Issuu on Google+

2010 ‫ جوالی‬16 ‫ ـ‬1389 ‫ تیرماه‬25 ‫جمعه‬

Friday, 16th July 2010

88829086‫ـ‬7 :‫ ـ تلفن‬12 ‫ پالک‬،‫ کوچه دی‬،‫خردمند شمالی‬

AARAN ART GALLERY

NO.12 , Dey St. , North Kheradmand TEHRAN - IRAN Tel: +98-21-88829086-7 www.aarangallery.com

‫منایشگاه تهران مستند‬

‫منتخبی از آثار عکاسی مستند چهار دهه‌ی اخیر به انتخاب آرش حنایی‬

‫ رعنا جوادی‬. ‫ بهمن جاللی‬. ‫مجید بختیاری‌وفا‬ ‫ جاسم غضبانپور‬. ‫ مزدك عیاری‬. ‫آیدین رحیمی پورآزاد‬ ‫ مهدی وثوق‌نیا‬. ‫ تهمینه منزوی‬. ‫كاوه گلستان‬ ‫ محسن یزدی‌پور‬. ‫پیمان هوشمندزاده‬

Tehran Documented

A selection of Documentary Photography by Arash Hanaei Opening 16th July 2010 Majid Bakhtiari Vafa . Bahman Jalali . Rana Javadi Aidin Rahimipour Azad . Mazdak Ayari . Jassem Ghazbanpour Kaveh Golestan . Tahmineh Monzavi . Mehdi Vosoghnia . Peyman Hooshmandzadeh . Mohsen Yazdipour

‫مقدمه دارد در یک بازنگری کلی به عکاسی مستند ـ اجتماعی‬

‫عکاسان در آن شرایط سخت با دوربین‌های آنالوگ و فیلم‌های‬

‫ثبت بی‌قضاوت وقایع‬

‫ کادرهای‬،‫ اکثر این تصاویر شاخص‬.‫به نتایج مشابهی رسید‬

‫همكاری با خبرگزاری‌های حرفه‌ای و یا نیاز آژانس‌های بزرگ‬

‫آرش حنایی‬

.‫در شکل یک مجموعه تعریف می‌شوند‬

‫ از اندك‬،‫برای عکاسانی که به جبهه‌های جنگ می‌رفتند‬

‫سال‌ها می‌گذرد از روزهای اوج و شکوفایی عکاسی مستند در‬

‫داوطلبانه اجنام می‌شد و بسیاری از عکاسان فارغ از دیدگاه و‬

.‫ دانشگاه‌ها را عکس‌باران می‌کردند‬،‫عکاسان جتربی و حرفه‌ای کار‬

‫از یکی دو دهه قبل از پیروزی انقالب و روند کلی آن می‌توان‬ ‫ساده‌ای دارند و بیشتر از هر چیز بر موضوع معطوف‌اند وعمومًا‬

‫مجموعه "تهران مستند" با بهره‌گیری از از همین ویژگی‌ها یعنی‬ ‫ تصاویری که‬.‫ موقعیت زمانی و مکانی چیده‌شده است‬،‫موضوع‬

‫اساس و محوریت آن توجه بر انسان و شرایط زندگی اجتماعی‬

.‫سیاه و سفید مجموعه‌های قابل توجهی را ساختند‬

‫خبری برای استخدام عکاسان بومی وحتی قرارداد و مزایا‬ ‫ در واقع عکاسی‬.‫اهمیتی برخوردار بود و یا اصلًا مطرح منی‌بود‬ .‫روش‌های فکری آژانس‌ها و خبرگزاری‌ها کار می‌کردند‬

،‫ موزه‌ها و فرهنگسراها‬،‫ نهادهای دولتی‬،‫گالری‌های خصوصی‬

‫از عکاسی مستند که خود مبحثی مجزا و اما خارج از حدود این‬

.‫کاربردی و دوربین ابزاری برای ثبت بی‌قضاوت وقایع‬

‫ معماری‬،‫ اصناف‬،‫ پرتره‌نگاری‬،‫ عادات و مراسم روزمره‬.‫شهری است‬

‫صرف نظر ازعکاسی خبری حرفه‌ای به عنوان زیر شاخه مهمی‬

Unprejudiced Registration of Events Arash Hanaei

many photographers worked on basis of their own agenda, rather than in accord with the policies and considerations of major news agencies.

Years have passed since the Flourishing days of documentary photography in Iran . Perhaps the years of revolution and war are the most emblematic of this period. Experimental and professional photographers, used to bombard universities with their photographic exhibitions. Private galleries, governmental institutions, museums and cultural institutions all embraced it .Photographs functioned as documents and cameras were tools for unprejudiced registration of events. In harsh conditions , with analog cameras and black and white films , Photographers created significant series. The interest of professional News agencies and International photo agencies’ desire and need to hire local photographers, contracts and benefits for photographers to go to the war front, was of little or no consideration to these photographers. In fact, photography was done voluntarily and

Though professional photo journalism is an important branch of documentary photography, it is itself a separate issue and well beyond this short foreword, hence a survey of documentary and social photography of one or two decades prior to the Revolution and the courses of its actions till this day , one recognises a set of similarities in most of these significant images, for instance, they all have simple compositions and have mostly focused on their subjects and are part of a series. The selection “Tehran Documented” is based on same similarities: subject, time frame and locations. Images that their essence and emphasize is on humans and the social conditions in a city. The everyday practices and routines, portrait photography, different guilds, architecture and historical events. They all make up parts of this large collection.

.‫و وقایع تاریخی تکه‌های این مجموعه بزرگ را شکل می‌دهند‬

.‫ شاخص این دوران باشند‬،‫ شاید سال‌های انقالب و جنگ‬.‫ایران‬

‫ بتدریج عکس سندی شد‬.‫همه‌جا از عکس استقبال می‌شد‬

‫ شماره‬،‫ باالتر از میدان پالیزی‬،‫خیابان سهروردی شمالی‬ 88768594 :‫ ـ تلفن‬628

‫اسکن و چاپ‬

‫اسکن و چاپ منایشگاه تهران مستند‬

‫با همکاری گلناز طاهری و مزدک عیاری‬ ‫اجنام شده است‬

09125165977


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫مجید بختیاری‌وفا‬ ‫متولد ‪ 1343‬تهران‪ ،‬خیابان سیروس‬

‫فارغ‌التحصیل رشته عكاسی از دانشكده معماری دانشگاه‬

‫آزاد اسالمی‬

‫‪Majid Bakhtiari Vafa‬‬

‫‪2‬‬

‫عودالجان و چال میدان‬ ‫مجید بختیاری‬

‫محله عودالجان و چال‌میدان دركنار سنگلج و بازار متعلق به دورانی است كه طهران دهی بیش نبود و تنها به این چهار محله‬

‫عكاس پرتره و مدرس عكاسی در واحدهای آموزشی‬

‫تقسیم می‌گردید و مردم آن به لهجه خاص خود سخن می‌گفتند محله عودالجان به اعتبار مفهوم كلمه آن (به معنی تقسیم آب‬

‫مدرس عكاسی آموزشگاه‌های سینمائی و مسعی و بصری‬

‫نام چال‌میدان به دوران‌های بسیار دورتری باز می‌گردد‪ .‬زمانی كه شاه طهماسب اول جهت حفاظت از شهر تازه تاسیس طهران‬

‫دانشگاه جامع علمی كاربردی‬

‫وزارت فرهنگ و ارشاد اسالمی‬

‫مصرفی اهالی شهر) نام گرفت و بعدها به دلیل مرتفع بودن‪ ،‬سكونت گاه اعیان و اشراف آن زمان گردید‪.‬‬

‫كه به انگیزه ایجاد یك مركز جتاری ساخته بود‪ .‬اقدام به استخراج سنگهای ایان منطقه منود تا برج و باروئی به دور شهربنا كند‪،‬‬

‫در نتیجه دراین محل چاله بسیار عمیقی حادث گردید كه بعدها به چال میدان معروف شد‪.‬‬

‫بدلیل وجود دو مركز بسیار قدیمی آئین تشیع دراین مناطق (بقعه امامزاده یحیی وبقعه امامزاده سید امساعیل) و نیز شكل‌گیری‬

‫و توسعه آیین تعزیه‌خوانی و روایت نهضت عاشورا و نیز متركز مراكز اقتصادی آن زمان محله بازار در مجاورت این منطقه و رشد‬

‫توسعه شهر بدست مهاجران ونیاز به حفظ و حراست از قلمرو حاصله‪ ،‬فرهنگ جدیدی در این منطقه زده شد كه همانا فرهنگ‬

‫پهلوانی و قلندری است كه با اتكاء به ارزشهای مذهبی از دل زورخانه‌ها رشد و توسعه یافت‪.‬‬ ‫از مجموعه "عودالجان و چال‌میدان"‬ ‫عکاسی آنالوگ ‪ 29×44 .‬سانتی‌متر ‪1378 .‬‬

‫‪ 8‬قطعه عكس ارائه شده دراین منایشگاه چكیده‌ای است از صدها عكس كه ‪ 10‬سال پیش به سفارش مركز مطالعات و برنامه‬

‫‪From Series: Oudjalan & Chalmeydan‬‬

‫بافت فیزیكی اجتماعی محالت عودالجان و چال میدان مبدت ‪3‬سال تهیه و ثبت و ضبط گردیده است‪.‬‬

‫‪Analog Photography . 29×44 cm . 1999‬‬

‫ریزی شهر تهران در راستایی سندیت بخشیدن به هویت فرهنگی ‪..‬اجتماعی محالت طهران قدیم با عنوان پروژه‌های حتقیقاتی‬

‫امیدوارم تا مثره این تالش چند ساله مورد توجه مخاطبین عام و خاص عكاسی قرار گیرد‪.‬‬

‫س‪ :‬عكس‌هایت را هر دو مجموعه می‌توان تقسیم‌بندی كرد‪.‬‬

‫اصناف‪،‬معماری كوچه و بازار‪ ،‬وضعیت اجتماعی و چیزهای‬

‫دیگر ‪.‬آیا این تقسیم بندی‌ها الزمه هر مجموعه مستند است‬ ‫یا بر اساس شناخت از وضعیت اجتماعی منطقه مورد نظر‬

‫انتخاب می شود؟‬

‫بختیاری‪ :‬اولًا صددرصد نیاز به اطالعات اولیه داریم‪ .‬من هم‬

‫این كار را كردم‪ .‬اول یك حتقیق كوچك كه با گقتگو و مطالعه‬

‫مصاحبه با مجید بختیاری ‪ ،‬عكاس‬

‫شخصی‌ام بروم هرچندكه همان‌ها در انتخاب مسیر موثرند‪.‬‬

‫آرش حنایی‬

‫كارهایی كرد كه بعد از آن در دهه هفتاد شاگردانش مثل رابرت‬

‫بهمن ‪1381‬‬

‫هفتاد یا هشتاد سال پیش واكر ایوانز در زمینه مستند اجتماعی‬

‫س‪ :‬پس بخش اول بدون دوربین شكل گرفت؟‬

‫فرانك و هری كاالهان ادامه دادند قطعًا تاثیرگذار هم بودند‪.‬‬

‫داشتم كه روی این محله كار كنم ‪ .‬در واقع فرصت مناسبی‬

‫س‪ :‬چرا عكاسی مستند را انتخاب كردی در حالیكه فضای‬

‫می‌خواهم بگویم همان شیوه‌های عكاسی از طریق بعضی‬

‫اگر منایشگاهی هم برگزار شود اینگونه عكس‌ها قابلیت فروش‬

‫شناخت و مثل یك مصرف‌كننده عمل كردند‪.‬‬

‫مناسبی برای منایش اینگونه عكس‌ها درایران وجود ندارد‪ .‬تازه‬ ‫ندارند و بیشتر برای چاپ در یك كتاب مناسبند تا جای دیگر‪.‬‬ ‫ازطرفی كتاب هم هزینه‌های خاص خود را دارد و نیازمند به یك‬

‫حمایت‌كننده كه دراینگونه موارد بسیار كمیاب است؟‬

‫فرنگ‌رفته‌ها به ایران منتقل شد و باز بسیاری از عكاسان بدون‬

‫مصرف‌كننده شده‌ایم كه حتی روش صحیح مصرف كردن را‬ ‫هم نیاموخته‌اند‪ .‬منی‌دامن علت چیست شاید بحران نفت باشد‬ ‫یا مشكالت اقتصادی منی‌دامن‪ .‬البته منی‌خواهم به سراغ بغض‬

