان الک با قبول این قول با یک طناب به چاه میپرد و در بین راه فالش بزرگی میخورند و ب زمان قبل از ساخته شدن آن طناب‬ ‫میرسد پس هیچ طنابی در کار نیست و از ‪ 10‬متری سقوط میکند و پایش به طرز فجیعی می شکند‪.‬‬ ‫جان با چرخاندن چرخ معروف قرار است به زمین اصلی برسد و باید دید که میرسد یا نه‪.‬‬ ‫در انتهای این اپیزود نیز باز هم بازیگر محبوب ما برادر دزموند آمد و بن از او هم اطالعاتی کسب کرد که الوییس مادر دانیل فارادی‬ ‫است ‪ ،‬همه به سمت کلیسایی میروند که قرار است از آنجا به جزیره برسند ‪ ،‬جایی که الوییس قرار است آنها را راهنمایی کند‪.‬‬ ‫اپیزود ششم آغاز شد همه یاد اپیزود ‪ 1‬فصل ‪ 1‬افتادیم ‪ ،‬درسته چشم جک ‪ ،‬باز هم چشم جک ‪ ،‬این بار به جزیره بازگشتند‬ ‫‪ ،‬همگی با هم به جزیره بازگشتند ‪ ،‬این اپیزود چگونگی بازگشت آنها را توضیح میدهد ‪ ،‬الوییس در ایستگاه تیر چراغ برق کل الست‬ ‫از فصل ‪ 1‬تا فصل ‪ 4‬را توضیح می دهد که در این مدت چه بر سر شما آمده و چرا نجات پیدا نکردید ‪ ،‬چرا هیچ کس به سراغ شما‬ ‫نیامد ‪ ،‬همچنین توضیح داد که پنجره هایی برای ورود به جزیره وجود دارد که در ‪ 36‬ساعت بعدی بسته خواهد شد ‪ ،‬اگر همچین‬ ‫پنجره هایی وجود داره پس این جمله که جزیره به تو اجازه نمیده تنها برگردی چه معنی میده؟‬ ‫الوییس با آنها گفت که باید با پرواز شماره ‪ 316‬آجیرا به سمت جزیره حرکت کنند ‪ ،‬اینجا بود که دزموندو وارد عمل شد ‪« ،‬شما واقعا‬


‫میخواید به جزیره برید؟» «از خداتون هم هست؟»‬ ‫دزموند پیام فارادی را به مادر فارادی رساند ‪ ،‬ولی جزیره همچنان با دزموند کار داره؟! این جمله ته دل همه ما را خالی کرد ‪ ،‬جزیره‬ ‫با دزموند چه کاری داره؟!‬ ‫همه طبق برنامه سوار هواپیما شدند و سعید و هارلی هم به دالیل بسیار نا مشخص قرار است که با آن هواپیما پرواز کنند ‪ ،‬همه آماده‬ ‫سقوط ‪ ،‬در ته چهره همه آنها می شد ترس را دید ‪ ،‬همه آماده افتادن یک اتفاق ‪ ،‬همه منتظر ‪ ،‬همه منتظر یک اتفاق خارق العاده ‪،‬‬ ‫حتی این ترس و انتظار به خانه ها و دل های ما نیز کشیده شد ‪ ،‬جک نامه ای را که الوییس از طرف جان الک به او داده بود را از‬ ‫جیبش در میاورد ‪ ،‬به بن می گوید که این نامه دست از سر من بر نمیدارد و به نظر میرسه جان از من میخواد که این نامه را باز کنم‬ ‫‪ ،‬بله درست حدس زدید جک از یک مرد دانش به یک مرد ایمان تبدیل شده ‪ ،‬همان جکی که ما انتظراش را داشتیم ‪ ،‬جک احساس‬ ‫شرم میکند که شاید او باعث خودکشی جان شده باشد ‪ ،‬به همین دلیل بود که در انتهای فصل ‪ 3‬قصد خودکشی داشت ‪ ،‬جک با ترس‬ ‫نامه را باز میکند «جک ای کاش حرفم را باور کرده بودی»‬ ‫بعد از خواندن این جمله زمان سقوط فرا رسید ‪ ،‬همه آماده رفتن به جزیره همه آماده یک اتفاق شگرف‪،‬هواپیما را میبینیم که فالشی‬ ‫همانند فالش های ‪ 5‬اپیزود اول الست میخورند و غیب می شوند ‪ ،‬آنها برگشتند ‪ ،‬آنها به جزیره بازگشتند ‪ ،‬جک فهمید که ترک‬ ‫جزیره کار درستی نبود ‪ ،‬اینجا بود که یکی از ون های زیبای دارما وارد داستان شد و مرد ساکت کره ای به صحنه آمد ‪ ،‬جیمبو یکی‬ ‫از اعضای ابتکار دارما‪.‬‬ ‫اپیزود هفتم با این صحنه آغاز شد ‪ ،‬سزار از یک مرد که پتویی بر سر کشیده می پرسد که اسم تو چیه ‪ ،‬او جواب میدهد «من‬ ‫جان الک هستم» بله جان الک زنده شد ‪ ،‬همانطور که حدس میزدیم جان زنده شد ‪ ،‬جان الکی که کسی او را در هواپیما به یاد‬ ‫ندارد و خود چیزی به جز مرگ را به یاد ندارد و با حالت معصومانه ای می گوید «من مرگ رو به یاد دارم»‬ ‫برمیگردیم به گذشته وقتی که جان چرخ را چرخاند ‪ ،‬او بعد از چرخاندن آن چرخ طبق معمول به خروجی جزیره در تونس منتقل شد‬ ‫‪ ،‬ویدمور به سراغ او آمد تا از او برای ورود به جزیره استفاده کند اما ویدمور خبر ندارد که بن زرنگ تر از این حرفهاست ‪ ،‬جان با نام‬ ‫مستعار جرمی بنتام به دنبال برگرداندن همه افراد به جزیره است ‪ ،‬یکی یکی به سراغ همه رفت و نه تنها اینکه همه جواب سرباال‬ ‫دادند بلکه توسط جک مسخره هم شد و جک به او گفت که»معلومه که برمیگردیم چون که این سرنوشت ماست» جک جان الک‬ ‫رو به مسخره گرفته بود و او را دیوانه خطاب میکرد‪.‬‬ ‫جان الک از همه نا امید و افسرده به محل اقامت خود بر میگردد تا خود را بکشد و از این شرمساری که نتوانست حتی یک نفر از‬ ‫ا«ها را راضی کند رهایی پیدا کند که بن از راه رسید ‪ ،‬جان از بن پرسید تو از کجا منو پیدا کردی که بن باز طبق معمول شروع به‬ ‫بیراهه رفتن کرد که جان الک با عصبانیت گفت که به سوالم جواب بده ‪ ،‬بن باز هم با چرب زبانی توانست جان الک را فریب دهد‬ ‫‪ ،‬از او اطالعات گرفت و بعد از آن او را کشت‪ .‬در این سمت و در جزیره جان الک را باالی سر بن میبینیم که به سزار که کنارش‬ ‫ایستاده میگوید این مرد من رو کشته‪.‬‬ ‫اپیزود هشتم آغازی حیرت آور دارد ‪ ،‬بعد از فالشی که جان الک را به درون چاه انداخت آنها به گذشته ای بسیار دور رفتند ‪،‬‬ ‫جایی که مجسمه چهار انگشت کامل شده و کیلومتر ها ارتفاع دارد ‪ ،‬که شاید این یه جایزه از طرف الستی ها برای ما بیننده ها بود‬ ‫که ‪ 3‬ثانیه آن مجسمه را ببینیم ‪ ،‬بعد از این ‪ 3‬ثانیه آخرین فالش الست خورده شد ‪ ،‬جان چرخ را جا انداخت و آخرین فالش خورده‬ ‫شد و همه چیز تمام شد ‪ ،‬سر درد ها تمام شد ‪ ،‬هر جایی که هستند آنجا خواهند ماند و از اینجا بود که ساویر رهبری گروه را بر عهده‬ ‫گرفت‪ .‬به سمت دیگر میرویم جایی که دارمایی ها در حال رقص و خوشحالی هستند ‪ ،‬با لباس های دهه هفتادی که میبینند هوراس‬ ‫فرمانده شجاع آنها در حال انجام کار های احمقانه است ‪ ،‬این اتفاق را به رییس پلیس نیروی انتظامی جزیره گزارش میدهند ‪ ،‬رییس‬ ‫پلیس کسی نیست جز ساویر با نام جدید جیم الفلور‪.‬‬ ‫این اپیزود اتفاقات جزیره بعد از بازگشت جان به زمین اصلی را مورد بررسی قرار میدهد ‪ ،‬که الستی ها در جزیره چطور به دست‬ ‫دارمایی ها افتادند و چطور مورد اعتماد آنها قرار گرفتند و چطور ‪ 3‬سال در میان آنها زندگی کردند و چرا قصد دارند همچنان بین آنها‬ ‫زندگی کنند مگرآنها نمیدانند چه بالیی بر سر دارمایی ها آمده؟! از همه جالبتر اینکه ساویر هرجا که باشد بدون عیال نمیماند و سریعا‬ ‫برای خود خانواده تشکیل داد و زندگی همراه با خوشبختی را دو زوج ساویر و جولیت با هم گذراندند‪.‬‬ ‫در قسمت پایانی این اپیزود الفلور و هوراس دو مقام ارشد دارما با هم به صحبت درباره دوستان قدیمی میپردازند ‪ ،‬الفلور میگوید که‬ ‫‪ 3‬سال فرصت مافی هست برای فراموش کردن یک نفر ‪ ،‬همین جمله کافی بود تا فردای آن روز همان کسی که قرار بود در طی ‪3‬‬ ‫سال او را فراموش کند از راه برسد و زندگی الفلور را روی سرش خراب کند‪.‬‬ ‫در پخش جهانی الست بین این اپیزود و اپیزود بعدی دو هفته تاخیر بود ‪ ،‬ما هم با تاخیر به بررسی نیمه بعدی داستان خواهیم پرداخت‬ ‫‪ ،‬این داستان تا شماره بعدی مجله ادامه دارد‪...‬‬


‫اونایی که سریال الست رو با زیر نویس دیدن میتونن به اهمیت زیرنویس و فردی که سریال رو زیرنویس میکنه پی ببرن زیرنویس الست در‬ ‫صورت خراب بودن بیش از نیمی مفهوم الست رو از بین میبرد ‪ .‬در اینجا مصاحبه با فردی را میخوانید که الست رو برای ما مفهوم بخشیده ‪:‬‬ ‫خوب از خودت شروع میکنیم لطفا خودتو معرفی کن؟‬

‫با سالم خدمت خوانندگان عزیز مجله آی الست ‪ ،‬من بهنام رضایی هستم متولد فروردین ‪ 1368‬دانشجوی سال دوم رشته مهندسی مدیریت اجرایی‪.‬‬ ‫زبان رو از کجا یاد گرفتین؟‬

‫من زبان رو از ‪ 3‬سالگی شروع کردم ‪ ،‬جایی که کتابهای انگلیسی رو جلوی صورتم می گرفتم و به شکلهای اون نگاه میکردم ‪ ،‬کم کم به همین‬ ‫صورت ادامه دادم تا اینکه قبل از وارد شدن به کالس اول ابتدایی به راحتی میتونستم گلیم خودم رو در زبان انگلیسی از آب بیرون بکشم ‪ ،‬به‬ ‫دوره راهنمایی و دبیرستان که رسیدم زبان انگلیسیم کامل شد و به مقطع دانشگاه رسیدم موفق به کسب مدرک تولیمو شدم و هم اکنون به دنبال‬ ‫مدرک ‪ IELTS‬هستم ‪ ،‬شاید تعجب کنید ولی من در طول زندگی خودم حتی یک جلسه هم به آموزشگاههای آموزش زبان هم نرفتم و همه‬ ‫چیز رو خودم به تنهایی با گوش دادن به موسیقی های خارجی مانند اشعار راجر واترز از پینک فلوید یا جیمز هیتفیلد از متالیکا و ترجمه اونها به‬ ‫فارسی یاد گرفتم ‪ ،‬خالصه اینکه از بچگی گوشم به زبان انگلیسی عادت داشت و خدادادی تونستم این زبان رو یاد بگیرم ‪.‬‬ ‫زبان دیگه ای بجز انگلیسی بلدین؟‬

‫زبان های دیگه بعضی ها رو دست و پا شکسته و بعضی ها رو کامل مسلط هستم ‪ ،‬انگلیسی و عربی و ترکی استانبولی رو به صورت کامل قادر‬ ‫به صحبت کردن می باشم و زبان های آلمانی و فرانسوی رو به صورت دست و پا شکسته در حدی که گلیم خودم رو از آب بیرون بکشم بلد‬ ‫هستم ‪ .‬یاد خاطره ای افتادم که اپیزود ‪ 13.5‬که به بررسی ‪ 6‬نجات یافته اوشنیک پرداخته بود رو از روی زیرنویس آلمانی زیرنویس کردم که در‬ ‫نوع خودش حیرت انگیز بود‪.‬‬ ‫از کی وارد کار زیرنویس شدین؟‬

‫بنده از اپیزود سوم الست وقتی که منتظر زیرنویس فارسی دوستان بودم وارد این کار شدم ‪ ،‬طوریکه یک لحظه با خودم گفتم که چرا من یکی از‬ ‫اونهایی نباشم که میتونه الست رو زیرنویس کنه ‪ ،‬از همون اپیزود سوم تصمیم گرفتم به جمع زیرنویس کنندگان فیلم و سریال بپیوندم که خدا‬ ‫رو شکر استعدادم کشف شد و می بینم که دوستان از نحوه ترجمه من راضی هستند‬ ‫مدت زمانی که طول میکشه یک اپیزود الست رو زیرنویس کنید چقدره؟‬

‫در مدت فصل ‪ 5‬از ساعت ‪ 12‬یا برخی مواقع ساعت ‪ 2‬که کار رو شروع میکردیم حدودا ساعت ‪ 4‬و نیم الی ‪ 6‬زیرنویس آماده می شد یعنی چیزی‬ ‫حدود ‪ 4‬ساعت و نیم عملیات زیرنویس انجام می شد که من به دلیل وسواس زیادی که داشتم اپیزود رو به ‪ 4‬قسمت تقسیم میکردم و هر قسمت‬ ‫رو به یه نفر میدادم تا زیرنویس اون رو چک کنه و بعد از چک نهایی اشکاالت رو با زمان مربوط به اون اشکال روی کاغذ می نوشتند و من شروع‬ ‫به رفع اشکال و گرفتن غلط های امالیی میکردم تا اینکه زیرنویس نهایی آماده استفاده دوست داران الست قرار بگیره ‪ ،‬روز بعد یعنی جمعه هم‬ ‫زیرنویس رو با کیفیت فوق العاده ‪ 720P‬هماهنگ میکردم که فکر میکنم برای اولین بار در ایران زیرنویس هماهنگ با ‪ 720P‬الست تولید شد‪.‬‬


