Page 2

‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫مجید بختیاری‌وفا‬ ‫متولد ‪ 1343‬تهران‪ ،‬خیابان سیروس‬

‫فارغ‌التحصیل رشته عكاسی از دانشكده معماری دانشگاه‬

‫آزاد اسالمی‬

‫‪Majid Bakhtiari Vafa‬‬

‫‪2‬‬

‫عودالجان و چال میدان‬ ‫مجید بختیاری‬

‫محله عودالجان و چال‌میدان دركنار سنگلج و بازار متعلق به دورانی است كه طهران دهی بیش نبود و تنها به این چهار محله‬

‫عكاس پرتره و مدرس عكاسی در واحدهای آموزشی‬

‫تقسیم می‌گردید و مردم آن به لهجه خاص خود سخن می‌گفتند محله عودالجان به اعتبار مفهوم كلمه آن (به معنی تقسیم آب‬

‫مدرس عكاسی آموزشگاه‌های سینمائی و مسعی و بصری‬

‫نام چال‌میدان به دوران‌های بسیار دورتری باز می‌گردد‪ .‬زمانی كه شاه طهماسب اول جهت حفاظت از شهر تازه تاسیس طهران‬

‫دانشگاه جامع علمی كاربردی‬

‫وزارت فرهنگ و ارشاد اسالمی‬

‫مصرفی اهالی شهر) نام گرفت و بعدها به دلیل مرتفع بودن‪ ،‬سكونت گاه اعیان و اشراف آن زمان گردید‪.‬‬

‫كه به انگیزه ایجاد یك مركز جتاری ساخته بود‪ .‬اقدام به استخراج سنگهای ایان منطقه منود تا برج و باروئی به دور شهربنا كند‪،‬‬

‫در نتیجه دراین محل چاله بسیار عمیقی حادث گردید كه بعدها به چال میدان معروف شد‪.‬‬

‫بدلیل وجود دو مركز بسیار قدیمی آئین تشیع دراین مناطق (بقعه امامزاده یحیی وبقعه امامزاده سید امساعیل) و نیز شكل‌گیری‬

‫و توسعه آیین تعزیه‌خوانی و روایت نهضت عاشورا و نیز متركز مراكز اقتصادی آن زمان محله بازار در مجاورت این منطقه و رشد‬

‫توسعه شهر بدست مهاجران ونیاز به حفظ و حراست از قلمرو حاصله‪ ،‬فرهنگ جدیدی در این منطقه زده شد كه همانا فرهنگ‬

‫پهلوانی و قلندری است كه با اتكاء به ارزشهای مذهبی از دل زورخانه‌ها رشد و توسعه یافت‪.‬‬ ‫از مجموعه "عودالجان و چال‌میدان"‬ ‫عکاسی آنالوگ ‪ 29×44 .‬سانتی‌متر ‪1378 .‬‬

‫‪ 8‬قطعه عكس ارائه شده دراین منایشگاه چكیده‌ای است از صدها عكس كه ‪ 10‬سال پیش به سفارش مركز مطالعات و برنامه‬

‫‪From Series: Oudjalan & Chalmeydan‬‬

‫بافت فیزیكی اجتماعی محالت عودالجان و چال میدان مبدت ‪3‬سال تهیه و ثبت و ضبط گردیده است‪.‬‬

‫‪Analog Photography . 29×44 cm . 1999‬‬

‫ریزی شهر تهران در راستایی سندیت بخشیدن به هویت فرهنگی ‪..‬اجتماعی محالت طهران قدیم با عنوان پروژه‌های حتقیقاتی‬

‫امیدوارم تا مثره این تالش چند ساله مورد توجه مخاطبین عام و خاص عكاسی قرار گیرد‪.‬‬

‫س‪ :‬عكس‌هایت را هر دو مجموعه می‌توان تقسیم‌بندی كرد‪.‬‬

‫اصناف‪،‬معماری كوچه و بازار‪ ،‬وضعیت اجتماعی و چیزهای‬

‫دیگر ‪.‬آیا این تقسیم بندی‌ها الزمه هر مجموعه مستند است‬ ‫یا بر اساس شناخت از وضعیت اجتماعی منطقه مورد نظر‬

‫انتخاب می شود؟‬

‫بختیاری‪ :‬اولًا صددرصد نیاز به اطالعات اولیه داریم‪ .‬من هم‬

‫این كار را كردم‪ .‬اول یك حتقیق كوچك كه با گقتگو و مطالعه‬

‫مصاحبه با مجید بختیاری ‪ ،‬عكاس‬

‫شخصی‌ام بروم هرچندكه همان‌ها در انتخاب مسیر موثرند‪.‬‬

‫آرش حنایی‬

‫كارهایی كرد كه بعد از آن در دهه هفتاد شاگردانش مثل رابرت‬

‫بهمن ‪1381‬‬

‫هفتاد یا هشتاد سال پیش واكر ایوانز در زمینه مستند اجتماعی‬

‫س‪ :‬پس بخش اول بدون دوربین شكل گرفت؟‬

‫فرانك و هری كاالهان ادامه دادند قطعًا تاثیرگذار هم بودند‪.‬‬

‫داشتم كه روی این محله كار كنم ‪ .‬در واقع فرصت مناسبی‬

‫س‪ :‬چرا عكاسی مستند را انتخاب كردی در حالیكه فضای‬

‫می‌خواهم بگویم همان شیوه‌های عكاسی از طریق بعضی‬

‫اگر منایشگاهی هم برگزار شود اینگونه عكس‌ها قابلیت فروش‬

‫شناخت و مثل یك مصرف‌كننده عمل كردند‪.‬‬

‫مناسبی برای منایش اینگونه عكس‌ها درایران وجود ندارد‪ .‬تازه‬ ‫ندارند و بیشتر برای چاپ در یك كتاب مناسبند تا جای دیگر‪.‬‬ ‫ازطرفی كتاب هم هزینه‌های خاص خود را دارد و نیازمند به یك‬