‫عالقه‌مند بودم ‪ .‬یك جوری از نهاد برخواسته بود‪ .‬خالصه بعد‬

‫بخشی ازاین مقدمات را طی كنم و وارد رشته عكاسی شوم‪.‬‬

‫این مقدمات را منی‌پذیرند مجبورند كه به گونه‌ای خودشان را‬

‫كه آن‌ها را محروم كرده‪ .‬اكثرًا تبدیل به یك مشت آدمهای‬

‫موضوع ارتباط مستقیم با ویژگی‌های خودم داشت و من به آن‬

‫حاال آن دیدگاه خامی كه وجود داشت رفته رفته پخته‌تر شد‪.‬‬

‫كمتربه میان می‌آید‪ .‬برای من هم مدت زیادی گذشت تا‬

‫بشناسیم‪ .‬عزت نفسمان را‪ .‬من در كامرانیه و فرمانیه زندگی‬

‫بخشی از این مشكالت مربوط به گذشته آدم‌هاست‪ .‬گذشته‌ای‬

‫بود برای شناخت محالتی كه در آن زندگی كرده‌ام‪ .‬این‬

‫پس آن مقدمات طی منی‌شوند و شرایط و خصوصیات شخصی‬

‫بختیاری‪ :‬مسلمًا هر قله‌ای‪ ،‬هر اوجی‪ ،‬به مقدماتی نیاز دارد‬

‫نشان بدهند‪ .‬می‌دانی مثل یك جورمنایش‪ .‬من فكر می‌كنم‬

‫بختیاری ‪:‬بله‪ ،‬بدون دوربین ‪ .‬از شش هفت سال پیش در نظر‬

‫از حتقیق اولیه ‪،‬كه تقریبًا سی یا چهل درصد اطالعات مورد نظر‬

‫بعد از آن هم با مطالعه شیوه‌های فكری راه را اینگونه انتخاب‬

‫كه بدون طی كردن مسیر‪ ،‬رسیدن غیرممكن است‪ ،‬آنها كه‬

‫آغاز شد‪.‬‬

‫كردم‪ .‬به نظر من برای شكسنت ساختارها اول باید خودمان را‬

‫نكردم و پدرم در آملان به دنیا نیامده‪ .‬من متولد تهران هستم‬ ‫و تهرانی كه عودالجان و چاله‌میدان شكل گرفته پس چرا باید‬

‫فرار كرد‪ .‬به قول جاللی «اول باید بدانیم كه هستیم؟» این‬

‫فرار از خودشناسی آزاردهنده است‪ .‬باید بدانیم برای آنهایی كه‬ ‫ظاهرسازی می‌كنیم تاریخچه زندگیمان آشكاراست و در نتیجه‪،‬‬ ‫این اعمال بی‌فایده است‪.‬‬

‫را تشكیل می‌داد‪ ،‬برقراری رابطه مستقیم با آدم‌ها آغاز شد و‬

‫به داستانهایی كه می‌گفتند توجه می‌كردم‪ .‬حتت تاثیر رفتارشان‬

‫قرار می‌گرفتم و آرام آرام آن رابطه روزمره شكلی به خود گرفت‪.‬‬

‫دراغلب موارد چون آن اطالعات پایه را كسب كرده بودم در‬

‫برخورد با افراد همیشه حرفی برای گفنت داشتم‪ .‬مكامله دوستانه‬ ‫كه محصول همان حتقیق اولیه بود شكل می‌گرفت و زمینه‌های‬ ‫مناسبی را برای عكس‌برداری فراهم می‌منود‪ .‬گاهی اوقات برای‬ ‫گرفنت چند فریم عكس ده‌ها بار به آن منطقه مراجعه می‌كردم‬

‫كه در نهایت نتیجه مثبت بود‪.‬‬

‫می‌دانی‪ ،‬معتقدم كه برای كسب اطالعات همه فیلترها را‬


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫مجید بختیاری‌وفا‬

‫‪Majid Bakhtiari Vafa‬‬

‫‪3‬‬

‫باید حذف كرد‪ .‬از برقراری یك رابطه صمیمی و متداول‬

‫مشهود است‪ .‬البته معصومیت هم متفاوت است‪ .‬معصومیت‬

‫كادر‪،‬تركیب‌بندی‪ ،‬و دركل همه خصوصیات عكس تو را مشخص‬

‫یا آفریقا‪ .‬هر كدام به نوعی ترجمه می‌شود‪ .‬این بچه‌ه‌ا ناخواسته‬

‫عكس‌های بهتری بوجود می‌آید‪.‬در واقع این شناخت می‌تواند‬

‫در یك خانواده فرهنگی‪،‬در یك خانواده اروپایی‪ ،‬درزمان جنگ و‬

‫مناید‪ .‬این داد وستد اطالعات مثل گپ دوپیرمرد بود كه نوستالژی‬

‫در این فضا وارد می‌شوند‪ .‬با همه سختیها و مشكالتش‪.‬‬

‫وخاطراتشان را یاد می‌كنند‪ .‬همین‌ها تصویررا می‌سازد‪.‬‬

‫این قشر كم سن و سال بی‌اطالع از وضعیت حال و آینده به‬

‫زندگی خود ادامه می‌دهند‪ .‬مرا یاد دوران كودكی‌ام می‌اندازد‪.‬‬

‫س‪ :‬فكر می‌‌كنی همین شیوه رفتاری در مناطق دیگر تهران‬

‫كجا بودم و در كدام كوچه پس كوچه سرگرم یك بازی ساده‬

‫قابل اجراست‪،‬مثلًا همین خیابان گاندی با كافی شاپ هایش‪،‬‬

‫كودكانه‪[‍.‬سكوت] بله این عكس‌ها نافذند‪.‬‬

‫آن مغازه طبقه پایین با آن دكوراسیون و اجناس گران قیمتش؟‬ ‫بختیاری‪ :‬باشیوه‌ها و روش‌ها باید منعطف شد‪ .‬منی‌توان برای‬

‫س‪ :‬چرا گاهی اوقات شیوه زندگی در این مناطق كه هنوز‬

‫عكاسی از یك منطقه از قبل روش انتخاب كرد‪ .‬فقط حتقیق‬

‫وی‍ژگی‌هایی از گذشته را با خود حمل می‌مناید (به شكل معضلی‬

‫الزم است به تعیین شیوه اجرایی‪ .‬حتقیق حتی وضعیت‬

‫منایش داده می‌شوند و متأسفانه از یك رسم دیرینه تنها نكات‬

‫تكنیكی را مشخص می‌كند‪ .‬چه زمانی باید عكس گرفت؟ با‬

‫منفی و متعصبانه‌اش را باقی می‌گذارند‪.‬‬

‫چه نوری؟چه متریالی؟ چه لنزی؟ وبعد به سراغ سوژه رفت‬ ‫وارتباط مستقیم برقرار كرد‪.‬‬

‫بختیاری‪ :‬شخصًابه هیچ وجه بعنوان یك معضل به آن منی‌نگرم‪.‬‬ ‫بلكه باید با پردازش و منایش نكات قابل توجه مثبت و منفی آن‬

‫س‪ :‬پس معتقدی كه همیشه راه حلی وجود دارد؟‬

‫را به یك فرهنگ منونه تبدیل كرد بعضی‌ها فكر می‌كنند همه‬

‫بختیاری‪ :‬قطعًا اگر وضعیت اجتماعی عكاس با سوژه‌هایش‬

‫این گذشته را پاك باید كرد‪ .‬اما به نتیجه‌اش توجه منی‌كنند‪.‬‬

‫متفاوت باشد و هماهنگی با آن قشر مورد نظر تا حدی امكان‌پذیر‬ ‫نباشد باید به دنبال یك فاكتور جذاب بود‪ .‬كمی جذاب‌تر و كمی‬

‫یك محصول بی‌هویت كه نه توجهی به خود منوده و نه توانی در‬ ‫حدود فرهنگ‌های پیشرفته را دارد‪.‬‬

‫از مجموعه "عودالجان و چاله‌میدان"‬ ‫عکاسی آنالوگ ‪ 29×44 .‬سانتی‌متر ‪1378 .‬‬

‫به هر حال ثبت و نگهداری از این نوع مجموعه‌ها به عنوان سند‬

‫س‪:‬به صورت كلی‪،‬وصرف نظر ازتفكیك دومجموعه‪ ،‬احساس‬

‫‪Analog Photography . 29×44 cm . 1999‬‬

‫است كه ارزش‌ها را مشخص می‌مناید ‪.‬‬

‫وضعیت كاملًا متفاوت می‌مناید‪ .‬یك نوع احساس همدردی و یا‬

‫بختیاری‪ :‬صحبت‌های تو نشان می‌دهد همانطور كه من با آن‬

‫منی‌شوند اما رفته‌رفته ویژگی‌های سنتی خود را به مرور از دست‬

‫برقرار كردی‪ .‬بله ‪،‬معصومیت و بی‌طرفی كاملًا درچهره‌هایشان‬

‫منبع‪ :‬سایت تهران اونیو‬

‫مریخی‌تر ‍! [خنده]‬

‫می‌كنم هر جا منایش كودكان و نوجوانان دراین مناطق پرداختی‬

‫درك كامل‪ .‬آن چند نوجوانی كه با غرور به لنز تو نگاه می‌كنند‬ ‫و انگار كه نگهبان خرابه‌های پشت سرشان هستند‪.‬‬

‫‪From Series: Oudjalan & Chalmeydan‬‬

‫آدم‌ها ارتباط برقرار كرده‌ام تو هم با من و با عكس‌هایم ارتباط‬

‫از مجموعه "عودالجان و چاله‌میدان" ‪ .‬عکاسی آنالوگ ‪ 29×44 .‬سانتی‌متر ‪1378 .‬‬ ‫‪From Series: Oudjalan & Chalmeydan . Analog Photography . 29×44 cm . 1999‬‬

‫مهم است و اگر امروز مخاطبی ندارد مطابق معمول این آینده‬ ‫اگرچه بازار به پاساژ و مغازه كباب‌فروشی و پیتزافروشی تبدیل‬

‫می‌دهند و این تصاویر اسناد قابل توجهی خواهند بود‪.‬‬


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫بهمن جاللی‬

‫‪Bahman Jalali‬‬

‫‪4‬‬

‫سوژه‌یابی جاذبه‬ ‫عکاسی است‬ ‫بخشی از مصاحبه محسن‬ ‫یزدی‌پور با بهمن جاللی‪1384 ،‬‬ ‫‪ ...‬یك اشتباهی است كه می‌گویند عكاسی‬

‫بعد از انقالب پیشرفت كرده من می‌خواهم‬ ‫بگویم كه انقالب باعث این پیشرفت شده‪،‬‬

‫خود عكاسی پیشرفت نكرده است‪ .‬یك‬

‫پدیده اجتماعی طی یك [سری] وقایع‬ ‫ْ‬ ‫روزانه دراین كشوراتفاق افتاد كه امسش‬ ‫انقالب بود‪،‬كسی منی‌دانست كه انقالب‬

‫اصلًا چیست وقتی این اتفاق افتاد یكی‬ ‫از ابزارهای كه برای اطالع‌رسانی‪ ،‬چاپ‬ ‫در مجالت و یا ارسال به فرنگ‪ ،‬استفاده‬ ‫شد دوربین عكاسی بود‪ .‬نه اینكه عكاسان‬

‫استفاده كنند‪ .‬بلكه مردم عادی هم استفاده‬ ‫می‌كردند و یادگاری عكس گرفتند‪.‬‬

‫من می‌خواهم بگویم كه عكاسی با پدیده‌های‬

‫اجتماعی و جهانی‪ ،‬پیوند دارد وقتی آنها تغییر می‌كند این‌ها‬

‫آمد و عكس از این موضوع الزم بود‪ .‬عكاسی ازاین‪ ،‬هیجان‌آور‬

‫در جنگ هم عكاسان زیادی بودند ولی االن نیستند می‌توانی‬

‫آ‍ژانسهای داخلی وخارجی عكاسی می‌كردند‪.‬عده‌ای هم آماتور‬

‫هم رشد پیدا می‌كنند‪ .‬چون موضوع و مسئولیت پیدا می‌شود‪.‬‬ ‫حداقل اسم ‪ 200‬نفر رابیاوری ولی االن هیچ‌كدام نیستند چون‬

‫اینها پیوندشان با عكاسی فقط پدیده‌ای بود كه داشت اتفاق‬

‫بودند كه عالقه‌مند هم بودند‪.‬‬

‫می‌افتاد و عكس می‌گرفتند‪ .‬آن پدیده متام شد آنها هم رفتند‬

‫ارتباط بین عكاسی ایرانی و فرنگی برقرار شود‪ .‬انقالب باعث‬

‫‪Photography is very attractive at the beginning.‬‬ ‫‪It’s powerful and satisfies you , when you are‬‬ ‫‪in the dark room the process of developing a‬‬ ‫‪photograph on white paper is like a miracle.‬‬ ‫‪These attractions fade away quite early on and‬‬ ‫‪later on you want to develop a better image ,‬‬ ‫‪but it does not happen , as you can not take a‬‬ ‫‪better photograph.‬‬

‫حذف شدند‪ ،‬نباید بگوییم كه عكاسی رشد كرد‪ ،‬اگر انقالب‬

‫هم منی‌شد عكاسی رشد می‌كرد؟به نظر من اصلًا انقالب باعث‬ ‫شد عكاسی صد قدم به جلو برود‪ ،‬عكاسی خبری مطرح شود‪،‬‬ ‫شد كه یك عكاس ایرانی بتواند عكسش رادرتایم چاپ كند كه‬