‫با لغات و اصطالحات و ضرب المثل های الست چه جور کنار اومدین؟‬

‫من در طول ترجمه از چندین دیکشنری استفاده میکنم ‪ ،‬از دیکشنری های آنالین و همینطور دیکشنری انگلیسی به انگلیسی آکسفورد و‬ ‫دیکشنری بیبیلون که مستقیما به ویکیپدیا متصل است استفاده میکنم ‪ ،‬اصطالحات رو طوری ترجمه کردم که قابل درک باشد و در زندگی یک‬ ‫ایرانی قابل تعریف باشد و همینطور موارد اخالقی را هم مد نظر قرار دادم تا چنانچه اگر یکی از دوستداران الست همراه خانواده و یا فامیل در حال‬ ‫دیدن الست بودند با دیدن کامات زشت و ناپسند شرمنده همدیگر نشوند و به راحتی سریال را تماشا کنند و من هم تا آنجایی که شده کلماتی‬ ‫را که وجهه زیبایی نداشتند را با کلمات و اصطالحات دیگر جایگزین کردم‪ .‬مخصوصا کلماتی که ساویر به زبان میاورد رو باید با دقت بیشتری‬ ‫ترجمه میکردم که هم صحبت اصلی ساویر ادا شود و هم اینکه کلمه زشت و ناپسندی در آن به کار نرود ‪.‬‬ ‫الست با زیرنویس بهتره یا بدونش؟‬

‫اون هم بستگی به فردی داره که الست رو میبینه اگر شما انگلیسی خوبی دارید شما رو تشویق میکنم که بدون زیرنویس ببینید تا زبان انگلیسی‬ ‫شما هم تقویت شود اگر زبان انگلیسی خوبی ندارید حتما با زیرنویس ببینید تا متوجه داستان الست بشوید که چه شاهکاری است‬ ‫من به شخصه نسخه های بلوری الست رو که هیچ زیرنویسی برای اون نیومده رو میبینم واقعا لذت میبرم هم از کیفیت و هم اینکه روی فیلم‬ ‫زیرنویسی نیست و صفحه کامال مربوط به هنرنمایی الست هست‪.‬‬ ‫خاطره ای از زیرنویس های فصل ‪ 5‬دارید ؟‬

‫جواب ‪ :‬بله این خاطره مربوط میشه به اپیزود ‪ 10‬فصل ‪ 5‬که در ساعت ‪ 12‬شروع به ترجمه کردم و بنا بر قولی که داده بودم تا ساعت ‪ 3‬زیرنویس‬ ‫را قرار بود آماده کنم که ساعت به ‪ 2‬و بیست دقیقه رسید و من از ‪ 650‬خط ‪ 578‬خط رو ترجمه کرده بودم که در یک چشم بر هم زدن برق کل‬ ‫منطقه رفت و من هم به هیچ عنوان ‪ 578‬خط را ذخیره نکرده بودم ‪ ،‬تا ساعت ‪ 4‬و بیست دقیقه همچنان در خاموشی به سر میبردیم که برق آمد‬ ‫و من با اراده ایی قویتر و محکمتر دوباره شروع به زیرنویس کردم و در ساعت ‪ 6‬و ‪ 45‬دقیقه بود که وقتی به سایت سر زدم موج اعتراض ها بود‬ ‫که چرا اینقدر دیر شده و چرا به قول خودم عمل نکردم که یک توضیح برای همه نوشتم که به دلیل خاموشی مجبور به ترجمه این اپیزود از ابتدا‬ ‫شدم و حدودا ‪ 1100‬خط ترجمه کردم و جالتر از آن اینکه با وجود اینکه تقریبا ‪ 4‬ساعتی از کار عقب افتادم باز هم زیرنیوس من اولین زیرنویس‬ ‫فارسی منتشر شده در ایران بود‪.‬‬ ‫بعد از فصل ‪ 5‬الست چه سریاالی دیگه ای رو زیرنویس کردید ویا در دست زیر نویس دارید؟‬

‫بعد از فصل ‪ 5‬سریال الست یک سریال بسیار معروف امریکایی رو با تیم ترجمه ‪ TVSHOW.IR‬قرار هست که انجام بدیم ‪ ،‬هم اکنون در‬ ‫حال دانلود اپیزود های این سریال هستیم تا کار رو شروع کنیم ‪ ،‬در مورد نام این سریال به من گفته شده که نباید گفته بشه و گروه ترجمه‬ ‫‪ TVSHOW.IR‬قصد سورپرایز همگان رو داره فقط میتونم بگم که این سریال از شبکه ‪ FOX‬پخش میشه و بعد از زیرنویس این سریال کار‬ ‫فصل ‪ 6‬شروع میشه که با برنامه هایی که من در ذهن دارم شاید ایران برای اولین بار و به افتخار بچه های ‪ TVSHOW.IR‬اولین زیرنویس‬ ‫جدیدترین اپیزود فصل ‪ 6‬رو منتشر کنه که قطعا باعث غرور و افتخار همه ایرانی های سرتاسر جهان است ‪.‬‬ ‫چه احساسی دارین اکه تمام زیرنویسهای سریالها با نام شما منتشر بشه؟‬

‫واقعا اگر این روز برسه به خودم افتخار خواهم کرد که تونستم یه جوری به هموطن های عزیزم خدمت کنم ‪ ،‬مطمئنا اگر همچین اتفاقی بیافته‬ ‫مطمئن باشید به هیچ عنوان ریالی از هیچ فردی دریافت نکردم و مطمئن باشید من خدمت به هموطنان عزیزم رو به سکه و اسکناس نمی فرشوم‬ ‫ایرانیها عزیزتر و گرامی تر از آن هستند که برای کمک به آنها برای متوجه شدن یک سریال از آنها پول دریافت کرد ‪ ،‬دعای خیر ایرانیهای عزیز‬ ‫از میلیاردها هم با ارزش تره ‪ ،‬پس اگر دیدین که تمام سریالها با زیرنویس من بشه یک روزی ‪ ،‬مطمئن باشید فقط در جهت خدمت به هموطنان‬ ‫عزیزم بوده و هست‪.‬‬ ‫شهرت رو دوست دارین؟‬

‫ببینید باید ببینیم هدف از شهرت چیه! یه نفر دوست داره مشهور باشه و از کنار این شهرت به هدف های مادی خودش برسه و از مردم بابت این‬ ‫شهرت پول دریافت کنه ‪ ،‬اما هدف من از شهرت و اینکه شهرت رو چطور میبینم اینه که شهرت راهی هست برای بیشتر خدمت کردن ‪ ،‬وقتی‬ ‫که من شناخته شده باشم وقتی مشهور باشم دلگرمی بزرگی هست برای من که کار رو ادامه بدم و بیشتر به هموطنانم خدمت خالصانه کنم‬ ‫من شهرت رو در خدمت بیشتر میبینم و اگر شهرت در این راه باشه خیلی این شهرت رو دوست دارم ولی اگر ذره ای به سمت مادیات کشیده‬ ‫بشه این شهرت شهرت صادقانه ای نیست ‪ ،‬و شهرتی هست که فقط در جهت برطرف کردن نیازهای مادی هست ولی زندگی با ارزش تر از‬ ‫این هست که برای چند ریالی پول از شهرت سو استفاده کرد ‪ ،‬این که هموطنانم به من نامه میزنند و از من بابت زیرنویس ها تشکر میکنند ‪،‬‬ ‫برای من میلیاردها ارزش دارد و خوشحالم که بعضی از زیرنویس کنندگان از این تشکر های خالصانه محروم هستند و هر روز در پی چک کردن‬ ‫حسابهای بانکی خود هستند ‪.‬‬ ‫آیا فکر اینده ی این و درامد زایی به وسیله ی زیرنویس هستین؟‬

‫همانطور که بارها گفتم هدف من از این کار کسب درآمد نیست چرا که اصال هدف من این نیست و اصال به این پول هم هیچ احتیاجی ندارم‬ ‫‪ ،‬این کار را هم فقط برای خدمت رسانی به مردم و دریافت دعاهای خیر هموطنانم بود که خوشبختانه با دعاهای خیر عزیزانم در طول فصل ‪5‬‬ ‫گره های زیادی از زندگی من باز شد و من تاثیر مستقیم اونها رو در زندگی خودم میدیدم تا وقتی که حتی یک نفر خالصانه از من بخواهد که‬ ‫زیرنویس را ادامه دهم ادامه خواهم داد حتی یک نفر چرا که همان یک نفر برای من بسیار با ارزش است ‪.‬‬ ‫چقدر در فکر رقابت با دیگر افرادی که در زمینه ی زیرنویس هستن هستید؟ افرادی مثل ف‪.‬ع جاوید؟‬

‫رقابت من در طول فصل ‪ 5‬الست فقط با میالد بود در رقابتی سالم که در نهایت به بهبود هر چه بیشتر زیرنویس های هر دو طرف شد و سود‬ ‫اصلی را از این رقابت دوستداران الست بردند‪ .‬یادمه یه جایی بود که همه اشکاالت زیرنویس ها رو به اطالع مترجمان میرسوندیم که میالد و‬ ‫من هزاران بار از همدیگر اشکال گرفتیم و بحث کردیم که به نظر من همان بحث ها باعث شد هفته بعد از آن زیرنویس های با کیفیت بسیار‬ ‫باالتر ارائه دهیم‪.‬‬


‫افرادی مانند علیرضا جاوید رو نمیشه با من یا میالد مقایسه کرد چرا که در طول فصل ‪ 5‬با استفاده از همون شهرتی که ذکر کردم توانست درآمد‬ ‫آن خود کند ‪ ،‬در حالیکه این کار روش آن چنان جالبی نیست ‪ ،‬زیرنویس ارزش خود رو با مادی شدن از دست میده ‪ ،‬جایی‬ ‫بسیار زیادی را از ِ‬ ‫میخودم که علیرضا جاوید بابت هر خط زیرنویس ‪ 600‬ریال دریافت میکنه ‪ ،‬خب این چه معنی میده؟ آیا درسته که از این هنر که خداوند در وجود‬ ‫ما قرار داده سو استفاده کنیم ‪ ،‬صحبتی با علیرضا جاوید دارم که حاال چه اتفاقی میافتاد که شما زیرنویس ها رو هم برای فروش میگذاشتید و‬ ‫هم برای دانلود اگر کسی واقعا شما رو دوست داره میاد و به شما کمک میکنه همانطور که در امریکا کسی هیچ فیلمی رو دانلود نمیکنه و همه‬ ‫به سینما میرن و فیلم رو تماشا میکنند ‪ ،‬چون که کارگردان رو دوست دارن ‪ ،‬شما آقای جاوید اگر واقعا محبوب مردم هستید زیرنویس ها را برای‬ ‫فصل ‪ 6‬هم برای دانلود بگذارید و هم برای فروش آن موقع بسیار خوب میشود قضاوت کرد‪.‬‬ ‫باید به زیرنویس به عنوان یک خدمت به هموطنان نگاه کرد نه با این نگاه که هر خط که ترجمه شد ‪ 600‬ریال به حسابم اضافه بشه و اگر پولی‬ ‫به من ندهند من از زبان انگلیسی چیزی نمیدانم و در صورت وجود پول من استاد زبان انگلیسی هستم ‪ ،‬نباید این طور باشد ما همه ایرانی هستیم‬ ‫‪ ،‬ایرانی ایرانی را دوست دارد‪.‬ما هم زمانی میترسیدیم که زیرنویس هایمان را متن باز در اینترنت قرار دهیم اما دیدیم که ایراین تا چه اندازه بزرگوار‬ ‫اس که از زیرنویس متن باز ما به هیچ عنوان سو استفاده نمیکند ‪ ،‬ایرانی فراتر از آن چیزیست که تصور میکنید‬ ‫اگه بخوایید یه نقدر بر زیرنویس های خودتون بکنید اون چیه؟ایا شده تا حاال کسی به زیرنویس های شما نقدر بکنه و اشکال‬ ‫بگیره؟‬

‫نقدی که خودم بر زیرنویس خودم دارم اینه که زیرنویسهای من اوایل به دلیل سرعت باالیی که داشتند اکثرا با غلط تایپی مواجه میشدند که‬ ‫هنوز چندتایی از اون آثار مونده ‪ ،‬ولی معموال رسم بر این هست که دیگران در مورد زیرنویس من نظر بدهند من که نمیتونم چیزی در مورد کار‬ ‫خودم بگم دیگران هم لطف داشتند در طول فصل ‪ 5‬خیلی از دوستان به زیرنویس ها ایراد میگرفتند ایراد های به جا ایرادهای بی جا ولی من‬ ‫همه ایرادها را مد نظر قرار میدادم و زیرنویس را سرعا اصالح میکردم ‪ ،‬زندگی و کار بدون نقد امکان پذیر نیست ‪.‬‬ ‫شما ترجمه ی تحت الفضی انجام میدین یا از نظر معنا و مفهوم جمله ها رو زیرنویس میکنین؟‬

‫ترجمه ای که من انجام میدهم دوستان هم مطلع هستند که ترجمه مفهومی است ‪ ،‬دلیل ندارد که کلمه به کلمه ترجمه کرد‪ ،‬ترجمه کلمه به کلمه‬ ‫را یک ماشین هم میتواند انجام دهد ‪ ،‬پس اینجا فرق انسان با ماشین چه می شود؟ من جمله را که خواندم مفهوم و منظور آن را ترجمه میکنم و‬ ‫اینکه منظور او از این جمله چه بوده نه اینکه کلمه به کلمه ترجمه کنم تا به ترجمه ای برسم که خواندنش هم عذاب آور است و الست را برای‬ ‫دوست داران آنچنان عذاب آور کند که ترجیح دهند با زیرنویس انگلیسی سریال را ببینند ‪.‬‬ ‫نظرتون در مورد بعضی از همکاراتون که بد و با غلط و تحط الفضی ترجمه میکنن چیه؟‬

‫فقط پیشنهادی دارم به اونها اونم اینه که به ترجمه مفهومی برگردند ‪ ،‬ترجمه تحت الفظی عذاب آور است ‪ ،‬بیننده را خسته میکند و اگر بیننده‬ ‫خسته شود دیگر از زیرنویس شما استفاده نمیکند یه سری دیگه از دوستان رو هم داریم که دوست دارند در حال زیرنویس کردن فیلمنامه الست‬ ‫رو هم با زبان خودشون بنویسند ‪ ،‬حاال اسم نمی برم چون کامال مشخصه ‪ ،‬این دوستان در زیرنویس هایی که ارائه میدهند مخصوصا فصل ‪ 1‬تا‬ ‫‪ 3‬و همینطور فصل ‪ 5‬عباراتی را به کار میبرند که حتی ذره ای از آن در سریال گفته نشده و همان دوستان بسیاری از عبارات و حرف های خنده‬ ‫دار الست را ترجمه نکردند و اگر احیانا کسی زیرنویس انگلیسی را ندیده باشد از این عبارات محروم خواهد بود عباراتی مانند اسم هایی که ساویر‬ ‫روی سعید میگذاشت و او را محمد ‪ ،‬عبدل ‪ ،‬علی و ‪ ...‬صدا میزد که شاید کمتر کسی متوجه شده باشد چرا که ترجمه نشده و بنا بر تشخیص‬ ‫زیرنویس کننده این جمالت اضافه بود و نباید در فیلمنامه الست آورده می شد‪.‬‬ ‫چقدر به غلط امالیی اهمیت میدین؟‬

‫بسیار به این مساله اهمییت میدم ‪ ،‬همونطور که گفتم در زمان پخش فصل ‪ 5‬الست ‪ ،‬همراه با ‪ 4‬نفر مشغول بررسی غلط های دستوری و امالیی‬ ‫اون اپیزود بودیم که اوال سریعترین در ایران باشیم و دوما با کیفیت ترین در ایران باشیم ولی با این حال در ‪ 650‬خط زیرنویس احتمال دارد‬ ‫همچنان چندتایی غلط امالیی وجود داشته باشد که دوستان باید بنده رو بابت این غلط های امالیی ببخشند‬ ‫چند بار تا حاال توی غلط امالیی سریال ها سوتی دادین؟ بزرگترینشون چی بوده؟‬