‫حمایت‌كننده كه دراینگونه موارد بسیار كمیاب است؟‬

‫فرنگ‌رفته‌ها به ایران منتقل شد و باز بسیاری از عكاسان بدون‬

‫مصرف‌كننده شده‌ایم كه حتی روش صحیح مصرف كردن را‬ ‫هم نیاموخته‌اند‪ .‬منی‌دامن علت چیست شاید بحران نفت باشد‬ ‫یا مشكالت اقتصادی منی‌دامن‪ .‬البته منی‌خواهم به سراغ بغض‬

‫عالقه‌مند بودم ‪ .‬یك جوری از نهاد برخواسته بود‪ .‬خالصه بعد‬

‫بخشی ازاین مقدمات را طی كنم و وارد رشته عكاسی شوم‪.‬‬

‫این مقدمات را منی‌پذیرند مجبورند كه به گونه‌ای خودشان را‬

‫كه آن‌ها را محروم كرده‪ .‬اكثرًا تبدیل به یك مشت آدمهای‬

‫موضوع ارتباط مستقیم با ویژگی‌های خودم داشت و من به آن‬

‫حاال آن دیدگاه خامی كه وجود داشت رفته رفته پخته‌تر شد‪.‬‬

‫كمتربه میان می‌آید‪ .‬برای من هم مدت زیادی گذشت تا‬

‫بشناسیم‪ .‬عزت نفسمان را‪ .‬من در كامرانیه و فرمانیه زندگی‬

‫بخشی از این مشكالت مربوط به گذشته آدم‌هاست‪ .‬گذشته‌ای‬

‫بود برای شناخت محالتی كه در آن زندگی كرده‌ام‪ .‬این‬

‫پس آن مقدمات طی منی‌شوند و شرایط و خصوصیات شخصی‬

‫بختیاری‪ :‬مسلمًا هر قله‌ای‪ ،‬هر اوجی‪ ،‬به مقدماتی نیاز دارد‬

‫نشان بدهند‪ .‬می‌دانی مثل یك جورمنایش‪ .‬من فكر می‌كنم‬

‫بختیاری ‪:‬بله‪ ،‬بدون دوربین ‪ .‬از شش هفت سال پیش در نظر‬

‫از حتقیق اولیه ‪،‬كه تقریبًا سی یا چهل درصد اطالعات مورد نظر‬

‫بعد از آن هم با مطالعه شیوه‌های فكری راه را اینگونه انتخاب‬

‫كه بدون طی كردن مسیر‪ ،‬رسیدن غیرممكن است‪ ،‬آنها كه‬

‫آغاز شد‪.‬‬

‫كردم‪ .‬به نظر من برای شكسنت ساختارها اول باید خودمان را‬

‫نكردم و پدرم در آملان به دنیا نیامده‪ .‬من متولد تهران هستم‬ ‫و تهرانی كه عودالجان و چاله‌میدان شكل گرفته پس چرا باید‬

‫فرار كرد‪ .‬به قول جاللی «اول باید بدانیم كه هستیم؟» این‬

‫فرار از خودشناسی آزاردهنده است‪ .‬باید بدانیم برای آنهایی كه‬ ‫ظاهرسازی می‌كنیم تاریخچه زندگیمان آشكاراست و در نتیجه‪،‬‬ ‫این اعمال بی‌فایده است‪.‬‬

‫را تشكیل می‌داد‪ ،‬برقراری رابطه مستقیم با آدم‌ها آغاز شد و‬

‫به داستانهایی كه می‌گفتند توجه می‌كردم‪ .‬حتت تاثیر رفتارشان‬

‫قرار می‌گرفتم و آرام آرام آن رابطه روزمره شكلی به خود گرفت‪.‬‬

‫دراغلب موارد چون آن اطالعات پایه را كسب كرده بودم در‬

‫برخورد با افراد همیشه حرفی برای گفنت داشتم‪ .‬مكامله دوستانه‬ ‫كه محصول همان حتقیق اولیه بود شكل می‌گرفت و زمینه‌های‬ ‫مناسبی را برای عكس‌برداری فراهم می‌منود‪ .‬گاهی اوقات برای‬ ‫گرفنت چند فریم عكس ده‌ها بار به آن منطقه مراجعه می‌كردم‬

‫كه در نهایت نتیجه مثبت بود‪.‬‬

‫می‌دانی‪ ،‬معتقدم كه برای كسب اطالعات همه فیلترها را‬

Tehran Documented  

Group Exhibition