‫اصلًا كار آسانی نبود این واقعه بود و جنس واقعه خبر بود و‬ ‫در عكس‌هایی كه می‌گرفتی دیده می‌شد‪.‬‬

‫انقالب و جنگ یك پدیده خبرسازبود كه كسانی آمدند و آن‬ ‫را ثبت كردند‪،‬حرفه‌ای و آماتور‪ ،‬اما به مرور انبوه این عكاسان‬

‫كم شد‪.‬اتفاقی كه درانقالب افتاد این بود كه موضوع به وجود‬

‫‪From Series: Cityscape . Analog Photography‬‬

‫بود مثل جنگ یك عده بودند كه این حرفه را داشتند وبرای‬

‫‪I think Photography is like learning a language.‬‬ ‫‪In learning a language one can easily learn‬‬ ‫‪words and simple sentences , but when you‬‬ ‫‪advance , you need to compose sentences‬‬ ‫‪and that becomes very difficult.‬‬

‫سراغ كارهای دیگرچون موضوعی نداشتند‪ ،‬پس یكی یكی‬

‫از مجموعه "منظره شهری" ‪ .‬عکاسی آنالوگ ‪ 40×60 .‬سانتی‌متر ‪1386 .‬‬ ‫‪40×60 cm . 2007‬‬

‫بعد از انقالب فرصتی پیش نیامد كه ما بدانیم كه آدمها‬

‫می‌مانند یا می‌روند‪ .‬چون جنگ بوجود آمد در نتیجه متام‬ ‫كسانی كه در انقالب بودند و ‪10‬ها نفر دیگر وارد ماجرای‬ ‫جنگ شدند و شما این پدیده را بعد از جنگ ‪8‬ساله می‌توانید‬

‫ارزیابی كنید كه چند نفربعد از این رویدادها دوام آوردند و‬

‫چند نفر رها كردند و رفتند‪ .‬بعد از جنگ كسانی ماندند كه‬

‫اصلًا عكاسی حرفه‌شان شد و یا كسانی كه درارگان‌ها و نهاد‌ها‬ ‫به صورت مستقل واحدهای عكاسی ایجاد كردند كه هنوز هم‬

‫دارند ‪.‬یا كسانی كه عالقمند شدند و آماتورها رفتند‪ .‬یعنی‬

‫غربال شد‪ ،‬در این جا سه گروه عكاسی باقی ماندند‪.‬كسانی كه‬

‫به عنوان یك شغل عكاسی را پذیرفتند ‪ .‬كسانی كه عالقمند‬ ‫بودند و جذب ارگان‌ها شدند و عده ای که تازه عالقه‌مند به‬ ‫عكاسی شده بودند ‪.‬‬

‫پس عكاسی به دنبال سوژه بودن وتفكر را نیاز دارد؟‬


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫بهمن جاللی‬

‫‪Bahman Jalali‬‬

‫‪5‬‬

‫از مجموعه "منظره شهری"‬ ‫عکاسی آنالوگ ‪ 40×60 .‬سانتی‌متر ‪1386 .‬‬ ‫‪From Series: Cityscape‬‬ ‫‪Analog Photography‬‬ ‫‪40×60 cm . 2007‬‬

‫‪There are those people who say that‬‬ ‫‪photography should be explained. What in‬‬ ‫‪this world has a concrete explanation , in a‬‬ ‫‪world that is constantly changing , for example‬‬ ‫‪beauty does not have a description.‬‬

‫سخت است ‪.‬اگرخنواهی به عنوان یك كار جتارت با عكاسی‬ ‫برخورد بكنی و بخواهی به عنوان مولف با عكاسی برخوردكنی‪،‬‬

‫منی‌توانی چون كار مشكلی است‪ .‬مشكل است با این شغل‬ ‫بتوانی زندگی كنی و خودت هم پیش خودت شرمنده نباشی‬

‫از كاری كه می‌كنی (من برای كاالیی كه متامًا دروغ است‬

‫چرا باید عكاسی كنم) اینجاست كه عكاسی خیلی سخت‬

‫می‌شود‪.‬‬

‫برای همین بیشتر آدمها به مستی می‌روند كه در واقع حرفه‌ی‬ ‫عكاسی وجتارت عكاسی است‪ .‬ولی اینكه بخواهی مستقل‬ ‫عمل كنی خیلی كار مشكلی است به خاطر همین هم خیلی‌ها‬

‫طرفش منی‌روند‪.‬‬ ‫بله حتمًا دارد‪ .‬دنبال سوژه بودن جاذبه عكاسی است‪.‬‬

‫حلظه فقط تو ناظرآن اتفاق هستی و آن را ثبت كنی‪.‬‬

‫دارد عكاسی می‌گوید‪« :‬تو می‌توانی تصادفی یك شاهكار بوجود‬

‫زبان ابتدا خیلی آسان می‌توانی لغات و جمله‌های ساده را‬

‫مخصوصًا عكاسی به شیوه عكاسی مستند ویا خبری ‪.‬یك مثل‬

‫یك دوره ای كارهای خوبی اجنام می‌شود‪ .‬از زمانی كه عده‌ای‬

‫از دانشكده‌ی صدا و سیما فارغ‌التحصیل شدند‪ ،‬ولی خیلی‬

‫به نظر من عكاسی مانند زبان یاد گرفنت است‪.‬در یادگیری‬

‫االن تعداد كمی هستند‪ ،‬با اینكه در زمانی كه دردانشگاه‬

‫بیاوری‪ ،‬شاهكارچه به عنوان یك حادثه‌ی حلظه‌ای خبری و‬

‫بیاموزی‪ ،‬ولی كمی كه جلوتر می‌روی باید بتوانی جمله سازی‬

‫این طریق در آمد داشته باشند‪ ،‬باید به مست دیگری حركت‬

‫در زندگیت اتفاق بیافتد و ادامه پیدا منی‌كند ولی در نقاشی‬

‫عكاسی هم شروعش خیلی خوب است جاذبه دارد‪ .‬نیرومند‬

‫عكاسی تعریف دارد‪ .‬چه چیزی در جهان تعریف ثابت دارد در‬

‫ظهور هستی می‌بینی مثل معجزه روی كاغذ سفید تصویر‬

‫تعریف ندارد‪ .‬زیبایی«بریجیت باردو»‪« ،‬اوگاردنر» یا «مریلین‬

‫چه به عنوان یك عکس استثنائی» ولی این یك بارممكن است‬ ‫منی‌توان یك نقاشی آنی را به عنوان یك اثر جاودانی بوجود‬

‫آورد‪ .‬این خاصیت عكاسی است‪ ،‬و این خاصیت در حنوی‬ ‫ثبت تصویرش نهفته است‪ .‬تو روبرو می‌شوی‪ ،‬تصویری را ثبت‬ ‫می‌كنی‪ ،‬ممكن است این تنها تصویر موجود از این اتف��ق باشد‪.‬‬ ‫ولی منی‌توانی در نقاشی این عمل را اجنام دهی‪ .‬وقتی كه‬ ‫دنبال سوژه هستی ممكن است چیزی را پیدا كنی كه درآن‬

‫اجنام دهی و خیلی مشكل می‌شود‪.‬‬

‫است و خیلی زود راضی می‌شوی وقتی در تاریك‌خانه مشغول‬ ‫ظاهر می‌شود‪ ،‬این جذابیتها خیلی زود از بین می‌روند وبعد تو‬ ‫می‌خواهی تصویر بهتری ظاهر شود ولی ظاهر منی‌شود چون‬

‫تو عكس بهتری منی‌توانی بگیری‪.‬‬

‫نكته‌ی دیگر اینكه دوام آوردن در عكاسی در این كشورخیلی‬

‫بودند عكس‌های خیلی خوبی می‌گرفتند‪ .‬چون منی‌توانند از‬

‫كنند‪ .‬ولی حداقل شعار ندهند‪ .‬مثل آقایانی كه می‌گویند‬ ‫جهانی كه هر روز در حال تغییر است ‪.‬مثلًا زیبایی هم یك‬ ‫مونرو» هنوز هم همان زیبایی است؟‬

‫منبع‪ :‬رساله کارشناسی ارشد‪ ،‬محسن یزدی‌پور ـ سال‪1384‬‬


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫بهمن جاللی‬

‫‪Bahman Jalali‬‬

‫متولد سال ‪ 1323‬روز هفتم بهمن‪ ،‬بهمن جاللی در‬

‫منایشگاهی از این عكس‌ها و عكس‌های رعنا جوادی‬

‫‪1361‬‬

‫پدرش ابراهیم خان‪ ،‬مهندس كشاورزی و مادرش مهری‬

‫دیده شدن عكس‌ها‪ ،‬همراه با عكس مریم زندی‪ ،‬هادی‬

‫انتشار كتاب پنج نگاه به خاك (مجموعه عكس) همراه‬

‫تهران‪ ،‬باغ صبا‪ ،‬خیابان ملك‪ ،‬كوچه جاللی به دنیا می‌آید‪.‬‬

‫اعلم است‪.‬‬ ‫‪1344‬‬

‫و‪....‬در دانشگاه فارابی‪ ،‬پس از چند روز به منظور بیش‌تر‬

‫هراجی‪ ،‬شهرام گلپریان و محمود رمضانی با عنوان‬ ‫گزارشی ازانقالب در دانشكده هنرهای زیبا به منایش‬

‫قبولی در كنكور دانشگاه ملی‪ ،‬دانشگده اقتصاد و علوم‬

‫گذاشته می‌شوند و در هفته آخر اسفند این سال با استقبال‬

‫آشنایی پیدا كرده است در همراهی با دانشجویان معماری‬

‫‪1358‬‬

‫سیاسی‪ .‬او كه قبلًا از طریق اقوام مادری با دوربین عكاسی‬ ‫در سفرهای دانشجویی به عكاسی عالقه‌مند می‌شود و‬

‫بی‌نظیر روبه رو می‌شوند‪.‬‬

‫انتشار كتاب خرمشهر (ناشر‪:‬سروش)‪.‬‬

‫باعكس‌های مهدی خوانساری‪ ،‬یحیی دهقانپور‪ ،‬مهشید‬ ‫فرهمند و كریم امامی (ناشر‪:‬زمینه )‪.‬‬

‫‪1362‬‬

‫چاپ عكس‌هایی از جاللی درمجموعه كتاب‌های جنگ‬ ‫حتمیلی‪ ،‬دفاع دربرابر جتاوز (ناشر‪:‬ستاد تبلیغات جنگ)و‬

‫منایش عكسهای گزارشی ازانقالب دركوی نهم آبان‬

‫چاپ مكرر بعضی عكس‌های او به صورت پوستر یا دراغلب‬

‫ادامه همكاری با مجله سروش كه به جای متاشا منتشر‬

‫شده‌اند ‪،‬تا كنون‪.‬‬

‫مشاركت در تاسیس انتشارات زمینه با همكاری كریم‬

‫سفربهنیكاراگوئه‪،‬عكاسیازانقالبساندنیست‌ها‪،‬گزارش‬

‫چاپ اولین عكس او در شماره پنجم مجله هفتگی متاشا كه‬

‫انتشار كتاب روزهای خون ‪ ،‬روزهای آتش با عكسهای‬

‫‪1364‬‬

‫قراردادی است‪.‬‬

‫جوادی‪ ،‬هادی هراچی‪ ،‬محمود محمدی و بهروز شهیدی‪.‬‬

‫كوچولو» كه ادامه ‪29‬قسمت دیگر آن را رعنا جوادی به‬

‫پیگیرانه و جدی به آن می پردازد‪.‬‬

‫‪1349‬‬

‫درجنوب شهرتهران ‪.‬‬

‫جاللی درمسابقه عكس جوان آماتور‪ ،‬جشن فرهنگ و‬

‫می‌شود‪.‬‬

‫باستان بر پا و یكی از عكس‌های اوبرنده جایزه می‌شود‪.‬‬

‫امامی‪ ،‬گلی امامی و‪. ...‬‬

‫هنر شركت می‌كند‪،‬منایشگاهی از عكس‌ها در موزه ایران‬

‫مقدمه‌ای برای همكاری درازمدت با این مجله به صورت‬

‫بیش‌تری از بهمن جاللی و هم‌چنین عكس‌های رعنا‬

‫مجموعه‌های تصویری دیگری كه درباره جنگ منتشر‬ ‫‪1363‬‬

‫مصور برای مجله سروش‪.‬‬

‫عكاسی خنستین قسمت از مجموعه انیمیشن «علی‬

‫منایشگاه انفرادی در كاخ مركزی جوانان‪ ،‬جاده قدیم‪ ،‬باالتر‬

‫انتشارات زمینه عالوه بر این ‪،‬كتاب آشپزی بدون گوشت‬

‫عهده می‌گیرد ‪.‬‬

‫عكاسیازماهیگیرانشمالكهبسیارموردتوجهقرارمی‌گیرد‪.‬‬

‫جاللی گرفته است‪.‬‬

‫مجله عكس‪.‬‬

‫اولین منایشگاه انفرادی در گالری قندریز ‪،‬خیابان آناتول‬

‫روزهای آتش درفستیوال فیلم تامپره‪ ،‬فنالند‪ ،‬به همت‬

‫منایش وتئاتر شهر كه در مجله متاشا به چاپ می‌رسند‪.‬‬

‫امریكا‪.‬‬

‫از سه راه ضرابخانه و آشنایی با رعنا جوادی در همان جا‪.‬‬

‫‪1350‬‬

‫فرانس (خیابان دانشگاه) عكاسی از منایش‌های كارگاه‬

‫و آشپزی آسان را نیز منتشرمی‌كند كه عكس‌های آنها را‬

‫همكاری با اجنمن سینمای جوان و مشاركت درراه‌اندازی‬

‫برپایی منایشگاهی ازعكس‌های كتاب روزهای خون‪،‬‬

‫سفر به شهر های مختلف برای آموزش‪ ،‬سخنرانی و داوری‬

‫حسن تهرانی و تكرار آن در كشورهای چكسلواكی و‬

‫انتشار كتاب عكاسان وعكاسی باهمكاری وازریك‬

‫جشنواره های گوناگون كه تا پایان عمر او ادامه می‌یابد‪.‬‬

‫درساهاكیان (ناشر‪:‬سروش)‪.‬‬

‫جاللی عكاسی از صحنه‌های منایش را تا سال ‪ 57‬ادامه‬

‫راه اندازی رشته عكاسی در مدرسه عالی تلویزیون و سینما‬

‫‪1365‬‬

‫آنها در مجله متاشا و پیشنهاد تبدیل این خانه به موزه‌ای‬

‫‪1359‬‬

‫(ناشر‪:‬سروش)‬

‫می‌دهد‪ .‬اولین عكسبرداری از منزل صادق هدایت و چاپ‬ ‫برای نویسنده بزرگ ایران ‪.‬‬