‫غلط امالیی که زیاد بوده اون هم گفتم به دلیل سرعت زیاد بود که طبیعیه که بیشتر اونها مربوط به جابجایی بین حروف بوده که مثال رفتم شده‬ ‫بوده رتفم ‪ ،‬یا گذاشتم شده بود گذشاتم ‪ ،‬یا اومده بودم بنویسم «تا چقدر باید صبر کنیم؟» ‪ ،‬نوشتم « تا چگدر باید صرب کنیم» ‪ ،‬اکثرا جابجایی‬ ‫بین حروف بوده نمره امالی من تو مدرسه زیر ‪ 19‬نبوده مدارکش هم موجوده!‬ ‫به نظر تون چقدر زیرنویس یک سریال میتونه تاثیر داشته باشه بر معنا و مفهوم سریال؟‬

‫بستگی به فردی داره که سریال رو میبینه ‪ ،‬اگر اون فرد زبان انگلیسی قابل قبولی داشته باشه زیرنویس فقط یه وسیله کمکی هست ولی اگر‬ ‫بیننده چیزی از زبان انگلیسی ندونه اونوقته که زیرنویس بسیار مهم میشه و در واقع همه چیز سریال میشه زیرنویس ‪ ،‬برخی مواقع زیرنویسهای‬ ‫متفرقه منظور و مفهوم و درک خودشون رو قاطی سریال میکنند که این زیاد جالب نیست ‪ ،‬نباید به نوشته نویسندگان الست بی احترامی کرد باید‬ ‫نوشته های اونها رو دقیق ترجمه کرد تا منظور کامال برسه نه اینکه ما هم تبدیل به نویسنده الست بشویم و هر آنچه که آرزو داشتیم در الست‬ ‫اتفاق بیافتند در زیرنویسمان ادا کنیم‪ ،‬یادمان نرود ما نویسنده الست نیستیم ما مترجم الست هستیم ‪.‬‬ ‫آیا زیرنویس کردن قداست هم داره؟‬

‫زیرنویسی که برای دانلود گذاشته می شود قداستی فوق العاده زیاد دارد حضرت محمد (ص) می فرماید‪ :‬هیچ کاری در دنیا با ارزشتر از باز کردن‬ ‫گره برادر مسلمان خود نیست ‪ ،‬وقتی که من یا هر فرد دیگر با ارائه زیرنویس خود گره از کار برادران مسلمانش باز میکند ‪ ،‬این معنی را میدهد‬ ‫که پشت این کار هزاران دعای خیر وجود دارد ‪ ،‬دعاهایی که به درگاه حق تعالی رفته و به سمت ما و زندگی ما ریزش میکنند ‪ ،‬این کار و هر کار‬ ‫مشابه دیگر که در جهت خدمت به برادران و خواهران مسلمانمان باشد دارای قداست بسیار باالیی می باشد‬ ‫آینده ی این کار رو چی میبینید؟‬

‫آینده این کار نهایتا اینه که به گروه های ترجمه معروف تر و قوی تر من رو دعوت میکنن که من اصال این طور نمیخوام حتی در میانه فصل ‪5‬‬


‫هم تعدادی از سایت های بسیار پر بازدید به من دعوت حضور در تیم ترجمه اونها دادند همراه با اکانت های رایگان رپیدشیر و مگا آپلود که من‬ ‫قبول نکردم و گفتم که دوستی در ‪ TVSHOW.IR‬رو به میلیاردها سکه و اسکناس نمیدم و دوست دارم که به رایگان به دوستداران الست‬ ‫خدمت کنم آینده این کار برای من فقط این هست که زبان انگلیسی که بسیار فرار است از یاد من نخواهد رفت و با هر اپیزود الست و یا سریال‬ ‫دیگه کلمات و اصطالحات جدیدتری یاد میگیرم از این هم نمیشه گذشت که سرعت تایپ در این کار فوق العاده باال میرود ‪.‬‬ ‫این کار رو ادامه خواهید داد ؟ در صورتی که انجمن بسته بشه بازم اینکار رو ادامه میدین؟‬

‫این کار رو ادامه میدم تا لحظه ای که هنوز یه نفر منتظر زیرنویس من باشه در اوایل کارم من به یاد دارم که تعداد دانلود زیرنویس های من به‬ ‫‪ 20‬یا ‪ 30‬مورد میرسید و یک نفر بود که همیشه به من دلگرمی میداد ‪ ،‬نا امید شده بودم که چرا به زیرنویس من اصال توجهی نمیشه ‪ ،‬این بود که‬ ‫تصمیم گرفتم کاری خارق العاده انجام بدم و به همه قول دادم که از این به بعد زیرنویس های الست رو در کمتر از ‪ 4‬ساعت فقط از من بخواهید‬ ‫‪ ،‬این شد که تصمیم گرفتم با سرعت هر چه تمامتر کار زیرنویس رو انجام بدم تا به قولی که داده بودم جامه عمل بپوشونم که موفق به این کار‬ ‫هم شدم و از آن اپیزود به بعد تعداد دانلود های زیرنویس های تولیدی من به چتد هزار مورد رسید و تشکر ها بود که مدام به ایمیلم میرسید ‪.‬‬ ‫انجمن که امیدوارم هیچ وقت بسته نشه اگر هم بسته بشه من به شخصه امتیازش رو میخرم تا هیچ وقت از کار نیافته و با شناختی که از سینا‬ ‫‪ ،‬خالق سایت ‪ TVSHOW.IR‬دارم میدونم که چنان تعصبی به این سایت داره که فکر بسته شدن هم ممئنم اون رو آزار میده ‪ ،‬بنا بر این‬ ‫اصال به همچین چیزی نمیشه فکر کرد ‪ ،‬ما اهداف بسیار بلند پروازانه داریم ‪ ،‬برنامه هایی برای سیات داریم که در صورت استقبال آنها را به اجرا‬ ‫خواهیم گذاشت تا به پربازدید ترین سایت سریالهای تلوزیونی جهان برسیم ‪.‬‬ ‫فیلمای تکی که زیرنویس کردین چیا بوده؟‬

‫فیلمهای تکی که زیرنویس کردم فیلم سینمایی ‪ CHANGELING‬بوده که محصول سال ‪ 2008‬است با بازی آنجلینیا جولی که کاری فوق‬ ‫العاده سنگین و زیاد بود که با کمک دوستان گروه ترجمه ‪ TVSHOW.IR‬انجام شد از آن به بعد به دلیل شروع امتحانات ترم و مشغله های‬ ‫فراوان نتوانستم که به این مساله رسیدگی کنم ‪ ،‬اما همانطور که گفتم حتی اگر یک نفر خاصالنه از من درخواست کند من انجام خواهم داد ‪.‬‬

‫با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید ‪ .‬ما همچنان منتظر کارهای بیشتر از گروه زیرنویس سایتمون هستیم ‪ .‬به امید موفقیت ‪...‬‬


‫مختصری از زندگی‌نامه این هنرپیشه‬ ‫آنا تورف در تاریخ ‪ 15‬آوریل ‪ 1978‬در شهر ملبورن واقع در ایالت ویکتوریای استرالیا به دنیا آمد‪ .‬او در سال ‪ 1996‬از دبیرستان‬ ‫بنووا استیت (‪ )Benowa State‬فارغ التحصیل شده و در سال ‪ 2001‬نیز‪ ,‬در رشته بازیگری از انستیتوی ملی هنرهای نمایشی‬ ‫کوست(‪Gold‬‬ ‫سیدنی(‪ )NIDA‬فارغ التحصیل شد ‪ .‬این هنرپیشه که ‪ 1‬متر و ‪ 73‬سانتی متر قد و اصلیت استونیایی دارد‪ ,‬در گولد ْ‬ ‫‪ )Coast‬واقع در ایالت کوئینزلند(‪ )Queensland‬استرالیا بزرگ شده است‪ .‬آنا‪ ,‬ناخواسته و به دالیل نامعلوم‪ ,‬در ‪ 8‬سالگی از پدرش‬ ‫هانس تورف جدا شد ‪ .‬او به اسب سواری‪ ,‬شنا و کوه نوردی عالقه زیادی دارد ‪ .‬آنا از سال ‪ 2008‬با مارک والی(‪)Mark Valley‬‬ ‫بازیگر نقش جان اسکات در سریال ‪ FRINGE‬ازدواج کرده و هم‌چنان در کنار هم زندگی می‌کنند ‪.‬‬ ‫کارهای تلویزیونی ‪ -‬سینمایی و جوایز کسب شده‬ ‫آنا از سال ‪ 2002‬کار در سریال‌های تلویزیونی را با نقش‌های کوچک و ابتدایی آغاز کرد‪ .‬در همان سال با اولین نقش جدی‌اش در‬ ‫سریال شیرهای جوان(‪ )Young Lions‬خود را مطرح کرد‪ .‬او در این سریال‪ ,‬در نقش کاراکتر ایرنا ندوف(‪ )Irena Nedov‬در‬ ‫سیزده قسمت ایفای نقش کرد‪ .‬ظرف شش سال بعد‪ ,‬با ایفای نقش در سریال‌های تلویزیونی دیگر خود را بیشتر مطرح ساخت‪ .‬از‬ ‫بین این سریال‌ها می‌توان به سریال ‪(The Secret Life of Us‬در نقش نیکی مارتل بیست قسمت در این سریال بازی کرد‪ ).‬و‬ ‫همچنین سریال ‪(Mistresses‬در نقش «الکس» ‪ 5‬قسمت بازی کرد‪ ).‬اشاره کرد ‪.‬‬ ‫اما او با نقش اولیویا دانم(‪ )Olivia Dunham‬در سریال ‪ ,FRINGE‬ساخته ‪ J.J.Abrams‬شناخته شد و به خاطر ایفای همین‬ ‫نقش‪ ,‬کاندید جایزه ساترن برای عنوان بهترین بازیگر نقش اول زن در سال ‪ 2009‬شد‪ .‬در ابتدای پخش این سریال‪ ,‬عده‌ای از منتقدان‬ ‫که تعدادشان کم نیز نبود‪ ,‬نسبت به بازی او در نقش «مأمور اولیویا دانم» انتقادات زیادی کردند‪ .‬اما از بعد از پخش قسمت ششم‪ ,‬دیگر‬


‫ او در این‬. ‫ را در دست دارد‬FRINGE ‫ اکنون آنا تورف کار فیلم برداری فصل دوم‬.‫کمتر منتقدی چنین اظهار نظری درباره او کرد‬ ‫ به پرونده‌های‬FBI FRINGE DIVISION ‫ است که در دایره‬FBI ‫سریال نقش مأمور اولیویا دانم را ایفا می‌کند که یک مأمور‬ .‫ رسیدگی می‌کند و در این راه خود نیز دچار اتفاقاتی می‌شود‬... ‫ و سالح‌های بیولوژیکی و‬FRINGE Science ‫مربوط به‬

Filmography 1. Fringe... Agent Olivia Dunham (20 episodes, 2008-2009) 2. «Mistresses» ... Alex (5 episodes, 2008) 3. Frankenstein (2007) (TV)... ITU Nurse 4. Heavenly Sword (2007) (VG)... Nariko 5. The Book of Revelation (2006)... Gertrude 6. «The Secret Life of Us»... Nikki Martel (20 episodes, 2004-2005) 7. «McLeod>s Daughters»... Jasmine McLeod (2 episodes, 2004) 8. Travelling Light (2003)... Debra Fowler 9. «Young Lions»... Irena Nedov (13 episodes, 2002) 10. White Collar Blue (2002) (TV)... Neighbour


‫بهنام (‪)JAMES FOREVER‬‬

‫جیمز فورد از آغاز تا پایان‬ ‫نقش جیمز(ساویر) فورد را همه به خوبی می شناسیم‪ ,‬بازیگری که در ابتدای سریال همانند یک دزد اموال همه را غارت می کرد و‬ ‫روی همه اسم میگذاشت و هرکس را که میخواست مسخره میکرد و در کل کارهایی از این قبیل اما از فصل سوم و اپیزود فهمید که‬ ‫بر حسب اتفاق اینجا سقوط نکرده و برای کارهای مهمتری اینجاست ‪.‬‬ ‫از فصل سوم و اپیزود میانی با خودش فکر کرد اگر بر حسب اتفاق اینجا سقوط کرده پس مردی که سالیان سال در پی گرفتن انتقام‬ ‫از او بود اینجا چه میکند؟‬ ‫او پس از کشتن پدرش وضعیت‪,‬اخالق و رفتارش به کلی تغییر کرد و فهمیدن اینکه جان الک قبل از آمدن به جزیره به مدت ‪ 4‬سال‬ ‫معلول بوده کار را بیش از پیش پیچیده کرد و ساویر را در هم شکست‪,‬وقتی که فهمید کسی که باعث مرگ پدر و مادرش شده بود‬ ‫پدر جان الک بوده و جان الک و خودش در یک هواپیما و در یک جزیره سقوط کردند و این جزیره باعث شد که به آرزویش یعنی‬ ‫انتقام برسد او را به این فکر انداخت که واقعا برحسب تصادف سقوط نکرده ایم ‪.‬‬ ‫از آن به بعد بود که وجهه و رفتار جیمز تغییر کرد ‪ ,‬درونگراتر شد و دیگر وقتش را به گفتن چرندیات و اسم گذاشتن روی مردم تلف‬ ‫نمیکرد چرا که به واقعیت خود پی برده بود و میدانست که اتفاقی اینجا نیامده و قطعا دلیلی داشته ‪...‬‬ ‫جیمز را در یکی از آخرین اپیزود های فصل سوم میبینیم در حالی که گروه در حال حرکت به سمت برج رادیویی هستند تا از جزیره‬ ‫نجات پیدا کنند او از این کار امتناع می کند چرا که میداند بودن در این جزیره بسیار بهتر از ترک کردن آن است‪ ,‬این جزیره او را به‬ ‫آرزوی چندین ساله اش رسانده پس اتفاقی نبوده که در این جزیره سقوط کرده‪.‬‬ ‫او به جک میگوید که» نمیخواهد با او بیاید» این به این معناست که طرز فکر جیمز بسیار فرق کرده و در سطح باالتری نسبت به‬ ‫جک قرار دارد و جک بعد از سالها به حرف ساویر میرسد‪.‬‬ ‫جیمز فورد عصبانی همچنان در حال انتقام گرفتن از همه است ‪ ,‬او به اندازه ای عصبانی و گیج و مبهوت از اتفاقات اطراف خود است‬ ‫که لحظه ای در کشتن تام درنگ نمیکند و انتقام خود را از او میگیرد ‪ .‬فداکاری های جیمز در فصل چهارم شروع میشود و با نجات‬ ‫کلیر از میان رگبار مسلسل به نوعی جانش را در خطر میاندازد تا کلیر را که تا قبل از این مدام روی او اسم میگذاشت از خانه بیرون‬ ‫بیاورد ‪.‬‬