‫(دانشكده صداو سیما)‪.‬‬

‫انتشار كتاب باغ مصور عكاسی با همكاری رعنا جوادی‬

‫رفنت به مناطق جنگی ازابتدای حمله عراق به ایران كه تا‬

‫آغاز تدریس دردانشگاه تهران ‪.‬‬

‫دومین منایشگاه انفرادی درگالری زروان‪ ،‬خیابان كاخ‬

‫‪1360‬‬

‫آغار همكاری با پروژه كتاب ایران و مسئولیت تهیۀ‬

‫‪1354‬‬

‫در فروردین ماه با عكس های جاللی منتشر می‌شود‬

‫‪1353‬‬

‫شمالی (فلسطین)‪.‬‬

‫پایان جنگ ادامه می یابد‪.‬‬

‫‪1367‬‬

‫اولین كتاب عكس درباره جنگ با عنوان آبادان كه می‌جنگد‬

‫عکس‌های کتاب‪ .‬تا این زمان‪ ،‬تنها کتاب نفیس مصور‬

‫سفر به انگلستان‪ ،‬حتصیل درمدرسه عكاسی جان ویكرز‬

‫(ناشر‪:‬زمینه) كتاب به زودی به چاپ دوم می‌رسد و دیگر‬

‫و جهانگردی ‪ )1357،‬با عکس های یک عکاس ایتالیایی‪،‬‬

‫‪1355‬‬

‫جاللی با همكاری گلی و كریم امامی در بهمن ماه این سال‬

‫آغاز به کار در آلبوم خانۀ کاخ موزه گلستان با هدف حفظ‬

‫عكس را منتشر می‌كند‪.‬‬

‫تهیه نسخه‌های منتشر شده از آنها‪.‬‬

‫عضویت دراجنمن سلطنتی عكاسان انگلستان‪.‬‬ ‫بازگشت به ایران‪.‬‬

‫مدیریت بخش عكاسی مجله متاشا‪.‬‬

‫‪1356‬‬

‫سفر به هفت كشور آفریقایی و عكاسی از آثار هنری آفریقا ‪.‬‬

‫هیچ گاه مجوز چاپ منی‌یابد‪.‬‬

‫كتاب عكاسی سیاه و سفید‪ ،‬راهنمای ظهور فیلم و چاپ‬

‫درباره ایران‪ ،‬کتاب ایران پل فیروزه (ناشر‪:‬وزارت اطالعات‬ ‫رودلف بنی ‪ ،‬منتشر شده بود‪.‬‬

‫شیشه‌های فرسوده و آسیب‌دیدۀ عکس‌های آلبوم خانه و‬ ‫‪1370‬‬

‫انتشار کتاب ایران سرزمین نور و رنگ به زبان انگلیسی‬

‫برپایی منایشگاه هنر آفریقا سیاه درباغ فردوس و انتشار‬

‫(دفتر پژوهشهای فرهنگی )‪.‬‬

‫‪1357‬‬

‫آغاز تدریس در دانشگاه آزاد‪.‬‬

‫كتابی به همین نام با عكس های بهمن (ناشر؛سروش)‪.‬‬

‫‪1372‬‬

‫منایش عكس‌‌های رنگی سفر لندن در گالری شهر ‪ ،‬خیابان‬

‫‪1373‬‬

‫عكاسی ازرویدادهای خیابانی روزهای انقالب وبرپایی‬

‫پژوهشهایفرهنگی‪،‬دستبهکارایجادموزۀعکسمی‌شود‪.‬‬

‫بزرگمهر‪.‬‬

‫همراه با رعنا جوادی و محمد حسن خوشنویس‪ ،‬مدیر دفتر‬

‫‪6‬‬


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫بهمن جاللی‬

‫‪Bahman Jalali‬‬

‫جتدید چاپ‪ ،‬کتاب عکاسی سیاه و سفید (ناشر‪ :‬دفتر‬

‫‪1386‬‬

‫کاوه گلستان مصاحبه‌ای ویدیویی با جاللی درباۀ عکاسی‬

‫و انتشار كتاب بهمن جاللی (ناشر‪ :‬بنیاد آنتونی تاپیس)‪.‬‬

‫‪1374‬‬

‫تاریخ ‪ 165‬ساله عكاسی ایران ‪.‬‬

‫پژوهشهای فرهنگی)‪.‬‬

‫مروری بر آثار بهمن جاللی در بنیاد تاپیس‪ ،‬بارسلون‪ ،‬اسپانیا‬

‫تهیه می‌کند‪.‬‬

‫منایشگاه انفرادی درگالری راه ابریشم با عنوان به احترام‬

‫عکسخانۀ شهر‪،‬موزه عکس ایران افتتاح می‌شود‪.‬‬

‫تكرار منایشگاه كلمه هنر دردبی ‪.‬‬

‫مدیریت تهیۀ عکس‌های کتاب تهران در یک نگاه‬

‫اسالیدشو از عكس‌های انقالب و جنگ در همایش مشق‬

‫داوری جشنوارۀ عکس یونسکو در ژاپن ‪.‬‬

‫گردهمایی درباره تاریخ عكاسی ایران‪.‬‬

‫برپایی منایشگاه از خاک‪ ،‬با خاک‪ ،‬در خاک‪ ،‬دانشگاه‬

‫یونان ‪.‬‬

‫‪1377‬‬

‫كابل‪ ،‬افغانستان‪.‬‬

‫(ناشر‪:‬شهرداری تهران)‪.‬‬

‫شب‪،‬اشكال الوان‪ ،‬بیروت لبنان و سخنرانی جاللی دراین‬

‫‪1376‬‬

‫شركت در منایشگاه گروهی شیر‪ ،‬زیر رنگین كمان در آتن‪،‬‬

‫هامبورگ‪ ،‬آملان‪.‬‬

‫شركت در منایشگاه گروهی سنت‌های زنده در كاخ ملكه‪،‬‬

‫راه اندازی عكسنامه‪ ،‬فصلنامه ختصصی عكس‪ ،‬در دفتر‬

‫جاللی در این سال تعدادی عكس با موضوع مناظر شهری‬

‫پژوهشهای فرهنگی ‪.‬‬

‫انتشار كتاب گنج پیدا‪،‬مجموعه‌ای از عكس‌های دوره‬

‫می‌گیرد‪.‬‬

‫شركتدرمنایشگاهگروهیدرگالریراهابریشمدرپاریسفتو‪.‬‬

‫قاجار (ناشر‪:‬دفتر پژوهشهای فرهنگی با همكاری سازمان‬

‫شركت در منایشگاه گروهی در مجلس اروپا درشهرداری‬

‫‪1378‬‬

‫‪1384‬‬

‫میراث فرهنگی كشور )‪.‬‬

‫بروكسل‪.‬‬

‫انتشار كتاب ایران (ناشر‪:‬سازمان صدا و سیمای جمهوری‬

‫نقل مكان به آخرین دفتر كارش درخیابان قائم مقام‪ ،‬كوچه‬

‫دوم ‪.)1380:‬‬

‫شركت در دی فتو ‪ ،‬سن‌سباستیان‪،‬اسپانیا‪.‬‬

‫منایشگاه انفرادی در گالری اثر (دركه‪ ،‬خیابان شهید‬

‫اسالید شو از عكس‌های انقالب و جنگ ( باهمكاری رعنا‬

‫منایشگاهگروهیهمراهباتعدادیازشاگردانشباموضوعمتل‬

‫مارسی ‪،‬فرانسه‪.‬‬

‫آغاز همكاری با گالری راه ابریشم ‪،‬ابتدا درخیابان آفریقا‬

‫با عنوان ایران‪....‬تهران ‪ ....‬هفت عكاس معاصر‪.‬‬

‫درمنایشگاه گروهی عكس‪.‬‬

‫ورای سیاه‪.‬‬

‫اسالمی ایران و وزارت فرهنگ و ارشاد اسالمی‪ ،‬چاپ‬

‫یكم ‪.‬‬

‫‪1380‬‬

‫شركت درفتو لندن‪،‬انگلستان‪.‬‬

‫احمدپور) از كال‍ژهای قاجار با عنوان تصویر خیال‪.‬‬

‫قو در گالری هفت مثر ‪،‬خیابان مطهری‪،‬خیابان دریای نور‪.‬‬

‫جوادی) در شانزدهمین جشنواره بین‌املللی مستند فیلم‬ ‫شركت در منایشگاه گروهی در گالری بودیون لبون‪ ،‬پاریس‬

‫وبعد در خیابان فرمانیه ‪،‬كه تا پایان ادامه می‌یابد‪،‬و شركت‬

‫شركت درمنایشگاه گروهی در گالری تردالین‪ ،‬دبی با عنوان‬

‫شركت درمنایشگاه گروهی نگاه ایرانی در پاریس‪.‬‬

‫اسالیدشو ازعكس‌های انقالب و جنگ در موزه نانت‪،‬‬

‫شركت درمنایشگاه گروهی با همكاری موزه هنرهای‬

‫فرانسه‪،‬اینموزهتعدادیازعكس‌هایمجموعهتصویرخیال‬

‫تسالونیكی‪ ،‬یونان‪.‬‬

‫برنامه آخر هفته‪،‬خاورمیانه‪ ،‬در اچ‪ .‬ای ‪ .‬یو ‪ .‬برلین‪.‬‬

‫منایشگاه انفرادی در گالری راه ابریشم باعنوان تصویر خیال‪.‬‬

‫اسالیدشو از عكس‌های انقالب و جنگ در پنجاه و دومین‬

‫شركت درمنایشگاه گروهی در گالری برونئی‪ ،‬لندن‪ ،‬با‬

‫شركت در منایشگاه گروهی در موزه بریتانیا‪ ،‬لندن‪ ،‬با عنوان‬

‫‪1383‬‬

‫شركت در منایشگاه گروهی ‪،‬موزه هنرهای معاصر تهران با‬

‫معاصر تهران با عنوان نظری به ایران در جشنواره فیلم‬

‫جاللیرامی‌خرد‪.‬اسالیدشوازعكس‌هایانقالبوجنگدر‬

‫‪1382‬‬

‫‪1385‬‬

‫منایشگاه انفرادی درگالری آو‪.‬‬

‫جشنواره بین‌املللی فیلم كوتاه اوبرهازن‪.‬‬

‫عنوان دوازده سفر عكاسانه ‪،‬ایران درقرن بیست و یكم ‪.‬‬

‫كلمه در هنر ‪.‬‬

‫شركت در منایشگاه گروهی در گالری كاترین ئی‪ .‬نش‬

‫عنوان پنجره نقره‌ای ‪.‬‬

‫نقره ایرانی‪.‬‬

‫عنوان نورهای ابریشمی ‪.‬‬

‫درمینه سوتا‪ ،‬و تكرار آن درشهرهای دیگر آمریكا با عنوان‬

‫شركت در منایشگاه گالری نسیم‪ ،‬بوداپست‪ ،‬مجارستان‪ ،‬با‬

‫شركت در منایشگاه گروهی در هتل فرمانت‪ ،‬دبی با عنوان‬

‫شركت در منایشگاه گروهی در گالری گلدكوست سیتی آرت‬

‫رودررو‪.‬‬

‫در شهرهای مختلف استرالیا با عنوان ای ایران ‪.‬‬

‫‪1387‬‬

‫تولید و منایش فیلم مستند عكس نامتام درباره بهمن جاللی‬ ‫كه جایزه سیمرغ بلورین بهترین فیلم مستند از جشنواره‬

‫بین‌املللی فیلم فجر به آن تعلق می‌گیرد‪.‬‬

‫‪1388‬‬

‫منایشگاه انفرادی با خاك ‪،‬گالری راه ابریشم ‪ ،‬تهران‪.‬‬

‫شركت در منایشگاه گروهی دربی‌نیال ونیز‪ ،‬ایتالیا با عنوان‬ ‫دیوان شرق ـ غرب‪.‬‬

‫گزینشگر و شركت‌كننده در منایشگاه ‪ 165‬سال عكاسی ایران‬ ‫به كوشش گالری ابریشم در موزه كه برانلی پاریس‪ ،‬فرانسه‪.‬‬ ‫شركت در منایشگاه گروهی پاریس فتو‪.‬‬

‫شركت در میزگرد انستیتوی جهان عرب به دعوت پاریس‬ ‫فتو درباره عكاسی ایران‪.‬‬

‫موزه بریتانیا اثری از مجموعه تصویر خیال را خریداری‬ ‫می‌كند و اكنون دو اثر از جاللی در موزه بریتانیاست‪.‬‬

‫منایشگاه گروهی در گالری سلطان كویت با عنوان حقایق‬

‫افشاگر‪.‬‬

‫منایشگاه مروری بر آثار چهل سال عكاسی بهمن جاللی‬

‫در مركز هنری شهر گراتس در اتریش به دعوت مجله‬

‫كامرااستریا‪.‬‬

‫در این سال خبر اعطای جایزه بین‌املللی عكس اسپكتروم‬

‫به جاللی از طرف بنیاد نیدرزاكسن ‪ ،‬هانوور‪،‬آملان‪،‬اعالم‬ ‫می‌شود‪.‬‬

‫پنجشنبه ‪24‬دی ماه ‪،‬بازگشت به ایران و چشم فروبسنت‬ ‫از جهان در روز بعد جمعه ‪ 25‬دی ماه در بیمارستان تهران‬

‫كلینیك‪.‬‬

‫به خاكسپاری در قطعه هنرمندان‪ ،‬بهشت زهرای تهران در‬ ‫‪27‬دی ماه ‪.1388‬‬

‫خالصه‌ای از سالشمار بهمن جاللی – منبع‪ :‬فصلنامه‬ ‫عکسنامه جلد ‪" 30‬یادنامه بهمن جاللی"‬

‫‪7‬‬


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫رعنا جوادی‬

‫‪Rana Javadi‬‬

‫از مجموعه "روزهای انقالب" ‪ .‬عکاسی آنالوگ ‪ 24×36 .‬سانتی‌متر ‪1357 .‬‬ ‫‪From Series: Dayes of Revolution . Analog Photography . 24×36 cm . 1979‬‬

‫از سال ‪ 1368‬مدیر بخش عكس دفتر پژوهش‌های‬

‫كارلس روه ‪ ،‬و مونیخ ‪-2003‬تا ‪.2004‬‬

‫عضو موسس و مدیر مسئول‪ .‬فصلنامه عكسنامه از سال‬

‫منایشگاه “‌تصویری از زنان ایران “ پارملان اروپا‪ .‬بروكسل‬

‫فضاهای ورودی خانه‌های تهران قدیم‪ .‬مركز پژوهش‌های‬

‫از موسسین موزه عكسخانه شهر و از اعضای هیئت امنا‬

‫فتوپاریس‪.2004 .‬‬

‫زواره ‪ .‬منادی از اسطوره كویر ‪ .‬مركز پژوهش های‬

‫داور مسابقات مختلف عكاسی ‪.‬‬

‫ایران – تهران ‪ .‬هفت عكاس اكنون‪...‬گالری بادوین لبون‬

‫ترجمه كتابهای ‪:‬‬

‫منایشگاه‌های گروهی‬

‫سی سال تنهائی ‪ .‬كمبریج انگلستان ‪.2007‬‬

‫چگونه عكس ببینیم‪ .‬فین دیوید‪1376 .‬‬

‫فرهنگی‪.‬‬

‫‪1378‬‬

‫اسبق و مدیر موزه‪.‬‬

‫منایشگاه با عنوان “ رو در رو “ در هتل فرمونت دوبی ‪.2004‬‬

‫‪.2004‬‬

‫دی – فتو ‪ .‬آوریل ‪ 2005‬سن‌سباستین‪ .‬اسپانیا‪.‬‬

‫پاریس‪.‬‬

‫از سال ‪ 1358‬در منایشگاه‌های مختلف گروهی در داخل و‬

‫منایشگاه گروهی در گالری راه ابریشم‪2007 .‬‬

‫نگاه ایرانی‪ .‬پاریس ‪2001‬‬

‫شیر زیر رنگین زمان ‪ .‬هنر معاصر از تهران ‪ .2008 .‬آتن‪.‬‬

‫خارج از كشور كه آخرین آنها عبارتند از ‪‌:‬‬

‫همایش مشق شب ‪ -‬اشكال و الوان‪ .4 .‬بیروت ‪2008 .‬‬

‫نگاهی به ایران‪ .‬جشنواره فیلم تسالونیكی یونان ‪2002‬‬

‫همزمان با آرت آتنا‪.‬‬

‫منایشگاه انفرادی در گالری ‪ 13‬ونك تهران‪.2003 .‬‬

‫منایشگاه انفرادی در گالری گلستان‬

‫منایشگاه گروهی در گالری راه ابریشم تهران ‪.2003‬‬

‫منایشگاه گروهی با عنوان " زن در شرق – زن در غرب ‪ .‬در‬

‫موزه زنان شهر بن‪ .2003 .‬مجددًا در شهرهای برلین ‪،‬‬

‫كتابهای عكاسی‬ ‫عكاسی و مشاركت در تالیف ‪:‬‬

‫پنجره‌های قدیمی تهران‪ .‬مركز پژوهش‌های فرهنگی‬

‫‪1376‬‬

‫فرهنگی‪1374 .‬‬ ‫فرهنگی‪1379 .‬‬

‫چرا مردم عكس می گیرند ‪ .‬آدامز رابرت‪1380 .‬‬ ‫فرهنگ دوربین‪ .‬بالف هاال‪.1375 .‬‬

‫طراحی عكس‪ .‬دیمینن ژاكلین‪.1375 .‬‬ ‫باغ مصور عكاسی‪ .‬پرتر آلن‪1365 .‬‬

‫‪ 165‬سال عکاسی ایران ‪ .‬موزه که برانلی پاریس‪2009 .‬‬ ‫یادمان بهمن جاللی‪ .‬گالری فروهر‪1389 .‬‬

‫خودنگاره‌های امروز‪ .‬گالری راه ابریشم‪1389 .‬‬

‫‪8‬‬


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫آیدین رحیمی پورآزاد‬

‫کپی‌برداری از شهر‬ ‫متولد ‪1368‬‬

‫دانشجوی رشته عكاسی از دانشكده هنر و معماری‬

‫دانشگاه آزاد اسالمی‬

‫‪Aidin Rahimipour Azad‬‬ ‫اسلوب همیشگی‪ ،‬ترجیح دادم که بدون هیچ نوع داوری‪،‬‬

‫رنگ‪ ،‬حالتی اغواگرایانه پیدا کرده‌اند و مجبورمان می‌کنند که‬

‫بخش دیگری از این نقاشی‌ها که چند سالی است وارد فضای‬

‫اغواگرایانه اشان را از دست می‌دهند‪ .‬این مجموعه به حتلیل و‬

‫به صورت مستقیم و یک به یک‪ ،‬به عکاسی (کپی برداری)‬ ‫شهری شده‌اند بپردازم‪.‬‬

‫منایش این تکه فضاهای شهری می‌پردازد‪ .‬سندی از شهری که‬

‫نقاشی‌های دیواری به عنوان بخشی از فضاسازی‌های‬ ‫(احتمالًا خوب) در سطح شهر است؛ تقریبًا هرکجا را که‬

‫به هر روی‪ ،‬این تصاویر در حالتی شناور‪ ،‬در مرز عکاسی‬

‫شهری‪ ،‬که قاعدتًا کمترین هدفشان ایجاد یک حس متفاوت‬

‫آیدین رحیمی پورآزاد‬

‫از آجنا که دیوارنگاری‌های قدیمی که اکثرًا به نوعی نگاه آرمانی‬

‫نشسته‌اند و بخشی از فضای شهری را اشغال منوده‌اند‪.‬‬

‫آن را به کرات ثبت و تکرار کرده‌اند‪ ،‬این بار بر خالف آن‬

‫در نگاه اول شاید به دلیل قاب‌بندیشان یا وجود این همه‬

‫و مفهومی معطوف‌اند موضوعی است که بسیاری از عکاسان‬

‫در مقابلشان بایستیم؛ اما با کمی تأمل و نگاهی دوباره حالت‬

‫هر چند در نگاه اول خالی و بدون حضور مردمانش شده است‬

‫چشم می‌اندازیم‪ ،‬تبدیل به نقوشی نابه‌جا شده‌اند که بدون‬

‫تیر ماه ‪1389‬‬

‫‪9‬‬

‫هیچ رابطه‌ای با فضای اطرافشان در شهر‪ ،‬بر روی دیوارها‬ ‫اما تصاویرشان (برخالف سیمایی که در شهر با آنها مواجهیم)‪،‬‬

‫از مجموعه "کپی‌برداری از شهر" ‪ .‬عکاسی دیجیتال ‪ 40×58 .‬سانتی‌متر‬ ‫‪From Series: Copying The City . Digital Photography . 40×58 cm‬‬

‫اما کماکان نشانه‌هایی از حضور آدمها به چشم می‌خورد‪.‬‬

‫مستند (آنگونه که به عمق می‌رود و کنجکاوانه و با ممارست‬ ‫درون موضوع را می‌کاود) و عکاسی مستند (به معنای نگاهی‬ ‫آرشیوی‪ ،‬با قالب‌های تصویری صریح و به مثابه‌ی سندی‬

‫تصویری از یک مکان) قرار گرفته‌اند و شاهدانی حقیقی از‬ ‫فضای درون شهری هستند‪.‬‬


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫مزدک عیاری‬

‫‪10 Mazdak Ayari‬‬

‫متولد سال ‪ 1355‬اهواز‬

‫فارغ‌التحصیل دانشگاه آزاد اسالمی تهران‪1382 .‬‬

‫شرکت در اولین جایزه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان‪.‬‬

‫‪.1383‬‬

‫شركت درنهمین بینال عكس ‪1384‬‬

‫منایشگاه گروهی گالری فروهر "یادبود بهمن جاللی" بهار‬

‫‪.1389‬‬

‫ذغال‌فروشانخیابانآهنگ‬ ‫مزدک عیاری در گفتگو با آرش حنایی‬ ‫س‪ :‬چرا سیاه و سفید عكاسى مى‌كنى؟‬

‫عیارى‪:‬چون از تونالیته‌هاى خاكسترى خوشم مى‌آید و ظهور‬

‫و چاپ آن برایم راحت‌تر است‪ .‬در ضمن به قول یك نفر در‬ ‫عكاسى رنگى‪ ،‬رنگ بیشتر از سوژه جلب نظر مى‌كند‪ .‬بعد هم‬

‫اصلًا رنگى وجود نداشت‪ ،‬حتى پوستشان هم سیاه بود‪.‬‬

‫س‪ :‬چرا از ذغال‌فروش‌هاى خیابان آهنگ عكاسى كردى؟‬

‫عیارى‪ :‬اتفاقى بود‪ .‬اصولًا با این سوژه‌ها راحت‌ترم‪ .‬مردم باالى‬

‫شهر بیشتر از عكس وحشت دارند تا مردم پائین شهر‪ .‬و خودم‬ ‫هم با سوژه‌هاى باالشهرى كمتر ارتباط برقرار مى‌كنم‪.‬‬

‫‪ ‬‬

‫س‪ :‬با این شیوه عكاسى چه چیزى را نشان مى‌دهى؟‬

‫عیارى‪:‬شاید یكى از كوچكترین دالیل آن چیزهایى باشد كه‬

‫دیگران منى‌بینند‪.‬‬ ‫‪ ‬‬

‫س‪ :‬اصولًا چه جایى براى محل منایش عكس‌هاى مستند‬

‫مناسب‌تر است؟‬

‫عیارى‪:‬نشریه‌ها‪ .‬البته نشریه‌هاى عمومى كه عكس برایشان‬

‫كاربردى است‪ .‬به نظر من عكس مستند تاثیرگذار است و‬

‫بودنش بهتر از نبودن آن است‪.‬‬ ‫‪ ‬‬

‫س‪:‬از این نوع عكاسى و به تصویر كشاندن قشرهاى مختلف‬ ‫یك جامعه چه هدفى را دنبال مى‌كنى؟‬