‫جیمز در ادامه داستان با شک و دودلی سوار هلیکوپتر می شود که به خانه برگردد اما در میانه راه اوج نقش خود را بازی میکند و در‬ ‫حالیکه سوخت هلیکوپتر در حال کم شدن بود برای کم کردن وزن هلیکوپتر فداکارانه خود را از هلیکوپتر بیرون میاندازد‪,‬به دو دلیل‬ ‫که یکی فداکاری و کمک به دوستان خود بودو دیگری اینکه به این درک رسید که واقعا آنها برحسب تصادف اینجا سقوط نکرده اند‬ ‫و باید در جزیره بمانند‪.‬‬ ‫در فصل پنجم جیمز را می بینیم که در نبود جک ‪ ،‬کیت ‪ ،‬سعید رهبری بازمانده ها را به همراه جان الک به دست گرفته ‪ ،‬رهبری‬ ‫که ز‪.‬دتر از این حرفها الیق و شایسته آن بود جیمز در فصل ‪ 5‬دیگر وقتی برای تلف کردن نداشت و مدام در حال روبرو شدن با‬ ‫اتفاقات و حوادث بود‪.‬‬ ‫فالش ها همینطور ادامه پیدا کرد تا جیمز و دوستانش به دهه ‪ 70‬رسیدند ‪ ،‬جایی که دارما به تازگی تشکیل شده بود و جیمز و‬ ‫دوستانش در میان دارمایی ها پدیدار شدند ‪ ،‬اینجا بود که جیمز رهبر بودن خود را ثابت کرد و با از بین بردن خطری که ممکن بود‬ ‫ریچارد و افرادش برای دارما ایجاد کنند خود را محبوب دارمایی ها کرد تا او را به عنوان سرپرست امنیت جزیره برگزینند و به عنوان‬ ‫یک لیدر در الست نقش ایفا کند‪.‬‬ ‫در این میان که در اوج رهبری جیمز فورد بودیم سعید کیت جک و هارلی به جزیره بازگشتند و باز هم جک بساط جیمز را بر هم زد‬ ‫و تحمل دیدن اینکه جیمز هم اکنون رهبر است را نداشت ‪ ،‬به همین دلیل مدام به خانه جیمز میرفت که خود را در تصمیمات جیمز‬ ‫دخالت دهد که سرانجام جیمز آب پاکی را بر روی دست جک ریخت و گفت ‪ :‬االن من همه کاره اینجا هستم و تو فقط یه کارگری ‪.‬‬ ‫ولی جک کار خودش را انجام داد و جیمز را از عرش به فرش کشاند و کاری کرد که نه تنها دیگر سرپرست امنیت جزیره نباشد بلکه‬ ‫زندانی دارما هم شد و اینها دلیلی جز بازگشت دشمن دیرینه اش جک نداشت‪.‬‬ ‫داستان جیمز فورد داستان عجیبی است که ممکن نیست کسی او را دوست نداشته باشد محبوبترین کاراکتر سریال که با خنده ها و‬ ‫جمالت خنده دارش لحظات شیرینی را برای ما رقم زده ‪ ،‬جیمز با اینکه در فصل اول منفورترین بود هم اکنون به یک قوه قابل اتکا‬ ‫و یک چهره محبوب چه در میان الستی ها و چه در میان ببینندگان تبدیل شده است ‪ .‬جیمز فورد ستاره محبوب و دوست داشتنی‪.‬‬


‫علیرضا (‪)Oceanic 6‬‬ ‫يكي از جذابيتهاي سريال گمشده‪ ،‬براي مخاطبان ريزبين سريال‪ ،‬ارجاعات فراواني است كه در قسمتهای مختلف مجموعه به مباحث‬ ‫گوناگون همچون‪ :‬مذهب‪ ،‬ادبيات‪ ،‬علوم مختلف‪ ،‬هنر‪ ،‬موسيقي و ‪ ...‬وجود دارد‪ .‬در اين نوشته سعي دارم كه به ارتباط مجموعه گمشده‬ ‫با اديان و افسانه هاي مختلف بپردازم‪.‬‬

‫مسیحیت‬

‫برخی از ارجاعات توسط کارکترها و برخی به طور واضح در مسیر داستانی اشاره شده است‪ .‬از کلمه سرنوشت هم بسیار استفاده‬ ‫شده که در دین مسیحیت بسیار مهم تلقی میشود‪.‬‬ ‫واضح ترین شخصیت در خط سیر داستانی مستر اکو هست که در ابتدا کشیشی قالبی بود اما بتدریج تبدیل به یک روحانی‬ ‫ميشود‪ .‬بعد از کشتن ‪ 2‬نفر از دیگران به مدت ‪ 40‬روز‪ ،‬روزه سکوت می گیرد كه این عمل یاد آور عمل لنت در مسیحیت است‪ .‬در‬ ‫طی این روزها وي روی یک چوب دستی نوشته هایی را از انجیل حکاکی میکند ‪ .‬آخرین جمله او این است ‪ :‬به باال نگاه کن و به‬ ‫سمت شمال ‪ .‬در ساعت ‪ 3/30‬جان‪.‬‬ ‫که در واقع ارجاع به ازلیک ‪ 8/5‬دارد که عیسی جواب میدهد ‪ :‬من به تو حقیت را گفتم هیچ کس نمیتواند وارد قلمرو خدا شود ‪ ،‬مگر‬ ‫انكه از آب و روح متولد شده باشد‪.‬‬ ‫اکو وقتی برادرش را پیدا میکند صلیبش را برمی دارد و با خودش می برد‪ ،‬رز نیز در ابتدای سریال همواره دستش به صلیب‬ ‫است و برای همسرش دعا میکند ‪ .‬همچنین پس از ربودن کلیر توسط اتان ‪ ،‬رز به همراه چارلی دست به دعا برمی دارد و باعث می‬ ‫شود چارلی دوباره اعتقاداتش را به دین پیدا کند ‪ .‬او حتی الک را هم پس از آنکه در ایستگاه مروارید فيلم آموزشی را دید ‪ ،‬امیدوار‬ ‫می کند‪.‬‬ ‫اکو و چارلی با هم به ساخت اولین کلیسای جزیره می پردازند ‪ ،‬کلیسایی که البته کامل نمیشود ‪.‬در اپیزودهای بعدی می بینیم‬ ‫که در کنار همان جا الک چادرش را برپا می کند و به مکاشفه می پردازد و به نوعی با این صحنه مشابهت دین مسیح با اعتقادات‬ ‫بومیان آمریکایی به تصویر کشیده میشود‪.‬‬ ‫مادر الک جایی به الک میگويد که الک فردی معصوم بوده است‪ .‬منظورش این بود که الک ‪ ،‬پدری از جنس انسان نداشته و‬ ‫مانند مسیح به دنیا آمده است که البته بعد ها می بینیم که این سخن دروغی بیش نبوده است ‪ .‬وقتی بازماندگان بن را درون اسلحه‬ ‫خانه زندانی می کنند تصویری به ثبت میرسد که شبیه به صلیب کشیدن مسیح است ‪.‬‬


‫این صحنه هنگامی که کریستین درباره قربانی شـدن با الک حرف می زنـد‬ ‫پدید مي آيد‪.‬‬ ‫قربانی شدن الک و دوباره زنده شدنش اشاره اي به صلیب کشيده شدن مسیح و دوباره‬ ‫زنده شدنش دارد‪.‬‬ ‫حریک هارلی توسط دیو برای خوردن غذای بیش از حد شبیه تحریک مسیح توسط‬ ‫ساتان است‪.‬‬ ‫یکی از کتاب های دفتر کار جک انجیل است‪.‬‬ ‫ارجاعات کتاب مقدس‬ ‫دیگر ارجاع واضح سریال از کتاب های مسیحیان و یهودیان اسامی کاراکتر های سریال‬ ‫هستد ‪ :‬بنجامین ‪ ،‬جیکوب ‪ ،‬آرون و ‪..‬‬ ‫کارلتون کیوز و لیندلف فاش کردند که نام دیگر هیوالی سیاه رنگ ‪ ،‬سربروس است‪.‬‬ ‫سربروس سگی سه سر است که از محافظان درهای جهنم محسوب میشود (كه در سريال‬ ‫محافظ معبد است)‬ ‫حروف هیروگلیفی که که در صورت نزدن دکمه در هر ‪ 108‬دقیقه ظاهر می گردد‪ ،‬به‬ ‫معنی دنیای زیرین است‪.‬‬ ‫نتونی کوپر به ساویر گفت که جزیره حتما جهنم است (البته نویسنده ها این مساله‬ ‫را تکذیب نمودند)‬

‫کاتولیک‬ ‫کاتولیک در سه شخصیت دزموند ‪ ،‬اکو و چارلی از همه بیشتر نمود دارد‪ .‬در فالش‬ ‫بک هایی می بینیم که چارلی فردی مذهبی بوده اما از وقتی که به موسیقی و مواد مخدر‬ ‫روی آورده از دین دور شده است اما در جزیره با کمک رز و اکو بتدریج به سمت دینش باز‬ ‫میگردد‪.‬‬ ‫البته در یك رویا هم آرون ‪ ،‬هارلی ‪ ،‬الک و کلیر را می بینیم‪ .‬وي فکر میکند که آرون‬ ‫در خطر است در صورتی که اینطور نیست و تعبیر خواب چارلي اينست که همانند موسی که‬ ‫در گهواره به آب انداخته شد و به دست مادر دیگری بزرگ شد ‪ ،‬برای آرون نیز همینطور‬ ‫خواهد بود‪.‬‬ ‫اکو نیز پس از اتفاقی که برای برادرش افتاد مذهبی شد و در هنگام مرگش هم در‬ ‫مقابله با دود سیاه عکس هایی را از رخاطراتش از جمله یمی وغیره دید‪ .‬یمی همیشه به‬ ‫اکو میگفت که باید اعتراف کند اما اکو اینکار را نکرد و کشته شد‪.‬‬ ‫سایر شخصیت ها نظیر هارلی ‪ ،‬دزموند و حتی کیت(که در فالش بکی در اپیزود‬ ‫‪ left behind‬دیالوگی با ادوارد مارس در این زمینه دارد) نیز مذهبي بودن خود را‬ ‫نشان می دهند‪.‬‬ ‫هفت گناه بزرگ کاراکتر های سریال‬ ‫غرور(جک) حسادت(جین) خشم(الک) تنبلی(شانون) طمع(سایر) شکم پرستی(هارلی) شهوت(بون)‬ ‫هفت پرهیزگاری مقدس کاراکترها‬ ‫میانه روی(الک) فداکاری(جولیت) مهربانی(کلر) نیکوکاری(چارلی) پشتکار(بن) صبوری(رز) فروتنی(ریچارد)‬


‫ارتدکس شرقی‬

‫تنها در یک جا به این موضوع اشاره میشود و آن هم دیالوگی بین الک و بون در رابطه با کتاب برادران کارامازوف داستایوفسکی‬ ‫است ‪ .‬داستایوفسکی از طرفداران این مذهب بود‪ .‬البته بن هم یک جمله از این کتاب خطاب به الک میگويد ‪ :‬انسان ها پیامبرانشان‬ ‫را می کشند ‪ .‬اما به شهدایشان احترام میگذارند و آنان را گرامی می دارند‪.‬‬

‫پروتستان‬ ‫شد‪.‬‬

‫دو بار به طور واضح به آن اشاره شده است‪ .‬مراسم ازدواج سارا با جک و کیت با کوین کالیاس به سبک پروتستانی برگزار‬

‫نام اپيزودي كه كيت در آن نقش اصلي را ايفا ميكند و به گذشته اين كاراكتر ميپردازد‪ Left Behind ،‬است ‪ ،‬اسم اين اپيزود‬ ‫يكي از مباني اصلي كتاب مربوط به وحي و الهام پروتستانهاست‪.‬‬ ‫یهودیت‬ ‫نام ‪ exedus‬که عنوان دو قسمت از سریال است به معنای مهاجرت بنی اسرائیل میباشد ‪ .‬استفاده از اسامی جیکوب ‪ ،‬آرون و‬ ‫بنجامین نیز در همین راستاست‪.‬‬ ‫نایومی جایی جک را موسی صدا می زند ‪ ،‬همچنین کلیر به اکو می گوید که نام فرزندش آرون است ‪ .‬آرون به نوعی سخنگوی‬ ‫موسی در بین قومش محسوب می شده است‪.‬‬ ‫نویسنده ها از ستون دود به عنوان ارجاع از یهود استفاده کرده اند ‪ ،‬همان ستون دودی که روسو روشن کرده بود و ادعا داشت‬ ‫که کار دیگران است‪ ،‬مرجعی یهودی دارد‪ .‬بر طبق ادعای یهودی ها در مهاجرت بنی اسرائیل ‪ ،‬این قوم با کمک این ستون دود که‬ ‫به گفته انجیل کار خدا بوده است در صحرا راه خود را پیدا می کرده اند‪.‬‬

‫اسالم‬ ‫در این سریال سعید مسلمان است‪ .‬سعید در هنگام شکنجه توسط‬ ‫روسو اشهد خود را خواند‪ .‬وی با سوزاندن اجساد مسافران مخالف بود و‬ ‫می گفت که باید بر اساس دینشان آنها را تدفین کرد ‪ .‬بر همین اساس‬ ‫دوستش اسام را هم خودش دفن کرد‪.‬‬ ‫یکی از سوره های قرآن به نام قدر است که در این سوره در‬ ‫رابطه با سرنوشت صحبت شده است ‪ .‬این همان موضوع سريال‬ ‫گمشده است ‪.‬‬ ‫در فصل ‪ 4‬در قفسه بن قرآن دیده می شود‪.‬‬

‫اعتقادات بومیان آمریکایی‬

‫ارواح ‪ Black Rock‬در افسانه های این مردم ‪ ،‬افرادی فوق نیرمندند که از جزیره ای که در میان اقیانوس قرار دارد در برابر‬ ‫روح خبیث دفاع می کنند‪.‬‬

‫بودایی‬

‫دارما و ناماسته کلماتی هستند که در فرهنگ بودایی دارای مفهوم هستند‪.‬عدد ‪ 108‬در این آیین بسیار با اهمیت است‪ .‬الک به‬ ‫سان می گوید ‪ :‬تا زمانی که دست از جستجو کردن نکشيد نتوانست آن را پیدا کند ‪ .‬این سخن بر گرفته از دیدگاه فرهنگ بودایی‬ ‫است‪.‬‬ ‫قطعات تصویری که در اتاق ‪ 23‬به نمایش گذاشته شده بود شامل جمالت زیر بود‪ :‬دلیل رنج هایمان خودمان هستیم ‪ .‬به خاطر‬


‫زندگی متشکریم ‪.‬‬ ‫همچنین جمله دانه «خوب بکارید تا میوه خوب بدست آورید» هم همراه عکس بودا‬ ‫نمایش داده شد‪.‬‬ ‫در دفتر کار ویدمور نقاشی ای وجود دارد از بودا که در زیر آن کلمه ناماسته نوشته‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫آهنگ شامباال که در رادیوی ون پخش می شود اشاره ای به یکی از افسانه های‬ ‫مردم تبتی به قلمرو گمشده ای در هیمالیا دارد‪.‬‬

‫هندو‬

‫دارما و ناماسته به همراه عدد‪ ، 108‬در این آیین هم معنا دارند‪ .‬برنارد با جین در رابطه با مشابهات بودایی و‬ ‫هندویی صحبت می کند‪(.‬اپيزود ‪)In Translation‬‬

‫تائوییسم‬

‫سیاه و سفید موضوعی درباره همزادی است‪ .‬لوگوی دارما دارای سمبل ئی چینگ است که به معنای پیش گویی آینده در‬ ‫تائوییسم است‪ .‬تائی سو به وجود کتاب سرنوشت که آینده را پیش گویی می کند معتقد است‪.‬‬