‫عیارى‪:‬من فقط به دنبال این هستم كه گوشه‌اى از یك زندگى‬

‫را نشان بدهم‪ .‬و البته روى تركیب‌بندى یك عكس هم زیاد‬

‫فكر مى‌كنم‪.‬‬ ‫‪ ‬‬

‫س‪ :‬عکاسى مجموعه ذغال‌‌فروش‌ها چه مدت طول كشید؟‬

‫عیارى‪ :‬من ‪ ۳‬بار به خیابان آهنگ رفتم و همین براى ثبت‬

‫ماجرا کافى بود‪.‬‬ ‫‪ ‬‬

‫س‪ :‬چگونه با آنها ارتباط برقرار مى‌كنى؟‬

‫عیارى‪:‬شیوه‌اى براى برقرارى ارتباط با آنها ندارم‪.‬‬

‫از مجموعه "ذغال‌فروشان"‬ ‫عکاسی آنالوگ ‪ 40×60 .‬سانتی‌متر ‪1379 .‬‬ ‫‪From Series: Coal Sellers‬‬ ‫‪Analog Photography . 40×60 cm . 2000‬‬


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫جاسم غضبانپور‬

‫‪11 Jassem Ghazbanpour‬‬

‫از مجموعه "از زمین و آمسان" ‪ .‬عکاسی آنالوگ ‪ 30×45 .‬سانتی‌متر ‪1367 .‬‬ ‫‪From Series: From Sky and Earth . Analog Photography . 30×45 cm . 1988‬‬

‫در جنگ معنای زندگی و زيسنت را فهمیدم‬ ‫جاسم غضبانپور متولد ‪ 1342‬و اهل خرمشهر است‪ .‬او‬

‫اجنام دادم‪ .‬از کل راهپیمایی‌ها و حدفاصل انقالب تا سال‬

‫شده بودم ‪ .‬شهر نسبتًا خالی شده بود ‪ .‬هر جا که موشک‬

‫کرد و به وضعیت اجتماعی دوران کودکی‌اش پرداخت‪.‬‬

‫کردم‪ .‬جنگ که شد در یک دوره کوتاه‪ ،‬حدود یک سال‬

‫در اواسط سال ‪ 66‬شروع به ثبت نقاشی‌های دیواری‬

‫عکاسی را از سن ده سالگی و به قصد عکاسی مستند آغاز‬

‫روستاها و شهرها و وقایع روزگار را بی‌وقفه عکاسی کرد تا‬ ���مبانند‪ .‬به همین سادگی‪.‬‬

‫‪ 59‬کلیه وقایعی که در خرمشهر اتفاق افتاد را د ر عکاسی‬ ‫امداد گر بودم و فقط به کار امداد می‌رسیدم ‪ .‬عکاسی هم‬

‫در این یک سال تقریبًا تعطیل شد‪ .‬برای این که همه ابزار و‬

‫می‌خورد می‌رفتیم و عکاسی می‌کردیم ‪".‬‬

‫در تهران و نقاط دیگری می‌کند‪ .‬او از نقاشی دیواری و‬ ‫دیوار نوشته‌ها بعنوان یکی از نکات قابل توجه برای شرح‬

‫او دیدگاه خود را نسبت به عکاسی مستند این طور بیان‬

‫ادوامت را از دست دادم و بعد از یکسال عکاسی جنگی را به‬

‫دخل و تصرف عکاس ثبت و ضبط شوند‪".‬‬

‫غضبانپور در اواخر سال ‪ 62‬و بعد از انقالب فرهنگی به‬

‫سنگرهایشان‪ ،‬دیوار نوشته‌ها همراه با فضاهای مسکونی‬

‫همین باعث می‌شود که آثار جنگ را در تهران هم دنبال‬

‫یک جامعه‌شناس یا محقق نشان دهیم می‌توان حال و‬

‫می‌کند‪" :‬عکاسی مستند یعنی کلیه تصاویری که بدون‬

‫صورت جدی آغاز کردم ‪".‬‬

‫در همان دوران کودکی به روستاهای اطراف خرمشهر‬

‫دانشگاه هنر می‌رود و در رشته عکاسی حتصیل می‌کند‪.‬‬

‫مخارج عکاسی‌اش با دوربین پوالروید عکس یادگاری‬

‫کند‪ ".‬زمان موشک باران من عکاس ستاد تبلیغات جنگ‬

‫می‌رفت و زندگی‌شان را به تصویر می‌کشید و برای تامین‬

‫می‌گرفت ‪.‬‬

‫روحیه دوران یاد می‌کند ‪".‬بعد از باز پس‌گیری خرمشهر‬ ‫متام دیوار نوشته‌های عراقی‌ها را در خرمشهر ثبت کردم‬ ‫که برای خودشان درست کرده بودند االن اگر این ها را به‬ ‫احوال آن دوران را حتلیل کند‪".‬‬

‫"بعضی‌ها از من خرده می‌گیرند و می‌گویند که در‬

‫"آن چرا که می‌اندیشیدم سریع تر از آن بود که روی کاغذ‬

‫عکس‌هایت انسان نیست‪ .‬ولی من می‌گویم حتی از یک‬

‫غضبانپور در ادامه خاطراتش می‌گوید ‪ :‬از دوم راهنمایی‬

‫این ها را ساخته‌اند ‪.‬‬

‫یک البراتوار در خرمشهر کار تاریکخانه می‌کردم‪ .‬آن زمان‬

‫کشیده است ‪ .‬یعنی انسان یا عنصر انسانی ممکن است در‬

‫بیاورم برای همین هم رفتم سراغ عکاسی"‪.‬‬

‫به بعد پوالرويد را کنار گذاشتم ‪ .‬بعد از ظهر ها می‌رفتم به‬ ‫در خانه جوانان خرمشهر کالس عکاسی داشتيم ‪ .‬دوربین‬ ‫از آنها می‌گرفتیم و می‌رفتیم عکاسی‪ .‬سال ‪ 1357‬که شد‬

‫درخت‪ ،‬یک النگ شات ‪ ،‬از یک شهر ‪ .‬به هر حال آدم‌ها‬ ‫آدم‌ها در پس قضیه هستند‪ .‬یک نقاش دیواری را یک آدمی‬

‫عکس نباشد ولی حضورش و ردپايش در عکس پیداست ‪.‬‬ ‫دنبال این نوع عکاسی مستند اجتماعی هستم ‪ .‬که صریح ‪،‬‬

‫از طریق تیمی که در خانه جوانان داشتیم چندین منایشگاه‬

‫راحت و بدون چیدمان باشد ‪ .‬وگرنه آن عکس فاقد سندیت‬

‫جامعه در آن زمان‪ .‬این منایشگاه‌ها در دانشگاه ادبیات‬

‫منی‌کنم ‪ .‬وظیفه من عکاس‪ ،‬ثبت صرف و عینی موضوع‬

‫عکس برگزار کردیم‪ .‬با موضوع فقر و اوضاع و احوال‬ ‫دانشگاه تهران‪ ،‬دانشگاه تبریز‪ ،‬جندی شاپور اهواز و‪...‬‬ ‫برگزار شدند‪.‬‬

‫"‌بنابراین من خرمشهر را از سال ‪ 1353‬تا به امروزعکاسی‬

‫کردم‪ .‬در دوره انقالب به عنوان یک انقالبی کار خودم را‬

‫تاریخی خواهد بود ‪ .‬پس من در عکس‌هایم دخل و تصرف‬

‫است ‪".‬‬

‫غضبانپور عکاسی مستند را د رغالب مجموعه تعریف‬

‫می‌کند و این دیدگاه را مدیون بهمن جاللی می‌داند‪" .‬همان‬ ‫سال ‪ 1361‬که باهاش آشنا شدم در خرمشهر ‪ ،‬می‌گفت که‬


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫جاسم غضبانپور‬

‫‪12 Jassem Ghazbanpour‬‬

‫‪I am criticized for not showing humans in my photographs. But I say that even a tree, one long‬‬ ‫‪shot from a city... Humans have done all this. So humans are behind these scenes. A human‬‬ ‫‪has done this mural. A human or a human element might not be in the picture , but there are‬‬ ‫‪traces of its presence. I pursue this kind of social documentary photography, which is direct ,‬‬ ‫‪Plain , and without staging. Otherwise that photograph will lack historical validity. So I do not‬‬ ‫‪adjust or manipulate my photographs. My duty is merely to document the objective reality of‬‬ ‫‪my subject.‬‬

‫تک فریم عکاسی نکن و همه چیز را به صورت داستان‪،‬‬

‫با جنگ متام می‌شود غافل از اینکه ربطی به جنگ ندارد‪.‬‬

‫بتواند عکس بگیرد‪ .‬عملیات فاو‪ ،‬حلبچه‪ ،‬باید تو میدان‬

‫شدن فکر و ذهن و من که در یک مجموعه همه موارد باید‬

‫هستی‪ ،‬دیگر ربطی به زلزله و جنگ و سیل ندارد ‪ .‬اندیشه‬

‫هنری را پیدا می‌کنید که به اندازه رشته عکاسی شهید و‬

‫منسجم کار کن‪ .‬این چهار چوب منظم کمک کرد به منظم‬ ‫وجود داشته باشد و چهارچوب مند شود‪".‬‬

‫یعنی که وقتی شما یک عکاس صاحب اندیشه و مولف‬

‫شما ورای این جنگ است ‪.‬عکاس مولف دائم در حال‬

‫او بعد از دوران جنگ‪ ،‬با جدیت متام عکاسی را ادامه داد‪.‬‬

‫اندیشیدن است ‪.‬‬

‫کتاب و بسیار فعالیت‌های دیگر در زمينه عکاسی جنگ ‪.‬‬

‫حتمیلی اشاره می‌کند ‪:‬‬

‫ادامه مجموعه خرمشهر ‪ ،‬مجموعه مب‪ ،‬جمع آوری و چاپ‬

‫" این شعار بود که می‌گفتند عکاسان جنگ تاریخ مصرفشان‬

‫از مجموعه "دیوارنگاره‌ها" ‪ .‬عکاسی آنالوگ ‪ 40×60 .‬سانتی‌متر‬ ‫‪From Series: Murals . Analog Photography . 40×60 cm‬‬

‫مین می‌رفت‪ ،‬تو می‌دانی که شیمیایی زده شده ‪ .‬کدام رشته‬ ‫جانباز داده باشد ‪ .‬سعید جانبزرگی به نظر من یکی از بهترین‬

‫عکاس‌های جنگ بود که بر اثر شیمیایی شهید شد ‪ .‬همین‬

‫او در پایان به زحمات فراوان همه عکاسان در دوره جنگ‬

‫االن کلی عکاس داریم که جانباز شیمیایی‌اند‪ .‬در جنگ این‬

‫"عکاس جنگ در زمان جنگ باید می‌رفت خط مقدم تا‬

‫هم می‌توامن زندگی را ادامه دهم ‪".‬‬

‫طور معنای زندگی و زيسنت را فهمیدم و بالطبع بعد از جنگ‬


Friday, 16th July 2010

13 Jassem Ghazbanpour

2010 ‫ جوالی‬16 ‫ ـ‬1389 ‫ تیرماه‬25 ‫جمعه‬

‫جاسم غضبانپور‬

1367 . ‫ سانتی‌متر‬30×45 . ‫ عکاسی آنالوگ‬. "‫از مجموعه "از زمین و آمسان‬ From Series: From Sky and Earth . Analog Photography . 30×45 cm . 1988


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫کاوه گلستان‬

‫‪14 Kaveh Golestan‬‬

‫ثبت حقیقت‬ ‫این چشم‌ها‪ ،‬چشم‌های من شاهد حقیقت‌های زیادی بودند‪.‬‬ ‫شاهد سختی‌های زیادی در كشور من بودند‪.‬‬

‫دوربین من حقیقت را ثبت می‌كند‪.‬‬

‫این جا زجر و بدبختی‪ ،‬واقعیت انسان‌ها است‪ ،‬اما در واقعیت‬

‫این حقیقت است كه زجر می‌كشد‪.‬‬

‫یك بار از یك پسر كرد پرسیدم‪ :‬وقتی بزرگ شدی می‌خواهی‬

‫چه‌كاره شوی؟‌‬

‫او جواب داد‪ :‬اصلًا مطمئن نیستم كه بزرگ می‌شوم یا نه!‬

‫برای كشنت‪ ،‬قاتل‌ها سوار بر هویت خودشان هستند اما برای‬

‫گفنت حقیقت‪ ،‬همیشه حقیقت را پنهان می‌كنند‪.‬‬

‫یك بار یكی از رزمندگان كه یكی از چشم‌هایش را از دست‬

‫داده بود‪ ،‬به من گفت‪:‬‬

‫برای دیدن هدف فقط یك چشم كافی است‪.‬‬

‫و برای هشت سال من با یك چشم به مرگ نگاه می‌كردم و‬

‫تصاویری كه روی آن‌ها متركز می‌كردم‪ ،‬تصاویر واقعیت بودند‪.‬‬

‫برای سال‌ها با كمك شما‪ ،‬آن‌ها ما را قطعه قطعه كردند اصلًا‬

‫هیچ كس منی‌تواند‪.‬‬

‫من می‌خواهم صحنه‌هائی را به تو نشان دهم كه مثل سیلی‬

‫(از منت فیلم "‌ثبت حقیقت" با صدای كاوه گلستان)‪.‬‬

‫آن زمان صحبت از خمپاره‪،‬جنگ و این جور چیزها بود‪ .‬اما‬

‫نگاه نكردی و اهمیت ندادی‪.‬‬

‫یك فاصله‌ای زمانی و یك خاطره از آن مانده است‪.‬‬

‫به صوررت بخورد‬

‫در حال حاضر تنها چیزی كه باقی مانده است‪ ،‬مرگی است كه‬ ‫یك بار به مزرعه‌ای رفته بودم‪ .‬دیدم زمین‌هائی را كه با خمپاره‬