‫افسانه ها‬

‫الک وقتی به درون چاهی که به چرخ دنده منتهی می شود می رود شبیه بسیاری از قهرمانان دیگر نظیر دانته در اینفرنو و یا اینانا‬ ‫در افسانه سومری است ‪.‬عالوه بر این ها کریستین که نقش راهنما را دارد شبیه ویرژیل در اینفرنو و سیبیل در اینه اید می باشد‪.‬‬

‫یونان‬

‫دریچه استعاره ای از جعبه پاندورا است ‪ .‬الک به هارلی می گوید که درون آن امید وجود دارد‬ ‫سربروس سگ سه سری است که از دروازه جهنم مراقبت می کند‪.‬‬ ‫پنه لوپه همسر دزموند ‪ ،‬نام همسر اودیسه است که در فراق همسرش بسر می برد‪.‬‬

‫رومی‬

‫اجداد قدیمی رومی ها بر این باورند که کل طبیعت توسط روح هایی با نام نومینا کنترل می شود مانند برخی اتفاقات جزیره که‬ ‫گویی به سرعت توسط این ارواح اجابت می شوند به عنوان نمونه مایکل به والت می گوید که به محض قطع شدن باران به دنبال‬ ‫وینسنت خواهد رفت و همان لحظه باران قطع می شود‪.‬‬ ‫رومن ها اعتقاد دارند که اگر فردی بمیرد ‪ ،‬روحش بافی می ماند تا به اطرافیانش‬ ‫کمک کند مانند جایی که جک پدرش را می بیند و بدنبال او می رود که در نتیجه غار را‬ ‫می یابد ‪ .‬اکو برادرش یمی را می بیند که در نهایت توسط هیوال کشته می شود‪.‬‬ ‫الک به جنگل می رود تا جیکوب را به قتل برساند ‪ .‬در افسانه های رومی کسی که شاه و‬ ‫همه کاره را بکشد جانشینش می شود‪.‬‬ ‫عالوه بر تمام این آیین ها و مذاهب ‪ ،‬افسانه های‬ ‫سومری(گیلگمش)‪ ،‬اسکاندیناوی(تک چشم بودن میخاییل)‪،‬‬ ‫بهایی (کتابی که ریچارد در بچگی الک وقتی به منزلشان‬ ‫رفت روی میز گذاشت ‪ ،‬كتاب قانون بهايي ها بود) ‪،‬‬ ‫فرویدیسم ( کلمه اوشنیک به آن اشاره دارد) همگی از‬ ‫ارجاعات فراوان این سریال می باشد ‪.‬‬


‫‪ 2‬دقيقه و ‪ 17‬ثانيه‪...‬‬ ‫‪ 2‬دقيقه و ‪ 17‬ثانيه‪...‬‬

‫علیرضا (‪)Oceanic 6‬‬

‫‪ 2‬دقيقه و ‪ 17‬ثانيه; اين مدت زماني بود كه دنيا تغيير كرد!‬ ‫صبح از خواب بيدار شده و آماده ميشوي كه به محل كارت بروي‪ .‬آنجا که ميرسي‪ ،‬طبق معمول كارهايت را انجام ميدهي‪ .‬اگر‬ ‫پليس هستي به مجرمان رسيدگي ميكني ‪ .‬اگر پزشك هستي به حال بيماران ميرسي‪ ،‬اگر دانش آموز هستی به مدرسه ميروي و همه‬ ‫كارهايت را طبق برنامه انجام ميدهي اما فقط بعد از ‪ 2‬دقيقه و ‪ 17‬ثانيه تمام دنيا تغيير ميكند! روزهاي خوب را ديگر نخواهي ديد‪...‬‬ ‫براي مدت ‪ 2‬دقيقه و ‪ 17‬ثانيه تمام آدمهاي روي زمين بيهوش ميشوند! هواپيماهايي كه در آسمان هستند همگي بعد از اين مدت‬ ‫سقوط ميكنند‪،‬افرادي كه در حال شنا کردن در دریا می باشند ‪ ،‬به علت بيهوشي آني‪ ،‬كشته ميشوند‪ ،‬خسارات شديدي به ساختمان‬ ‫ها وارد ميشود! راننده هايي كه در حال راندن اتومبيل هاي خود هستند‪ ،‬پس از بيهوشي با يكديگر تصادف ميكنند‪ ...‬تلفات سنگيني‬ ‫تنها بعد از ‪ 2‬دقيقه و ‪ 17‬ثانيه در سراسر كره زمين پديد مي آيد و اين تازه آغاز راه است‪.‬‬ ‫پس از ‪ 2‬دقيقه و ‪ 17‬ثانيه كه تما�� افراد روي كره زمين از اين بيهوشي بيدار ميشوند ‪ ،‬تازه آشوبها آغاز ميشود! آشوبي كه كنترل آن‬ ‫حتي از دست برترين كشورهاي جهان نيز بر نمي آيد‪ ...‬و براي همين مدت كوتاه‪ ،‬تمام مردم زمين ‪ 2‬دقيقه و ‪ 17‬ثانيه از آينده خود‬ ‫را (كه حدودا شش ماه بعد است) ميبينند!‬ ‫بعضي مي بينند كه خوشحال هستند‪ ،‬بعضي مي بينند كه زندگي زناشويي شان بهم ريخته شده است ‪ ،‬بعضي اتفاقات خوب را ميبينند‬ ‫اما بعضي ديگر چيزي نميبينند!! چون آنها در آينده اي نزديك خواهند مرد‪ ،‬پس از آينده چيزي نخواهند ديد‪...‬مارك بنفورد مامور اف‬ ‫بي آي خود را در حال حل پرونده اي می بیند كه به موضوعي مهم مربوط است اما عده اي نميخواهند او زنده بماند!! همسرش‬ ‫اليويا بنفورد خود را شش ماه ديگر با مرد غیز از همسر خود ميبيند!‬ ‫مردي كه فكر ميكند دخترش در جنگ افعانستان كشته شده است ‪ ،‬شش ماه ديگر و در خوابش او را زنده ميبيند! و‪...‬‬ ‫مارك بنفورد تصميم ميگيرد تا وبسايتي طراحي كند تا تمام مردم جهان روياهايي كه در اين مدت ديده اند را در آنجا بنويسند تا به‬


‫آنها رسيدگي شود!‬ ‫آيا تمام اینها واقعيت دارد؟ آيا ميتوان از رخ دادن آن اتفاقها جلوگيري كرد؟ آيا اين بيهوشي حاصل فعاليت بشر است؟‬ ‫تمام آنچه در باال خوانديد‪ ...‬خالصه اي بود از دقايق ابتدايي سريال جديد فلش فوروارد كه براي شبكه ‪ ABC‬و بر اساس رماني‬ ‫به همين نام نوشته رابرت جي ساوير ساخته شده است و موضوعي جذاب و ديدني را به تصوير ميكشد!‬ ‫پيلوت باورنكردني دارد و به شخصه از ديدن اپيزود ابتدايي آن به وجد آمدم ‪ .‬شايد پس از سريال گمشده‬ ‫سريال فلش فوروارد‪ ،‬اپيزود‬ ‫ِ‬ ‫‪ ،‬فلش فوروارد ديگر سريالي باشد كه از ديدن اولین اپیزود آن اینچنین به وجد آمده باشم‪.‬‬ ‫سريال پتانسيل بسيار بااليي دارد و بايد ديد كه آيا ميتواند روند خوب ابتدايي اش را ادامه دهد يا خير‪...‬‬ ‫اين سريال برای فصل اول و ‪13‬اپيزود بعدی ‪ ،‬قراردادش بسته شده است واینک تا زمان نوشتن اين مطلب تنها يك اپيزود آن‬ ‫پخش شده است‪.‬‬ ‫سريال فلش فوروارد ‪ ،‬بر خالف سريال گمشده كه بعد از پخش اپيزود پيلوتش ‪ ،‬معماي بزرگي طرح نكرد ‪ ،‬معماهاي زيادي را پس‬ ‫از اپيزود اول مطرح كرده است‪.‬‬ ‫نشانه ها و نكات مجهول اپيزود اول فلش فوروارد‬ ‫كانگورويي در وسط شهر لس آنجلس‬ ‫طبق جستجویی که نمودم ‪ ،‬دو باغ وحش در لس آنجلس وجود دارد‪ ،‬ممكن است در هنگام بيهوشي سراسر مردم ‪ ،‬قفس اين حيوان‬ ‫باز بوده باشد اما در پروموي اپيزود دوم باز هم سكانسي از كانگورو مي بينيم که به نظر ميرسد اين كانگورو چيزي بيش از يك‬ ‫حيوان باشد و حالتي نمادين دارد‪.‬‬ ‫«‪»...Better Tomorrow‬‬ ‫اتوبوسي كه بروي آن تبليغ كمپاني پانداي قرمز بوده كه شعار «‪( »...Better Tomorrow‬فردایی بهتر ‪) . . .‬بر روی آن نوشته‬ ‫شده است ‪ .‬در فلش فوروارد مارك بروي تخته روبرويش يكي از سرنخهای همين كمپاني پانداي قرمز است‪ .‬ماهيت اين شركت هنوز‬ ‫مشخص نيست اما ممكن است شبيه كمپاني آقای دايناميك سريال فرينج باشد‪.‬‬ ‫ديميتري ‪ ،‬كليد ماجرا؟‬ ‫ديميتري ‪ ،‬همكار مارك‪ ،‬هيچ گونه فلشي نديد كه اين شبهه رو بوجود آورد كه شايددر شش ماه آینده ديگر زنده نباشد‪ .‬اين موضوع‬ ‫را ميتوان اين چنين توجيه كرد‪ ،‬اما اينكه بعد از تصادف چرا مارك و ديميتري كه در يك اتومبيل نشسته بودند از يكديگر جدا شده‬ ‫اند باعث بوجود آمدن عالمت سوال ميشود!؟‬ ‫در دو صحنه سريال دو جرم قرمز رنگ پيش از بيهوشي مردم و بعد از بيهوشي آنان در آسمان ديده ميشود! هنوز ماهيت اين‬ ‫اجسام مشخص نيست‪.‬‬ ‫پسر بچه اي اليويا را در بيمارستان براي اولين بار ديد‪ .‬از كجا نام او را ميدانست؟‬ ‫جواب اين معما اين است كه احتماال اين پسر بچه در فلش فوروارد پدرش را همراه اليويا ديده و نام او از آنجا به ياد پسرك مانده‬ ‫است‪ .‬اليويا در فلش فورواردش ديد كه همراه مرد ديگري است‪ .‬مردي كه بعدها فهميديم ‪ ،‬پدر همين پسر است‪.‬‬ ‫بيلبورد تبليغاتي خطوط هواپيمايي اوشينيك‬ ‫مارك در اتومبيلش در حال خواندن روزنامه اي است كه صفحه آخر آن جمله «‪I know what you're thinking(?).‬‬ ‫‪ »Timeless. Destiny....and yes, you can put a price on perfection‬نوشته شده است‪.‬‬


‫ديده شدن اتوبوسي كه رويش آرم سريال الست ديده ميشود!‬ ‫البته اين نكته بسيار ريز است و بايد خيلي دقت كرد تا بتوان آنرا ديد‪.‬‬ ‫ديده شدن اتوبوسي كه بر روی آن عالمت سريال زنان سر سخت خانه دار است‪.‬‬ ‫نكته جالب سريال‪ ،‬ديدن مرد لختي است كه پس از به هوش اامدن وسط خيابان ميبينيم!‬ ‫بيهوشي كار خدا بود يا فعاليتهاي بشري؟‬ ‫البته واقفم به اینکه ‪ ،‬آنچه را که می خواهم عنوان کنم ‪ ،‬بسیار ماورايي است اما با ديدن اپيزود اول و تنها اپیزود اين مطلب را‬ ‫مينويسم ! هر چند ميدانم كه نظريه من در آينده به احتمال بسيار زياد در سريال نقض خواهد شد اما چون بشخصه اين نوشته زيبا را‬ ‫خواندم ‪ ،‬تصميم به نگارشش گرفتم (باز هم توضيح ميدهم كه اين تنها يك نظريه است و احتمال فراوان نقض خواهد شد)‬ ‫در ‪ 2:17 Acts‬كتاب انجيل ‪ ،‬نوشته اي آمده است درباره روزهاي آخر زندگي انسانها بر روي زمين! آیه ای كه در آنجا مي آيد و آن‬ ‫چيزي كه ما در اپيزود اول ديديم بسيار شبيه يكديگر هستند ‪.‬‬ ‫متاسفانه تنها متن انگليسي آن را پيدا نمودم ‪ .‬تفسيرهاي متعددي از اين بخش شده است كه تمام آنها بر يك موضوع اتفاق نظر‬ ‫دارند‪ .‬در اين سايت ميتوانيد تفسيرهاي ديگر از اين بخش را بخوانيد‪.‬‬ ‫نقل قول‪:‬‬ ‫‪And it shall come to pass in the last days, saith God, I will pour out of my Spirit upon all‬‬ ‫‪flesh: and your sons and your daughters shall prophesy, and your young men shall see‬‬ ‫‪visions, and your old men shall dream dreams‬‬ ‫خدا از زبان او فرمود ‪ :‬در روزهای آخر ‪ ,‬تمام مردم را از روح خود پر خواهم ساخت تا پسران و دختران شما نبوت کنند و جوانان شما‬ ‫رویاها و پیران شما خوابها ببینند‪.‬‬ ‫بدون توجه به آنچه كه واقعا در سريال رخ ميدهد‪ ،‬فلش فوروارد در اپيزود اول اشاره اي واضح به كتاب مقدس دارد‪ ،‬اگر چه احتماال‬ ‫دليل اين بيهوشي ها بشر است اما اين نظريه نيز در نوع خود جالب است‪.‬‬ ‫آن فردي كه بيهوش نشده بود كه بود؟ خدا بود؟ آيا خدا بود كه ميان مردم آمده بود ‪ ،‬چون از دست رفتارهاي آنها ناراضي بود و در‬ ‫نظر داشت كه به نسل بشر فرصت درست كردن اشتباهاتشان را بدهد؟‬ ‫عالوه بر اينها در نوشته هايي كه درباره روزهاي آخر بشر در انجيل وجود دارد و آنچه در سريال ديديم باز هم تشابهاتي ميتوان پيدا كرد‪:‬‬

‫موجي از آتش و خون و دود كه سراسر زمين را فرا گرفته است !‬ ‫مسيح مجددا برميخيزد‪ :‬اشاره به زنده بودن دختر آرون ‪ ،‬در حاليكه دو سال قبل به او گفته بودند كه كشته شده است‪.‬‬ ‫زني كه در رويايش ميبيند كه با مرد ديگري جز شوهرش است‪.‬‬ ‫اخبار سريال‬ ‫مجري طرح سريال «فلش فوروارد» ديويد اس گاير در مصاحبه اي اعالم كرده است كه اغلب رازهايي كه در اپيزود پيلوت سريال‬ ‫نمايش داده شده است ‪ ،‬تا انتهاي فصل اول حل خواهد شد اما براي رعايت عدالت كامل در قبال اين برنامه تلويزيوني شبكه ‪ABC‬‬ ‫‪ ،‬حداقل ‪ 3‬فصل براي سريال در نظر گرفته است‪.‬‬ ‫در اين سريال ما با داستان بيهوشي تمام افراد روي كره زمين آشنا ميشويم كه در رويايي شش ماه آينده خود را ميبينند‪ .‬به گفته گاير‬


‫فصل اول سريال به گذشته كاراكترها و علت ورود آنها به درون اين ماجرا ميپردازد و اينكه چرا اين اتفاق براي كاراكترها به حقيقت‬ ‫بدل خواهد شد‪.‬‬ ‫تنها سوال بزرگ از اپيزود پيلوت كه در انتهاي فصل اول باقي خواهد ماند‪ ،‬اينست كه چه چيزي در پشت اين ماجراي بيهوشي قرار‬ ‫دارد و اين چيزي است كه به گفته گاير همچنان سريال را در پرده اي از ابهام قرار ميدهد‪.‬‬ ‫گاير درباره سوالي مبني بر اينكه از ديگر سريال شبكه ‪ ،ABC‬يعني الست چه چيزي آموخته است ميگويد‪ »:‬فكر ميكنم كه شبكه ها‬ ‫نيز براي ساخت چنين سريالهايي مناسب هستند‪ .‬من از الست ‪ ،‬تعدد بازيگران و طرز روايت يك داستان سينمايي را ياد گرفتم‪».‬‬ ‫موسيقي‬ ‫موسيقي تاثير گذار سريال فلش فوروارد‪ ،‬ساخته رامين جوادي‪ ،‬آهنگساز ايراني آلماني تبار است كه پيش از اين موسيقي سريالهاي‬ ‫فرار از زندان ‪ Blade: The Series ،‬و فيلم مشهور مرد آهني را نيز ساخته است‪.‬‬ ‫ميزان بيننده اپيزود پيلوت‬ ‫طبق برآوردهاي اوليه ‪ ،‬ميزان ببنندگان اپيزود پيلوت سريال فلش فوروارد ‪ 12.41‬ميليون نفر اعالم شده است ‪،‬كه براي سريالي اين‬ ‫چنيني و در ابتداي راه بسيار خوب است‪ ،‬و نويد روزهاي موفقتري براي اين سريال در شبكه ‪ ABC‬را ميدهد‪.‬‬ ‫ميزان اين استقبال عالي وقتي مشخص ميشود كه به تعداد بينندگان ساير سريالها توجه كنيم‪.‬‬ ‫به طور مثال سريال بونز كه از شبكه فاكس پخش ميشود ‪ 8.8‬ميليون نفر بيننده داشته است ‪.‬‬ ‫و يا سريال فوق محبوب منتاليست كه اپيزود ابتدايي فصل دوم آن ‪ 14.33‬ميليون بيننده داشته است كه چندان از ميزان بيننده سريال‬ ‫فلش فوروارد باالتر نيست!‬ ‫نكته جالب توجه ميزان استقبال پايين از سريال فوق طبيعي(‪ )super natural‬است كه تنها ‪ 2.62‬ميليون نفر آنرا تماشا كرده اند‪.‬‬


‫راحیل (‪)rahilz‬‬ ‫سريال فرينج يكي ديگر از مجموعه هاي تلويزيوني شبكه فاكس است كه تا كنون يك فصل آن از اين شبكه پخش شده و فصل‬ ‫دوم آن نيز در حال پخش مي باشد‪ .‬اين مجموعه تلويزيوني توسط جي جي آبرامز به همراه الكس كورتزمن و روبرتو اركي ساخته‬ ‫شده است كه از ديگر آثار وي مي توان به مجموعه هاي تلويزيوني ‪ LOST، ALIAS‬و همچنين فيلمهاي ‪Coverfiled ، Star trek‬‬ ‫و ‪ Armageddon‬اشاره كرد‪ .‬فصل اول سريال فرينج كه از پر هزینه ترین سریال‌های حال حاضر ساخت آمریکا مي باشد (به طوری‬ ‫که اپیزود ابتدایی آن حدود ده میلیون دالر هزینه داشت) در روز ‪ 9‬سپتامبر ‪ 2008‬آغاز و پس از پخش ‪ 20‬قسمت در ‪ 12‬مي ‪2009‬‬ ‫پايان يافت كه بر طبق درجه بندی آمریکا اين فصل با درجه ‪ 43‬چيزي حدود ‪ 9.6‬ميليون بيننده داشت‪ .‬فصل دوم آن نيز از روز‬ ‫‪ 17‬سپتامبر ‪ 2009‬آغاز شده است‪.‬‬ ‫ژانر اين سريال درام‪ ،‬ترسناك‪ ،‬علمي تخيلي و رمز آلود مي باشد اما آنچه فرينج را از ديگر سريالهايي با اين نوع ژانر متفاوت ساخته‬ ‫است عالوه بر فيلمنامه فوق العاده قوي و غير تكراري آن‪ ،‬معماهايي است كه در سريال نهفته است‪ .‬نويسندگان اين سريال با قرار‬ ‫دادن معماهايي كه خارج از بحث اصلي هر اپيزود است‪ ،‬بينندگان را به كند و كاو و دقتي بيش از اندازه وا داشته اند كه پيدا كردن‬ ‫سرنخ ها و جواب اين معماها به جذابيت اين سريال افزوده است‪ .‬از جمله اين معماها نمادهايي است كه قبل از هر پيام بازرگاني ميان‬ ‫برنامه نشان داده مي شود كه هر كدام از اين نمادها نشانه مفهوم خاصي است و در هر اپيزود شكل‪ ،‬اندازه و زاويه نمادهايي كه نشان‬ ‫داده مي شود متفاوت است بطوريكه بينندگان اين سريال با رمز گشايي اين نمادها به نتايج جالب توجهي رسيده اند ‪ .‬از ديگر معماهاي‬ ‫سريال سرنخ هايي است كه در هر اپيزود بصورت غير علني موضوع اپيزود بعدي را نشان مي دهند‪.‬‬ ‫خالصه داستان‬ ‫اليويا دانم مامور اف‪.‬بی‪.‬آی علي رغم ميل باطني اش مسئول پيگيري پرونده هايی مي شود كه با پديده هاي غير عادي مرتبط با‬ ‫علوم فرينج سر و كار دارند‪ .‬موضوع مشترك همه اين پديده ها پیرامون آزمایش‌های خطرناکی با عنوان «طرح» است كه مسئولين‬ ‫آن از دنيا به عنوان آزمايشگاه خود بهره مي گيرند و پشتوانه سياسي قوي اي نيز دارند‪ .‬ديگر همكاران اليويا براي بررسي اين نوع‬ ‫موضوعات‪ ،‬برويلز (رئيس اصلي بخش فرينج)‪ ،‬چارلي فرانسيس ماموراف‪.‬بی‪.‬آی والتر بيشاپ (دانشمند نابغه كه به‌مدت ‪ 17‬سال در‬ ‫آسایشگاه روانی سنت کلر بستری بوده است)‪ ،‬پيتر بيشاپ (پسر والتر كه سابقه كاله برداري دارد و قبل از همكاري با اين گروه در‬


‫حال فرار بوده است) و استريد مامور اف‪.‬بی‪.‬آی مي باشند‪.‬‬ ‫داستان با پيگيري پرونده يك هواپيماي آلماني كه تمامي سرنشينان آن به طرز عجيبي به قتل رسيده اند آغاز مي شود‪ ،‬در پي بررسي‬ ‫اين پرونده جان اسكات همكار و عشق اليويا‪ ،‬در انفجار يك انبار مرتبط با تحقيقات هواپيما آسيب شديدي مي بيند و اليويا براي‬ ‫نجات وي والتر و پسرش را به ماجرا وارد مي كند اما پس از بهبودي جان اسكات اليويا به اين مساله پي مي برد كه وي در مسائلي‬ ‫پشت پرده تمام اين ماجراها دست داشته است و قبل از آنكه اليويا به اصل ماجرا پي ببرد جان از بيمارستان فرار كرده و در حال فرار‬ ‫كشته مي شود‪.‬‬ ‫در هر يك از ‪ 20‬قسمت اين سريال اليويا و همكارانش مسئول پيگيري يك پرونده مي شوند كه بعضي از آنها بسته و بعضي ناتمام‬ ‫مي ماند اما در پس همه اين قسمت ها داستان ديگري نيز وجود دارد كه به شرح زير است‪:‬‬ ‫بزرگترين شركت داروسازي آمريكا به نام مسيو دايناميك توسط همكار و دوست قديمي والتر بيشاپ اداره مي شود كه اين شركت‬ ‫توسط مشاور بل خانم نينا شارپ كه از دوستان برويلز است با بخش فرينج همكاري دارد‪ .‬ويليام بل و والتر بيشاپ قبل از بستري شدن‬ ‫والتر در آزمايشگاهي در دانشگاه هاروارد به مرحله اي جديد از علم و تكنولوژي دست يافته بودند كه بعضي از پروژه هاي ناتمام اين‬ ‫دو نفر توسط افراد مجري پروژه «طرح» تكميل شده و در راستاي همين پروژه مورد استفاده قرار مي گيرند‪ .‬رابرت جونز يكي از افراد‬ ‫پروژه طرح با بكار گيري يكي از همين پروژه هاي مشترك والتر و بل از زنداني در آلمان فرار و در آمريكا ظاهر مي شود اما در طي‬ ‫اين عمليات سالمت جسماني خود را تا حد زيادي از دست مي دهد‪.‬‬ ‫جونز كه از كارمندان اخراجي مسيو دايناميك می باشد‪ .‬در پي اثبات توانايي خود به ويليام بل است اما متوجه مي شود كه ويليام بل‬ ‫در اين دنيا حضور ندارد و در دنياي موازي اين دنيا مي باشد‪ .‬وي با بكار گيري انواع آزمايشات مختلف سعي در سفر به دنياي موازي‬ ‫براي انتقام از ويليام بل را دارد اما اليويا به كمك والتر كه از چگونگي سفر به دنياي موازي آگاه است مانع رسيدن جونز به اهداف‬ ‫شومش مي شود‪ .‬در پايان فصل اول اليويا كه توانايي و حسن نيتش را به برويلز و نينا شارپ اثبات كرده است اجازه سفر به دنياي‬ ‫موازي و ديدار با ويليام بل را كسب مي كند‪.‬‬

‫بازیگران‬ ‫‪ - Anna Torv‬اولیویا دانم ‪Olivia Dunham -‬‬ ‫‪ - John Noble‬دکتر والتر بیشاپ ‪Dr. Walter Bishop -‬‬ ‫‪ - Joshua Jackson‬پیتر بیشاپ ‪Peter Bishop-‬‬ ‫‪ - Lance Reddick‬فیلیپ برویلز ‪Phillip Broyles-‬‬ ‫‪ - Kirk Acevedo‬چارلی فرانسیس ‪Charlie Francis-‬‬ ‫‪ - Blair Brown‬نینا شارپ ‪Nina Sharp -‬‬ ‫‪ - Jasika Nicole‬استرید فارنسوورث ‪Astrid Farnsworth -‬‬ ‫‪ - Mark Valley‬جان اسکات‪John Scott -‬‬


‫حسین (‪ )hosein78‬و علیرضا (‪)Oceanic 6‬‬ ‫چگونه با مادرت آشنا شدم‪ ،‬نام يك مجموعه كمدي آمريكايي است كه از ‪ 19‬سپتامبر ‪ 2005‬در شبكه ‪ CBS‬پخش شد‪ .‬اين برنامه‬ ‫ساخته كريگ توماس و كارتر بيز است‪ .‬خط مشی اصلي داستان اين مجموعه درباره تد موزبي( با بازي جاش رادنور) است كه در سال‬ ‫‪ 2030‬تصميم ميگرد كه داستان چگونگي مالقات با همسرش را براي دختر و پسرش تعريف كند‪ .‬كه با بازگویی گوینده سریال ما‬ ‫تمام اتفاقاتي را كه براي او افتاده است مي بينيم‪ .‬سایر كاراكترهاي اصلي سريال مارشال اريكسون( جيسون سگل)‪ ،‬رابين شربتسكي(‬ ‫كوبي امولدرز)‪ ،‬بارني استينسون (نيل پاتريك هريس) و ليلي آلدرين( آليسون هنيگان) هستند‪.‬‬ ‫الهام بخش توليد اين كار بر پايه ايده بيز و توماس و بر مبناي « دوستان ما و ديوانه بازيهايي كه در نيويورك انجام داديم‪ ».‬شكل‬ ‫گرفت‪ .‬اين دو سازنده سريال‪ ،‬از روابط دوستانه خود براي ساخت كاراكترهاي سريال استفاده كردند و در حقيقت هر يك از كاراكترها‬ ‫با يكي از سازندگان رابطه دارد‪ .‬تد بر اساس شخصيت خود بيز (كه البته كمي هجو آميز تر شده) و مارشال و ليلي هم بر اساس‬ ‫شخصيت توماس و همسرش شكل گرفته است‪.‬‬ ‫سريال سرشار از لحظه هاي كميك است كه به مدد بازي درخشان بازيگرانش و به خصوص نيل پاتريك هريس ‪ ،‬لذت آن چندين‬ ‫برابر ميشود‪.‬‬ ‫از ميان جوايز متعددي كه اين سريال دريافت كرده است ميتوان به جایزه امی در رشته هاي كارگرداني هنري‪ ،‬فيلمبرداري‪ ،‬بهترين‬ ‫بازيگر نقش مكمل كمدي و نامزدي گلدن کلوب براي بهترين بازيكر نقش مكمل كمدي (براي بازي نيل پاتريك هريس) اشاره‬ ‫كرد‪.‬‬ ‫بازیگران‬ ‫‪Josh Radnor .................... Ted Mosby‬‬ ‫‪Jason Segel ............. Marshall Eriksen‬‬ ‫‪Cobie Smulders .... Robin Scherbatsky‬‬ ‫‪Neil Patrick Harris ....... Barney Stinson‬‬ ‫‪Alyson Hannigan ................ Lily Aldrin‬‬


‫حسین (‪ )hosein78‬و علیرضا (‪)Oceanic 6‬‬

‫متین و با چهره ای همچون همیشه آرام در خانه برروي صندلي راحتيش نشسته است‪ .‬گویی ترس و اظطراب به قلب این مرد راهی‬ ‫ندارد‪.‬صدای زنگ به صدا در می آید‪.‬معمایی جدید انتظار او را می کشد‪.‬با همان چهره ی آرام از جا بر می خیزد‪ ,‬کت و شلوار همیشگی‬ ‫اش را به تن می کند‪,‬کالهش را بر سر می نهد ‪.,‬به ساعتش نگاهی می اندازد و خود را برای رویارویی با معمایی جدید آماده سازد‪.‬‬ ‫باز هم دستیارش ‪,‬کاپیتان هستینگ او را یاری می دهد‪.‬گویی واژه ی شکست برای این مرد نام غریبی است‪.‬بررسی شواهد و مدارک‬ ‫موجود را آغاز می کند‪.‬سرنخ ها را با دقت بررسی می کند‪.‬نبوغش از صحبت هایش کامال آشکار است‪.‬ظهر هنگام است و این بار نیز‬ ‫ناهار را از دست نمی دهد‪.‬اهمیت ویژه ای برای غذا قائل است‪.‬پیگیری پرونده را از سر می گیرد‪.‬بعضی کار هایش حتی برای نزدیکانش‬ ‫نیز بسیار عجیب است ‪ ،‬اما در نهایت معما را حل می کند‪.‬‬ ‫هنوز چهره اش آرام است‪.‬صفحه سیاه می شود و آن موسیقی دلنواز فضا را پر می کند‪.‬موسیقی ای که سال هاست درذهن بینندگان‬ ‫حک شده است‪.‬‬ ‫داستانی مخلوق آگاتا کریستی است‪ .‬نخستین بار حدود ‪ 90‬سال قبل این شخصیت در داستانی به نام»ماجرای‬ ‫هرکول پوارو شخصیت‬ ‫ِ‬ ‫اسرار آمیز در استایلز « توسط آگاتا کریستی ‪,‬ملکه ی جنایت ‪ ,‬خلق شد‪.‬در همان زمان این شخصیت مورد استقبال عموم مردم قرار‬ ‫گرفت و موجب شد که در ده ها داستان کوتاه و رمان های دیگر آگاتا کریستی نیز حضور داشته باشد‪.‬‬ ‫در سال ‪ 1989‬برای اولین بار این کارآگاه بلژیکی در تلویزیون ظاهر شد‪.‬ایفای نقش وی بر عهده ی دیوید سوشی بود که از سوی‬ ‫خانواده ی آگاتا کریستی برای این نقش پیشنهاد شده بود‪.‬خانواده ی آگاتا کریستی نخستین بار سوشی را در سریالی که از روی رمان‬ ‫تام شارپ ساخته شده بود مشاهده کرده بودند‪.‬‬ ‫دیوید سوشی پیش از شروع فیلم برداری کار تمام رمان ها و داستان های کوتاه آگاتا کریستی را در مورد پوارو مطالعه کرد و همچنین‬ ‫تمام تفاسیر و توضیحات در مورد این شخصیت را خواند تا به گفته ی خودش به تدریج به هرکول پوارو تبدیل شود‪.‬‬ ‫پس از ایفای نقش سوشی در این سریال نویسندگان و منتقدین مطرح ادبیات و سینما به اتفاق نظر بر این باور بودند که او در ایفای این‬