‫و امنیت تو را خدشه دار كند و به خطر بیندازد‪ .‬می‌توانی نگاه‬

‫اما حاال مرگ فقط یك محاسبه‌ی زمان و مسافت است و نه‬

‫می‌توانی هویت خود را پنهان كنی‪ ،‬مثل قاتل‌ها‪.‬‬

‫از بین رفته بود‪.‬‬ ‫هیچ چیز دیگر‪.‬‬

‫نكنی‪ ،‬می‌توانی خاموش كنی‪،‬‬

‫اما منی‌توانی جلوی حقیقت را بگیری ‪.‬‬

‫از مجموعه "کارگرها" ‪ .‬عکاسی آنالوگ ‪ 30×45 .‬سانتی‌متر ‪1356 .‬‬ ‫‪From Series: Laborers . Analog Photography . 30×45 cm . 1977‬‬


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫کاوه گلستان‬

‫‪15 Kaveh Golestan‬‬

‫از مجموعه "کارگرها" ‪ .‬عکاسی آنالوگ ‪ 30×45 .‬سانتی‌متر ‪1356 .‬‬ ‫‪From Series: Laborers . Analog Photography . 30×45 cm . 1977‬‬

‫رپرتاژهای خبری‪:‬‬

‫" هركه آمد عمارتی ساخت‪ "...‬مجله آیندگان‪1356 .‬‬

‫" پناهگاه‌های كودكان تهران" ابزرور ‪.1376‬‬

‫"جنگ قدرت در كردستان" كیهان لندن‪1376 .‬‬

‫عراق)‪. .1367 .‬‬

‫سه گزارش ‪ :‬از روسپی و كارگر و مجنون ‪ .‬كاتالوگ منایشگاه‬

‫منایشگاه‌های انفرادی‪.‬‬

‫با محمد سیاد سروش (شورش) ‪1359‬‬

‫‪ 1351‬دانش‌آموزان روستائی‪ .‬گالری سیحون‪.‬‬

‫"روسپیگری پدیده‌ای غیرقابل اجتناب است"‪ .‬مجله آیندگان‬

‫كتاب‌ها‪:‬‬

‫" تهران مصور " ‪ .‬نوامبر ‪ 1979‬ـ سپتامبر ‪1980‬‬

‫آوبید دانشگاه تهران‪.1357.‬‬

‫‪1356‬‬

‫"یانكی ما آمده‌ایم كه سر به نیستت كنیم"‪ .‬مجله تایم‪1358 .‬‬

‫مدال طالی جمهوری اسالمی‪( .‬ده عكاس جنگ ایران و‬

‫‪ 1350‬خیابانهای تهران‪ .‬گالری كوچك تهران‪.‬‬

‫" ایران – آنارشی و مهاجرت" مجله تایم‪( .‬گزارش گروگانگیری‬

‫غنچه‌ها در توفان با هنگامه گلستان‪ .‬كانون پرورش فكری‬

‫‪ 1351‬ایران صنعتی شده‪ .‬بانك توسعه صنعت‪ .‬تهران‪.‬‬

‫آیت‌اهلل خمینی‪ .‬مرد سال‪ .‬مجله تایم ‪.‬ژانویه ‪1359‬‬

‫انقالب نور‪ .‬با منوچهر دقتی ‪1984‬ـ‪ 1987‬مركز حتقیقات‬

‫‪ 1353‬تله‌كام ‪ 75‬ژنو‪ .‬مخابرات در ایران‪.‬‬

‫چهارنگاه‪ .‬همراه با ناهید رجنبر ـ حسن غفاری ـ حجت‬

‫‪ 1355‬كارگران كارخانه و روستائیان‪ .‬دانشگاه ملی تهران‪.‬‬

‫سال ‪1381‬‬

‫‪ 1357‬روسپی‪ ،‬كارگر و مجنون‪ .‬گالی آبید‪ .‬دانشگاه تهران‪.‬‬

‫سفارت امریكا) ‪.1358‬‬

‫كودكان و نوجوانان ‪1362 .‬‬

‫" آیت‌اهلل خمینی‪ .‬یكسال زندگی در خطر " ‪ .‬روزنامه ساندی‬

‫اسناد تاریخی‪ .‬وزارت ارشاد‪.‬‬

‫"‌ آیت‌اهلل خمینی و ایران"‪ .‬مجله استرن‪1366 .‬‬

‫سپهوند ـ جعفر نصیری شاهراخی و نغمه جباری‪.‬‬

‫تایم‪1359 .‬‬

‫عملكرد جهاد سازندگی‪ .‬وزارت ارشاد‪ .‬تهران‪1366 .‬‬

‫" وقتی جنگ متام می‌شود"‪ .‬مجله اكونومیست‪1366.‬‬

‫"‌زندانیان جنگی عراق" مجله تایم ‪1367‬‬

‫" عراق ـ استبداد بنا شده روی شن "‪ .‬روزنامه گاردین ‪1369‬‬

‫ثبت واقعیت‪.‬در ایران‪ .1387 .‬چاپ انتشارات ‪Hatje‬‬

‫‪.Cantz‬‬

‫"اعالم جنگ صدام علیه روحانیون شیعه" ‪ .‬ابزرور‪1370 .‬‬

‫فیلم‌ها‪:‬‬

‫"‌كردستان عراق"‪ .‬مجله پاری ماچ‪1370 .‬‬

‫رپرتاژهای خبری‪ :‬همكاری با بی بی سی ایران‪( .‬جیم‬

‫"كردستان عراق"‪ .‬دای اشپیگل‪ .‬آملان ‪1370‬‬

‫"كار متام نشده" (در كردستان) مجله نیوزویك‪.1370 .‬‬

‫"‌قصه‌هائی از خانه آواز "‪( .‬جنگ ایران و عراق)‪ .‬مجالت "‬ ‫جنوب " و "‌نیو استیتزمن" و "سوسایتی"‪1370 .‬‬

‫"‌موشكهای اسكاد"‪ .‬مجله نیوزویك‪.1371 .‬‬

‫ثبت واقعیت‪ .‬كانال چهار انگلستان ‪.1 370‬‬ ‫میور) از سال ‪ 1378‬تا پایان زندگی‪.‬‬ ‫جوایز‪:‬‬

‫جایزه طالئی روبرت كاپا ‪. 1358.‬‬

‫‪ 1352‬كشاورزی ایران‪ .‬بانك توسعه كشاورزی‪ .‬تهران‪.‬‬

‫‪ 1355‬از دیو ودد‪ .‬گالری سیحون‪.‬‬

‫‪ 1356‬كالژ‪ .‬گالری واش آرت واشنگنت‪.‬‬

‫منایشگاه‌های گروهی‪:‬‬

‫‪ .1383‬فاصله دور و نزدیگ‪ .‬خانه فرهنگ برلین‪.‬‬ ‫‪ 1383‬هشتمین بینال پوستر تهران‪.‬‬

‫‪ 1385‬هفده عكاس معاصر ایران‪ .‬موزه هنرهای معاصر‬

‫تهران‪.‬‬

‫‪ 1386‬تصویرهای ایرانی‪ .‬موزه هنرهای معاصر تهران‪ .‬مركز‬ ‫هنری رجیس در مینوستا امریكا‪.‬‬


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫کاوه گلستان‬

‫‪16 Kaveh Golestan‬‬

‫‪I want to show you images that will‬‬ ‫‪be like a slap in your face to shatter‬‬ ‫‪your security.‬‬ ‫‪You can look away , turn off , hide‬‬ ‫‪your identity like murderers , but‬‬ ‫‪you can not stop the truth . No one‬‬ ‫! ‪Can‬‬

‫از منت كتاب ‌كاوه گلستان‪ ،‬عكس‌ها و یك‬ ‫گفت‌و‌گو‬

‫و چیزی از آنها باقی منانده است‪ ،‬قبل از انقالب این عكس‌ها‬ ‫را در دانشگاه به منایش گذاشتم و هدفم نشان دادن وضعیت‬

‫بد آنها بود‪.‬‬

‫گفتگوی محسن مصحفی با كاوه گلستان‬

‫بپرسند پس از هشت سال حضور در جبهه‌های جنگ و تهیه‬

‫اخیرًا با فتوشاپ روی این عكسها الیه‌‌‌ای از رنگ آبی كشیده‌ام‪.‬‬

‫اخیرًا روی عكس‌های جنگ‪ ،‬عكس‌هایی كه یك عمر جتربه‬

‫می‌دانی‪ ،‬جواب می‌دهم «‌خون»‪.‬‬

‫در این عكس‌ها آنقدر سوررئال كار می‌كنم كه بیشتر از خود‬

‫آزارم می‌داد‪ ،‬با فتوشاپ كار كرده‌ام‪ ،‬این همان عكس خبری‬

‫می‌كرد و در من اثر می‌گذاشت‪.‬‬

‫و سختی پشتش خوابیده بود‪ ،‬عكس‌هایی كه در كمد اتاقم‬

‫تبلیغاتی است كه با یك الیه قرمز ماهیتش عوض می‌شود‪،‬‬

‫گذر زمان‪ ،‬محوشدن‪ ،‬چیزی كه باقی می‌ماند خون است‪...‬‬

‫مستمر عكس های خبری از جبهه چه چیزی را مناد جنگ‬ ‫هرجا می‌ر‌سیدیم خون خنستین چیزی بود كه توجهم را جلب‬

‫واقعیتی كه خود حس است‪ .‬البته ماهیت فیزیكی عكاسی‬

‫روی عكس‌های سیاه و سفید از شهرنو كه یك سال قبل از‬

‫خودم فرم‌های جدید به وجود می‌اورم‪ ،‬سنتهای رایج را قبول‬

‫هیچكس عكسی از آجنا ندارد‪ ،‬تنها چیزی كه از آن فضا‪،‬‬

‫می‌كنم و بیشتر رئالیستی می‌شود‪ ،‬چرا؟ چون با آن الیه قرمز‬

‫عكس‌ها را «خونستان» گذاشته‌ام‪.‬‬

‫انقالب به تصویر كشیده شده است كار كرده‌ام ‪.‬‬

‫رنگ خون بیشترین حسی بود كه از جنگ گرفتم ‪ ...‬اگر از من‬

‫است‪ ،‬رئالیسم فكر به جای رئالیسم دنیای بیرون می‌نشیند‪.‬‬

‫پرسش‪ :‬آیا روی سایر عكس‌ها هم با استفاده از نرم‌افزار‬

‫كم‌كم آن عكس‌ها واقعیتش از بین می‌رود‪ ،‬محو می‌شود‪ ،‬این‬

‫پرسش‪ :‬چرا از رنگ خون استفاده كرده‌اید؟‌‬

‫واقعیت رئالیستی می‌شود‪ .‬هدفم رسیدن به یك رئالیسم فردی‬

‫مستند هم فرق كرده است‪ .‬با وجود اینكه خودم اینطوری‬

‫فتوشاپ كار كرده‌اید؟‌‬

‫عكس‌ها زندگی دارد‪ ،‬زنده است‪ ،‬خون مسبل است‪ ،‬اسم این‬

‫با این الیه فضای آجنا كپك زده شده است‪.‬‬

‫فرهنگ و زندگی باقی مانده است همین عكس‌هاست‪.‬‬

‫همه جا را با خاك یكسان كرده‌اند‪ ،‬همه ای آنها دربه‌در شده‌اند‬

‫عكاسی می‌كنم‪ ،‬خودم می‌زمن زیر قواعد‪ ،‬خط‌شكنی می‌كنم‪،‬‬

‫ندارم‪ ،‬این عكس مستند است اما من با فتوشاپ روی آن كار‬

‫ن می‌شود‪.‬‬ ‫و آبی بیننده بیشتر وارد فضای ذهنی م ‌‬


Friday, 16th July 2010

17 Kaveh Golestan

2010 ‫ جوالی‬16 ‫ ـ‬1389 ‫ تیرماه‬25 ‫جمعه‬

‫کاوه گلستان‬

1356 . ‫ سانتی‌متر‬30×45 . ‫ عکاسی آنالوگ‬. "‫از مجموعه "حلبی‌آباد‬ From Series: Halabi Abad (Slums) . Analog Photography . 30×45 cm . 1977