‫نقش بسیار موفق بوده است و در بین بازیگرانی که تا کنون در نقش پوارو بازی کرده اند وی بهترین بازی و نزدیک ترین شخصیت‬ ‫به کاراکتر پوارو را ارائه داده است‪.‬‬ ‫آگاتا کریستی در ‪ 12‬ژانویه ‪ 1976‬در سن ‪ 85‬سالگی در گذشت‪.‬نوه ی او ‪,‬متیو‪ ,‬اظهار داشته بود که بسیار متاسف است که آگاتا‬ ‫کریستی فرصت آشنایی با این شخصیت را نداشته است‪.‬سریال پوارو در بین سال های ‪ 1989‬تا ‪ 1991‬در طی ‪ 2‬سال نامزد دریافت‬ ‫‪ 20‬جایزه مختلف شد و تا کنون در جشنواره ی معتبر ‪ BAFTA‬چهارده بار نامزد دریافت جایزه شده است ‪.‬این سریال در سال های‬ ‫بعد در بسیاری از کشور های جهان از جمله ایران به نمایش در آمد و با استقبال عمومی مردم روبه رو شد‪ .‬تا کنون تعداد زیادی رمان‬ ‫و داستان کوتاه و همچنین مجموعه ی تلویزیونی و سینمایی و بازی کامپیوتری از روی شخصیت پوارو ساخته شده است که از این‬ ‫حیث رکورد دار بوده و همراه با خالقش ‪,‬آگاتا کریستی‪ ,‬در کتاب رکورد های جهانی گینس ثبت شده است‪.‬‬ ‫دوبله ی فارسی سریال که به مدیریت دوبالژ مرحوم عطاء اهلل کاملی صورت گرفته است جزو دوبله های به یاد ماندنی تلویزیون‬ ‫است‪.‬کاملی برای دوبله ی شخصیت پوارو ‪ 3‬گوینده را انتخاب و تعویض نمود تا در نهایت اکبر منانی مورد توجه او قرار گرفت‪ .‬القای‬ ‫زبان فرانسوی پوارو به بیننده و هماهنگ کردن حرکت لب های پوارو با صدا که با توجه به تلفظ واژگان فرانسوی او کاری دشوار به‬ ‫شمار می آمد نشان دهنده ی هنرو مدیریت دوبالژ مناسب او است‪.‬‬ ‫موسیقی بسیار زیبا و خالقانه ی سریال که یکی از به یادماندنی ترین موسیقی های تلویزیونی تاریخ سینما و تلویزیون محسوب می‬ ‫شود توسط کریستوفر گانینگ‪ ,‬آهنگ ساز مطرح انگلیسی ساخته شده است‪ .‬او کار ساخت موسیقی سریال را در سال ‪ 1988‬و همزمان‬ ‫با شروع سریال آغاز نمود‪.‬عالوه بر موسیقی ابتدا و انتهای سریال ‪ ,‬ساخت موسیقی متن اثر نیز بر عهده ی وی بوده است‪.‬از نکاتی‬ ‫که او را در ساخت این موسیقی موفق یاری داده است میتوان به تلفیق ساز های مختلف مثل ساکسیفون با پیانو و همچنین اجرای‬ ‫همزمان آهنگ توسط ارکستر اشاره کرد‪.‬کریستوفر که در خانواده ای اهل موسیقی به دنیا آمده است به خاطر ساخت موسیقی این‬ ‫سریال موفق به دریافت جایزه ی ‪ BAFTA‬و همچنین جوایز دیگری از چندین جشنواره ی داخلی انگلستان شده است‪ .‬عالوه بر‬ ‫موسیقی سریال پوارو ‪,‬خالقیت در ساخت سایر موسیقی های گانینگ به طور کامل آشکار است‪.‬‬ ‫هم اکنون پس از گذشت ‪ 90‬سال از خلق کارکتر پوارو‪ ,‬این شخصیت همچنان محبوبیت و شهرت خود را حفظ نموده است و پخش‬ ‫مجموعه های تلویزیونی و فیلم های سینمایی این اثر ا��امه دارد‪.‬‬ ‫هنوز هم پس از گذشت این مدت با شنیدن نام پوارو ‪,‬آن چهره ی خاص‪,‬آرام و باهوش در یاد طرفداران این سریال تداعی می شود‪،‬به‬ ‫راستی که این شخصیت جاودان خواهد ماند‪. . .‬‬


‫اثری دیگر از نویسنده الست‬

‫حسین (‪ )hosein78‬و علیرضا (‪)Oceanic 6‬‬

‫‪ star trek‬برای اهالی سینما و تلویزیون نام غریبی نیست‪ .‬با شنیدن نام این فیلم به سرعت خاطره ها زنده می شود‪.‬ساخت سریال‬ ‫تلویزیونی و فیلم های سینمایی متعدد از این اثر‪ ,‬این پرسش را در ذهن بیننده ایجاد می کند که چرا جی جی آبرامز که شهره به‬ ‫خالقیت می باشد این بار به سراغ این عنوان رفته است‪.‬‬

‫از حدود دهه ی ‪ 80‬به بعد ساخت فیلم هایی با این عنوان آغار شد اما شهرت اصلی این مجموعه به سریال تلویزیونی پر مخاب ‪star‬‬

‫‪ trek‬که از سال ‪ 66‬شروع به پخش شد باز می گردد‪.‬‬

‫جین رادنبری که به عنوان پدر این عنوان شناخته می شود با ساخت این سریال تلویزیونی که در سه فصل در آمریکا پخش شد‬

‫موجبات ساخت بیش از ‪ 10‬فیلم سینمایی از این عنوان را فراهم آورد‪.‬‬

‫زمان وقوع حوادث در سری ‪ star trek‬حدود ‪ 220‬سال بعد است و داستان در آینده اتفاق می افتد‪ .‬داستان سریال به گروهی از‬

‫ساکنان کشتی فضایی مربوط می شود که جهت نجات دنیا و جلوگیری از نابودی کیهان تالش می کنند‪.‬‬

‫داستان ‪ star trek‬در ظاهر بسیار کلیشه ای و سطحی به نظر می رسد اما خالقیت جی جی آبرامز این داستان را به یک اثر مهیج و‬

‫زیبا تبدیل نموده است ‪.‬داستان فیلم مربوط به قبل از روی دادن حوادث سریال است ‪,‬زمانی که شخصیت های فیلم دوران جوانی خود‬ ‫را سپری می کنند‪.‬داستان از زمان به دنیا آمدن کاپیتان کریک با بازی کریس پاین آغاز می شود و پس از شرح آشنایی جیمز کریک‬

‫با اسپاک و سایر همسفرانش به روایت ماموریتی از ماموریت های این گروه و کشتی فضاییشان جهت نجات دنیا می پردازد‪ .‬خالقیت‬ ‫نویسندگان در نوع روایت داستان و شرح دوران جوانی کاراکتر ها‪ ,‬این کلیشه را تبدیل به خالقیتی کم نظیر نموده است‪.‬‬

‫بنا گذاشتن روابطی که در آینده‪,‬یعنی در زمان وقوع حوادث سریال‪ ,‬مشاهده می کنیم و شرح پیشینه ی حوادث سریال تقریبا تمام‬ ‫هواداران قدیمی و متعصب سریال را راضی نگه داشته است‪.‬‬


‫نکته ی جالب در مورد فیلم حضور لئونارد نیموی ‪,‬بازیگر محبوب نقش کاپیتان اسپاک (پس از دوران جوانی) است‪.‬هم اکنون‬ ‫بسیاری از بازیگران آن مجموعه ی تلویزیونی سال هاست که در سینما و تلویزیون ظاهر نشده اند و برخی از آن ها هم اکنون در‬

‫قید حیات نیستند‪.‬حضور لئونارد نیموی در این فیلم باعث خوشحالی غیر قابل وصف هواداران قدیمی سریال شده است‪.‬‬

‫یکی از ویژگی های جی جی آبرامز در ساخت فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی حفظ و ثبات تیم همیشگی اوست‪.‬‬ ‫در‪ star trek‬نیز وی با تیم نویسندگی الکس کورتز من و رابرت اُریک همکاری می کند که پیش از این در مجمو عه های‬ ‫تلویزیونی مانند ‪ fringe ، alias‬و فیلم هایی چون ‪ Mission impossible‬با آنها به همکاری پرداخته بود‪.‬در ‪star trek‬‬

‫نیز این دو نویسنده سبک همیشگی خود را حفظ نموده و با روایت جذاب داستان و پرداختن به شخصیت ها‪ ,‬و نشان دادن تقابل‬

‫ها و تضاد ها بر گیرایی فیلم افزوده اند‪.‬‬

‫از نکاتی که در موفقیت فیلم نقش داشته است می توان به حفظ ساختار سریال اشاره کرد‪.‬در حقیقت نویسندگان‪ ،‬ساختار گذشته‬ ‫ی سریال ‪,‬عقاید و ویژگی های کاراکتر ها و به طور کلی فضای سریال را حفظ کرده اند‪.‬‬

‫کونگ پیتر جکسون نیست ‪ star trek...‬زنده کردن یک اثر معروف‬ ‫‪ Star trek‬باز سازی یک عنوان کهنه همچون کینگ‬ ‫ِ‬ ‫و پرداختن به ابعاد جدیدی از داستان است‪.‬‬

‫تیم بازیگران فیلم ‪,‬همچون کارهای گذشته آبرامز تیمی جوان و متشکل از بازیگران نه چندان سرشناس هالیوودی است‪.‬کریس‬

‫پاین‪ ,‬بازیگر نقش کاپتان کریک‪ ,‬که دوران بازیگری خود را با تجربه کاری به عنوان بازیگر مهمان در چند سریال تلویزیونی آغاز‬

‫کرده به عنوان یک بازیگر جوان در ‪star trek‬بازی خوبی را ارائه داده است‪.‬‬

‫زاخاری کوینتو نیز که به عنوان بازیگری شناخته شده به خصوص در زمینه ی سریال های تلویزیونی مطرح است نقش اسپاک‬

‫جوان را بازی میکند‪.‬تقابل کوینتو با لئونارد نیموی به عنوان بازیگر سابق نقش اسپاک بر زیبایی فیلم افزوده است‪ .‬پس از اکران‬

‫فیلم لئونارد نیموی در مصاحبه های مطبوعاتی ‪ ،‬بازی کوینتو در نقش جوانی اسپاک را تحسین بر انگیز خواند‪ .‬نکته ی جالب‬

‫در مورد تیم ساخت فیلم‪,‬حضور دیمون لیندولف‪,‬نویسنده ی محبوب الست به عنوان تهیه کننده ی کار می باشد‪.‬‬

‫کار موسیقی فیلم را میکائیل گیاچینو بر عهده داشته است که در سریال هایی مانند ‪ lost‬و ‪ fringe‬با آبرامز همکاری کرده‬

‫است‪ .‬گیاچینو آهنگساز مطرح هالیوودی است که در ساخت موسیقی ‪,‬به خصوص در کار های اکشن‪ ,‬و همچنین بازی های‬

‫کامپیوتری تخصص دارد‪.‬‬

‫سایر اعضای تیم ساخت فیلم از گروه فیلم برداری تا کارگردان هنری ‪,‬گروه جلوه های ویژه و کارهای کامپیوتری تقریبا همگی‬ ‫تجربه ی کار با آبرامز را داشته اند و آبرامز این بار نیز تیم همیشگی خود را حفظ کرده است ‪.‬‬

‫از نکاتی که موجب جذابیت بیشتر فیلم نسبت به سریال شده است جلوه های ویژه ی فیلم است‪.‬در زمان پخش سریال(‪)1966‬‬

‫تکنولوژی جلوه های ویژه و افکت های کامپیوتری در سینما و تلویزیون به شکل کنونی وجود نداشت ‪ ،‬به همین جهت ساخت‬ ‫فیلم هایی با این مضمون بسیار دشوار تر از وضعیف کنونی بود‪.‬از نکات مثبت ‪ star trek‬بهره گیری مناسب از جلوه های ویژه‬

‫کامپیوتری است که جذابیت فیلم را دوچندان کرده است‪.‬‬

‫‪ Star trek‬یک اسطوره در دنیای سینما نیست اما آبرامز به عنوان کارگردان ‪,‬این بار نیز یک کار موافق ارائه داده است و‬ ‫توانسته یک اثر محبوب قدیمی را زنده کند‪.‬فیلم ‪,‬عالوه بر موفقیت نسبی در گیشه ‪,‬توانسته است نظر مثبت منتقدین را نیز به‬

‫دست آورد‪.‬‬

‫در نهایت می توان ‪ star trek‬را به عنوان یک اثر موفق از آبرامز مطرح کرد‪.‬دیدن فیلم مطمئن َا برای هواداران آبرامز وطرفداران‬ ‫سریال هایش مانند ‪ Lost‬خالی از لطف نخواهد بود‪.‬‬


‫مهسا (‪) .:.MAHSA.:.‬‬

‫موضوعی که قصد دارم بیان کنم مسئله ای مهم است كه كه جك و بقيه افراد اوشنيك زماني كه تصميم به انفجار بمب‬ ‫هيدروژني گرفتند از آن بي خبر بودند‪ .‬در واقع آنها هيچكدام نميدانستند كه با اينكار نقش اساسي جيكوب را از زندگي‬ ‫گذشته خود حذف ميكنند!‬ ‫نتيجه اين فرضيه‪ ،‬پاياني غمناك براي الست ميباشد‪.‬‬ ‫مسئله اصلي در اينجا حضور جيكوب در زندگي گذشته الستي ها ميباشد‪ .‬همانطور كه در بحث ها و تاپيكهاي ديگر هم‬ ‫اشاره شده است ‪ ،‬جيكوب براي بازگرداندن الستي ها به جزيره تالش بسیاری ميكند‪.‬‬ ‫ميدانيم كه جيكوب داراي قدرتي خارق العاده است كه وقتي خواسته اي داشته باشد مي تواند در زندگي ديگران اثر بگذارد‬ ‫تا بتواند خواسته خود را اجرا كند‪.‬مانند كشتن همسر جوليت و يا مداواي خواهر وی و مسائلي نظير آن‪.‬‬ ‫بنابراين مالقات جيكوب با الستي ها اثراتي را منجر مي شود كه در نهایت زندگي همه آنها را به سمت ورود در آن پرواز‬ ‫و سقوط در جزيره سوق ميدهد‪.‬‬ ‫جك با اين هدف براي انفجار بمب هيدروژني تالش كرد كه مانع ساختن دريچه سوان شود‪ .‬وقتي كه دريچه نباشد‬ ‫هواپيماي اوشينيك ‪ 815‬هم سقوط نخواهد كرد و در فرودگاه لوس آنجلس صحيح و سالم به زمين خواهد نشست‪.‬‬ ‫اما نكته اين است كه حاال كه قرار است همه چيز به عقب برگردد اگر هواپيما در جزيره سقوط نكند ديگر جيكوب چه نيازي‬ ‫به افراد اوشينيك خواهد داشت؟!!‬ ‫ديگر چه دليلي وجود دارد كه جيكوب به گذشته این اشخاص برود و به نفع خودش بر مسير زندگي آنها اثراتي بگذارد؟‬ ‫و اگر اينكار را نكند چه خواهد شد؟‬ ‫بنابراين اگر انفجار بمب هیدروژنی منجر به عدم ساخت دریچه شود ‪ ،‬هواپيماي اوشينيك ‪ 815‬هرگز وارد جزيره نمي شود‬ ‫و جيكوب نيز هرگز نيازي به ديدن الستي ها نخواهد داشت‪.‬او به مالقات آنها نميرود و زندگي آنها تحت تاثير خواسته‬ ‫جيكوب قرار نميگيرد و مسير زندگي آنها از ریشه عوض ميشود‪.‬‬


‫حال به برسي مالقات جيكوب با اين افراد می پردازیم ‪.‬‬

‫جيكوب با همه الستي ها تماس دارد‪.‬گویی كه مي خواهد چيزي را به آنها منتقل كند‪.‬‬ ‫در مورد اول جيكوب به ديدن كيت كودك مي رود‪.‬با او مالقات مي كند و به كيت كمك مي کند تا از دردسر دزدي ای‬ ‫كه انجام داده است خالص شود‪.‬سپس با يك نگاه نافذ به او مي گوید»دختر خوبي باش» و دستش را به بيني كيت ميزند‪.‬‬ ‫در حاليكه اگر جيكوب به ديدن كيت نميرفت ممكن بود كيت در همان مغازه در حال دزدي دستگير شود و همين مسئله چنان‬ ‫در آينده زندگي او تاثير بگذارد كه سرنوشت ِ كيت هر چيزي باشد جز آنچه که در حال حاضر می بینیم كه براي فرار از پليس‬ ‫به سيدني برود و نهايتا دستگير شده و براي برگردانده شدن به سيدني وارد آن هواپيما شود‪.‬‬ ‫در مورد دوم جيكوب به ديدن جيمز كودك ميرود‪.‬جيمز قصد نوشتن يك نامه براي تام ساير را دارد اما خودكارش قطع‬ ‫ميشود‪ .‬جيكوب به ديدن ساوير مي آيد و به او يك خودكار ميدهد تا متن ناتمامش را تمام كند‪.‬همگي ميدانيم كه دادن آن‬ ‫خودكار به جيمز بي معني نيست و گویی كه جيكوب با دادن خودكار به او مسيرزندگي او رانيز تعيين ميكند‪.‬چون ميدانيم كه‬ ‫ساوير آن نامه را تمام كرد و تا زماني كه به خواسته خود نرسيد دست از تالش و انجام كارهاي خالف برنداشت ودر نهایت براي‬ ‫رساندن نامه به دست تام ساوير اصلي و كشتن آن به سيدني رفت و در راه برگشت وارد هواپيماي ‪ 815‬شد‪.‬‬ ‫در مورد ديگر مالقات جيكوب را با جين و سان ميبينيم‪.‬‬ ‫جيكوب دستهايش را روي شانه هر دو آنها ميگذارد و به آنها ميگويد كه عشق شما بسیار باارزش است ‪ ،‬از آن مراقبت كنيد‪ .‬در‬ ‫واقع جيكوب با اين حركت نيز اثري بزرگ در زندگي آنها ميگذارد كه با اينكه زندگي آنها متزلزل است اما آنها از هم جدا نمی‬ ‫شوند ‪ ،‬تا زماني كه هر دو با هم سوار هواپيما مي شوند‪.‬‬ ‫حال اگر جيكوب به مالقات آنها نمي آمد شاید در جايي از زندگي‪ ،‬قبل از اينكه سوار هواپيما شوند از هم جدا مي شدند‪.‬‬ ‫ديديد كه سان به جين گفت من فكر كردم هنوز دوستم داري و براي همين در فرودگاه سيدني تو را ترك نكردم‪.‬شايد اگر قضيه‬ ‫مالقات جيكوب در كار نبود سان از جين جدا ميشد و يكي از آنها يا حتي هر دوی آنها سوار هواپيما نمي شدند‪.‬‬ ‫در صحنه ديگر مالقات جيكوب را با الك مي بينيم‪.‬الك از پنجره به پائين پرتاب می شود و دردم ميميرد‪.‬اما جيكوب‬ ‫او را به زندگي باز می گرداند‪.‬‬ ‫در حالي که اگر جيكوب به مالقات الك نمی آمد ‪ ،‬الك همانجا مي مرد و تمام! و هرگز سوار هواپيما نمی شد ‪.‬‬ ‫مالقات جك و جيكوب نيز از اين قاعده مستثني نيست و قطعا جيكوب براي تماس با جك دليلي داشته است‪.‬‬ ‫نتيجه اي كه ميخواهم از اين بحث بگيريم اين است كه هر چند اگر بمب هيدروژني منفجر شود هواپيماي اوشينيك ‪ 815‬سالم‬ ‫در فرودگاه به زمین مي نشيند ‪،‬‬ ‫اما سرنوشت جك و ديگران از خيلي قبل تر از سقوط هواپيما تغيير ميكند‪.‬مسافران هواپيما نيز ديگر آن مسافران قبلی نخواهند‬ ‫بود و سرنوشت آنها خيلي بيشتر از اينكه آنها انتظار دارند دستخوش تغيير ميگردد!‬ ‫و ممكن است در يكي از صحنه هاي آينده سريال ‪ ،‬اوشينيك ‪ 815‬را ببينيم كه سالم و سالمت فرود آمده اما اثري از افرادي‬ ‫كه انتظار داريم در مسافران هواپيما نباشد!‬ ‫چرا كه با سقوط نكردن هواپيما در جزيره هرگز جيكوبي سراغ آنها نيامده و زندگی آنها بی آنکه دستخوش تغییری گشته باشد‬ ‫پیش رفته و سرانجام بسیاری از آنها به هواپيماي ‪ 815‬سيدني ختم نشده است‪.‬‬ ‫جان الك در سقوط از آپارتمان پدرش ميميرد‪.‬‬ ‫كيت به دزدي هايش ادامه ميدهد ‪.‬‬ ‫ساوير هرگز آن نامه را تمام نميكند و فكر انتقام از قاتل پدر و مادرش را از سرش بيرون ميكند و به زندگي خودش ميرسد‪.‬‬ ‫سان در فرودگاه از جين جدا ميشود و هرگز وارد هواپيما نميشود‪.‬‬ ‫و ‪....‬‬


‫امین (‪) MR.AMIN‬‬

‫در ابتدا باید عرض کنم خدمتتون که این مصاحبه حاصل ماهها تالش شبانه روزی این جانب برای راضی کردن این چشم‬ ‫معروف برای مصاحبه است ‪ .‬داستان از جایی شروع شد که مشخص شد فصل ‪ 6‬با نشان دادن یک چشم شروع میشود‬ ‫‪ .‬بین دوستان عالقه مند به الست اختالفات بسیار جدی بر سر این موضوع است که این چشم متعلق به کیست؟ در‬ ‫نتیجه تصمیم گرفتم زود تر از خبرنگاران رسانه های دیگر مثل ‪WC ,CNN,BBC,,,ICU,CCU HDTV‬ایسنا‪,‬‬ ‫فارس‪,‬مهروهزاران خبرگزاری دیگرکه به دنبال این سوژه بودند یک مصاحبه جنجالی با این چشم داشته باشم‪.‬‬ ‫در آخر باید از دوست خوبم دکتر والتر بیشاب که زحمت ترجمه جمالت این چشم محترم رو بر عهده گرفتند تشکر کنم‪.‬‬ ‫‪ : MR.AMIN‬با عرض سالم خدمت شما چشم محترم و عزیز!‬ ‫چشم ‪ :‬من هم سالم میکنم خدمت شما ‪ FAN‬های بیکار‪...‬‬ ‫‪ : MR.AMIN‬واقعا فکر میکنید ما بیکاریم ؟ اگه ما نبودیم که االن شما اینقدر معروف نبودید!‬ ‫چشم ‪ :‬نه من فکر نمیکنم ‪ ,‬این رو آمار بیکاری میگه ‪...‬‬ ‫‪ : MR.AMIN‬چه چشم با سوادی! یعنی شما اینقدر با سواد هستید که آمار بیکاری در کشور ما رو هم دارید؟‬ ‫دکتر بیشاب ‪ :‬دوست من این که نیاز به سواد نداره حتی این پسر من پیتر هم با این که فکرش اینقدر بسته ست هم میتونه‬ ‫این موضوع رو درک کنه‪...‬نه پیتر؟‬ ‫چشم ‪ :‬بله من مطالعات زیادی در مورد آمار و ارقام داشتم و نموداری هم دارم که اگر مایل بودید میتونم نشون بدم‪...‬‬ ‫‪ : MR.AMIN‬نه مرسی اینجا جای این جور بحثها نیست ‪ .‬بریم سر اصل مطلب‪...‬میشه بگید شما متعلق به چه کسی‬ ‫هستید؟ جک ‪ ،‬کلیر یا موجود دیگری مثل وینسنت‪...‬‬ ‫چشم ‪ :‬واال من خودم هم نمیدونم متعلق به چه کسی هستم ‪...‬چون از اون روزی که این سکانس رو از من گرفتن یک‬ ‫چشم بند به من زدن ومن چندین ماه در در یک بازداشتگاه کثیف نگهداری میشدم اونجا فقط برای چند دقیقه در روز من‬ ‫رو از شیشه الکل در میاوردن تا به اصطالح حقوق چشم(بشر) رو رعایت کرده باشن‬


‫‪ : MR.AMIN‬عجب نامردهایی هستن اینا! یعنی شما در این مدت حتی یک بار هم اجازه مالقات با جفت خودتون رو‬ ‫نداشتین؟‬ ‫چشم‪:‬خیر قبل از اینکه خانم سیدنی بیریستو من رو از سیاه چالهای هاوایی بدزدن ‪ ،‬من هیچ خبری از جهان خارج و جفت‬ ‫وقرینه خود نداشتم‪...‬‬ ‫دکتر بیشاب ‪ :‬الزمه که اینجا ‪ 2‬نکته رو توضیح بدم‪:‬‬ ‫‪.1‬چون دستگاهی که من ‪ 23‬سال پیش اختراع کردم فقط میتونه عالئمی که این چشم به صورت امواج از خود منتشر میکنه‬ ‫رو ترجمه کنه پس نمیشه زیاد به حرف های اون اعتماد کرد‪.‬‬ ‫‪.2‬کسی پشمک داره به من بده بخورم!!!‬ ‫‪ : MR.AMIN‬ممنون از توضیحات دکتر بیشاب‪....‬پس شما نمیدونید متعلق به چه کسی هستید؟مگه تاحاال خودت رو تو‬ ‫آیینه ندیدی؟‬ ‫چشم ‪ :‬خیر وقتی من رو از کاسه سر صاحبم در آوردن همه چیزهایی که در مورد خودم میدونستم از یادم رفت‪....‬‬ ‫‪ : MR.AMIN‬واقعا برای اینکه داستان لو نره همچین کاری رو کردن؟‬ ‫چشم ‪ :‬بله متاسفانه همچین کاری رو با من کردن و من از همین تریبون اعالم میکنم که این آقای ِجی ِجی (کارگردان‬ ‫الست ) فردی بسیار سنگدل و خطرناک میباشن ‪ .‬ایشون دارای سوابق بسیار کثیف و ننگینی هستن‪...‬‬ ‫‪ : MR.AMIN‬چطور مگه؟ آیا جی جی سوابق دیگری هم داره که ما خبر نداریم؟‬ ‫چشم ‪ :‬بله ‪....‬من نمیخواستم بگم ولی با این رفتاری که با من کردن جز افشا گری کاری نمیتونم بکنم‪...‬اون قضیه رسوایی‬ ‫که برای دزموند پیش آمد رو که حتما خبر دارید؟‬ ‫‪ : MR.AMIN‬بله‪.‬منتها چه ربطی به جی جی داره؟‬ ‫(دوستانی که میخواهند از کم و کیف این ماجرا با خبر بشن یه سر به سایت ‪ tvshow.ir/lost‬بزنن ‪ .‬اینجا با توجه به‬ ‫محدودیت های رسانه ای نمیشه چیزی گفت)‬ ‫چشم ‪ :‬بله‪....‬این عمل بسار زشت رو آقای جی جی انجام دادن ولی چون با دادگاهی شدن ایشون سریال تعطیل میشد آقای‬ ‫دزموند فداکاری کردن و جای ایشون اون عمل قبیح رو انجام دادن!‬ ‫دکتر بیشاب ‪ :‬وااااا‪...‬قضیه خیلی جالب شد ¸ میشه بیشتر وارد جزئیات بشید ‪...‬پیتر پاشو بیا اینجا پسر!‬ ‫‪ : MR.AMIN‬نه دکتر اینجا جای این بحث ها نیست ‪.‬شما چشم عزیز از این موضوع مطمئن هستید ؟‬ ‫چشم ‪ :‬بله من با چشمهای خودم دیدم!‬ ‫‪ : MR.AMIN‬حاال از این موضوع بگذریم‪ .‬رنگ شما آبیه یا سبز یا قهوه ای؟‬ ‫چشم‪ :‬هیچکدوم رنگ اصلی من بنفش مایل به صورتی است ولی این نامردا برداشتن روی من لنز گذاشتن تا شناسایی نشم‬ ‫‪ ,‬برای همین هم هست که همه فکر میکنن من سبز یا آبی هستم ‪.‬واقعا اینا خیلی نامردن چه جوری تونستن این کار رو‬ ‫با من بکنن بد ترین چیز واسه یه چشم اینه که یه لنز روش بزارن‪...‬اه ه ه ه ه ه‪....‬‬ ‫با عرض پوزش از خوانندگان عزیز چشم بیچاره در این لحظه از شدت درد و گریه از درون منفجر شد و باعث شد مصاحبه‬‫ی ما نیمه تمام بماند‪-‬‬ ‫دکتر بیشاب ‪...ooooops :‬‬ ‫‪ : MR.AMIN‬مگه چی شده دکتر؟‬ ‫دکتر بیشاب ‪ :‬من میخواستم چشم رو تحریک کنم تا در مورد اون مسائل دزموند ‪,‬دادگاه و جی جی صحبت کنه ولی فکر‬ ‫کنم ولتا ژ دستگاه رو زیادی بردم باال!‬


iLOST Magazine (mehr-1388)