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫تهمینه منزوی‬

‫‪18 Tahmineh Monzavi‬‬

‫متولد ‪1366‬‬

‫دانشجوی رشته عكاسی در دانشكده‏ی هنر و معماری‬

‫(دانشگاه آزاد اسالمی)‬

‫منایشگاه گروهی (‪ )Umbildng im Bild‬دانشگاه بازل ـ‬ ‫سویس ‪1388‬‬

‫شركت در یازدهمین دوساالنه عكس ایران ـ ‪1387‬‬

‫از عكاسان تقدیر شده در جشنواره مرد (ماه ریز) ـ گالری‬

‫طراحان آزاد ـ ‪1387‬‬

‫از مجموعه "مستندنگاری ناواضح"‬ ‫عکاسی آنالوگ ‪ 50×25 .‬سانتی‌متر ‪1389 .‬‬ ‫‪From Series: Ambiguous Documentation‬‬ ‫‪Analog Photography . 50×25 cm . 2010‬‬

‫مستندنگاری‏هایناواضح‬ ‫تهمینه منزوی ‪ .‬خرداد ‪1389‬‬ ‫خوش هنرستان‪ ،‬دانشگاه و‪ ...‬تا‬ ‫دوران‬ ‫روزهای زیادی از زندگی من در خیابان انقالب تهران گذشته؛ تئاتر شهر رفنت‏ها و آن‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫به امروز‪.‬‬ ‫احساس ِدین می‏کنی که بعضی کارها را به طور حتم باید اجنام داد‪ .‬این مجموعه‬ ‫وقتی عکاس باشی ـ آن هم عکاس مستند ـ‬ ‫ِ‬ ‫یکی از همین بایدهاست‪ ،‬عکاسی از خیابانی که سال‏هاست مرا در خود جای داده‪ ،‬با مردمانی که با صمیمیت (یا بی هیچ) از‬ ‫کنار هم گذشتیم و ناخواسته‪ ،‬خاطراتی برای یکدیگر رقم زدیم‪.‬‬

‫عکس‏ها توسط یک دوربین قطع متوسط گرفته شده با نگاتیو قطع کوچک تا بتوامن به واسطه این عمل‪ ،‬به یک عدم وضوح‬

‫اتفاقی دست یامب‪ .‬این عدم وضوح ارجاعی‏ست به حال و هوای خاطره‏یی مجموعه و همچنین دست‏یافنت به جتربه‏یی نو در‬

‫عکاسی مستند (برای خودم)‪.‬‬

‫مستندنگاری‏های ناواضح شاید یک جتربه‏ست برای ستایش این خاطرات‪ ،‬خاطراتی که به واسطه‏ی این عکس‏های به‏ظاهر‬

‫شخصی‪ُ ،‬مبدل به خاطراتی برای همگان شده‪.‬‬


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫مهدی وثوق‌نیا‬

‫‪19 Mehdi Vosoghnia‬‬

‫عکاسیباگرایشمستنداجتماعی‬ ‫مهدی وثوق‌نیا‬

‫عکاسی از موضوعات «مستند اجتماعی»‪ ،‬یک اتفاق نیست‬ ‫که یکباره در کسی شکل بگیرد‪ .‬خیلی‌ها با شروع عکاسی‬

‫گمان می‌کنند می‌توانند در این گرایش موفق شوند‪ .‬پس‬

‫دوربینشان را بر می‌دارند و شروع می‌کنند به تصویر کردن‬ ‫ساده‌ترین و پیش پا افتاده‌ترین مسائل اجتماعی‪ .‬آن‌ها سعی‬ ‫می‌کنند بیننده را با چر‌ک‌ترین بخش‌های ظاهری اجتماع‬

‫آشنا کنند‪ .‬چیزهایی که البد دکوراسیون ظاهری هر اجتماعی‬ ‫است‪ .‬اما طولی منی‌کشد که با ادامه دادن این کار ٔ‬ ‫مایوس‬

‫می‌شوند‪ .‬بسیاری از آن‌ها در می‌یابند که آنچه از طریق عکس‬ ‫می‌خواستند بیان کنند چیز پیش پا افتاده‌ای بوده و ارزش‬

‫ادامه دادن ندارد و به خاطر همین مسئله به دنبال گرایش‬ ‫دیگری از عکاسی می‌روند‪.‬‬

‫عکاسی از سوژه‌های «مستند اجتماعی» بیش‌تر در کسانی‬

‫شکل می‌گیرد که دغدغه‌های انسانی دارند‪ .‬آن‌ها به اصالحات و‬ ‫تغییرات اجتماعی توجه بیشتری دارند‪ .‬هر روز در اجتماع حضور‬

‫دارند و مطالعه می‌کنند‪ .‬همین مسئله باعث می‌شود گاهی پا‬ ‫جای پای جامعه شناسان نیز بگذارند‪« .‬لویس هاین» از جمله‬

‫این عکاسان بود‪ .‬او با حتصیالت جامعه‌شناسی در عكس‌های‬ ‫انتقادی پرقدرتش از حتمل فقر و شرایط غیرانسانی طبقه كارگر‬ ‫كه در كارخانه‌ها به كار مشغول بودند‪ ،‬سخن گفت و باعث شد‬

‫قانونی وضع شود تا الاقل هیچ کودکی رمسًا نتواند کار کند‪.‬‬

‫عكاسی «مستند اجتماعی»‪ ،‬در واقع روش و سبكی مشابه‬ ‫عكاسی مستند است‪ .‬با این توضیح که عكاسی مستند اجتماعی‬

‫از ثبت و ضبط ساده رویدادها یا جتلی منود عینی آن‌ها فراتر می‌رود‬ ‫و بر نكته‌ای قابل توجه در زمینه مسایل اجتماعی تأكید می‌‌كند‪.‬‬

‫من هم منی‌توامن آدم بی تفاوتی نسبت به دنیای پیرامومن باشم‪.‬‬ ‫دنیای پیرامونی که بخشی از من است و من نیز بخشی از آن‪.‬‬ ‫پیرامونی که امسش «جامعه» است و من در آن زیست می‌کنم‪،‬‬

‫بسیار چیز یاد می‌گیرم و در واقع زندگی می‌کنم‪ .‬پس در این‬ ‫سال‌ها به آن توجه کردم و با دوربین‌ام به میان آن رفتم ‪.‬‬ ‫کارگاه کفش‌های زنانه‬

‫تهران ‪ 1374‬ـ کوچه سید‌ولی‬

‫شب عید نزدیک است‪ .‬آخرین روزهای بهمن ‪ .1374‬بوی‬ ‫چسب کریپ و دود کهنه سیگار فضای تاریک و مخوف‬

‫طبقه سوم پاساژی در «کوچه سید‌ولی» را پر کرده است‪.‬‬

‫کارگران با مشته می‌کوبند به روی کفش‌های ظریفی که در‬ ‫رنگ‌های متنوع طراحی شده‌اند‪ ،‬کفش‌های مجلسی زنانه‪.‬‬

‫همه چیز در شتاب طی می‌شود‪ .‬هرچه زودتر باید کفش‌ها‬ ‫برای بازار آماده شوند‪ ،‬پس فرقی منی‌کند ساعت چند نیمه‬ ‫شب باشد‪.‬‬

‫ترانه‌های تند غربی با ترانه‌های کوچه‌بازاری‪ ،‬در کنار‬ ‫تصاویری از هنرپیشه‌ها و نوشته‌های تلخ‪ ،‬فضایی دیگر‬

‫را برای کارگران مهیا کرده است‪ .‬با نگاه به تصاویر و‬ ‫نوشته‌های پیرامون آنها بیش از پیش در می‌یابی که آنها‬

‫چقدر با رویاها و عالقه‌های ناکام خود در ارتباط هستند‪.‬‬

‫و چنین است که گاه به شکست خوردگان بزرگی می‌رسی‬

‫که به مهربانانی افراطی تبدیل شده‌اند‪.‬‬

‫اینجا کارگاه تولیدی کفش‌های زنانه تهران‪ ،‬کوچه سیدولی‬ ‫پایین‌تر از میدان ارک و ابتدای خیابان پانزده خرداد است‪.‬‬

‫از مجموعه "کارگاه کفش‌های زنانه" ‪ .‬عکاسی آنالوگ ‪ 36×54 .‬سانتی‌متر ‪1374 .‬‬ ‫‪From Series: The Workshop of Women’s Shoes . Analog Photography . 36×54 cm . 1995‬‬


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫مهدی وثوق‌نیا‬

‫‪20 Mehdi Vosoghnia‬‬

‫از مجموعه "کارگاه کفش‌های زنانه" ‪ .‬عکاسی آنالوگ ‪ 36×54 .‬سانتی‌متر ‪1374 .‬‬ ‫‪From Series: The Workshop of Women’s Shoes . Analog Photography . 36×54 cm . 1995‬‬

‫متولد شهریور ‪ / 1350‬قزوین‬ ‫‪www.vosoughnia.com‬‬

‫حتصیالت‪:‬‬

‫منایشگاه‌های گروهی‪:‬‬

‫‪ 1388‬صدای دیدن ‪ /‬گالری ‪ / Spoes‬پاریس‬ ‫‪ 1388‬گراند هتل‪ /‬گالری مهر‪ /‬قزوین‬

‫فارغ‌التحصیل کارشناسی عکاسی ‪ /‬دانشکده هنر ‪/‬‬

‫‪ 1388‬گراند هتل‪ /‬گالری مهر‪ /‬تهران‬

‫فارغ‌التحصیل هنرستان گرافیک‬

‫تهران‬

‫منایشگاه‌های انفرادی‪:‬‬

‫‪ 1385‬منایشگاه گروهی عکس با عنوان” انسان‪،‬‬

‫دانشگاه آزاد تهران‬

‫‪" 1389‬پرالشز"‪ /‬گالری مهروا ‪ /‬تهران‬

‫تهران‬ ‫فعالیت‌ها‪:‬‬ ‫مدرس عکاسی در دانشگاه علمی کابردی‪ ،‬اجنمن سینمای‬

‫‪ 1387‬حضور در دومین اکسپو عکس‪ /‬نگارخانه خیال‪/‬‬

‫جوانان ایران و آموزشگاه‌های عکاسی‬

‫‪ 1387‬جشن تصویر سال‪/‬خانه هنرمندان‪ /‬تهران‬

‫نگارش نقد و مقاالت ختصصی عکاسی‬

‫اینسان”‪ /‬گالری زنگار‪ /‬تهران‬

‫داوری اولین و دومین جشنواره فیلم و عکس امید ‪/1384‬‬

‫عضو اصلی گروه عکاسان قزوین‬ ‫مدیر سایت عکاسی ‪iranqpg‬‬

‫جشنواره آب (تهران ‪ / )1386‬جشنواره اردیبهشت‬

‫‪ 1387‬مرور آثار‪ /‬موزه هنرهای معاصر اصفهان‪ /‬اصفهان‬

‫‪ 1385‬دهمین دوساالنه عکس ایران‪ /‬نگارخانه خیال‪/‬‬

‫‪“ 1386‬به یادگار من ای عکس جاودانی باش!” ‪ /‬گالری‬

‫‪ 1384‬منایشگاه گروهی عکس با عنوان “مساع صوفی”‪/‬‬

‫‪“ 1386‬به یادگار من ای عکس جاودانی باش!” ‪/‬‬

‫‪ 1384‬منایشگاه اینترنتی عکاسان ایران و انگلیس‪ /‬سایت‬

‫‪ 2008‬حضور در کتاب‪Iranian photography now / :‬‬

‫‪ 1378‬خانه عکاسان ایران‪ /‬تهران‬

‫‪ 1383‬منایشگاه گروهی عکس‪ /‬گالری برگ‪ /‬تهران‬

‫گردآوری و تنظیم کتاب آموزش عکاسی در اجنمن سینمای‬

‫‪ " 1376‬از این میان"‪ /‬گالری عارف‪ /‬قزوین‬

‫‪ 1382‬منایشگاه گروهی عکس‪ /‬گالری برگ‪ /‬تهران‬

‫‪“ 1387‬اتاق های ابدی”‪ /‬گالری مهر ‪ /‬قزوین‬ ‫مهر ‪ /‬قزوین‬

‫عکسخانه شهر ‪ /‬تهران‬

‫‪ 1377‬خانه عکاسان ایران‪ /‬تهران‬

‫‪“ 1375‬نگاه خاکستری”‪ /‬گالری عارف‪ /‬قزوین‬ ‫‪“ 1373‬ندای آغاز”‪ /‬گالری عارف‪ /‬قزوین‬

‫تهران‬

‫نگارخانه عارف ‪ /‬قزوین‬

‫عکاسان قزوین‬

‫‪ 1382‬منایشگاه گروهی عکس‪ /‬گالری آریا‪ /‬تهران‬ ‫‪ 1376‬هفتمین منایشگاه بین‌املللی عکس‪ /‬تهران‬

‫‪ 1374-1385‬منایشگاه های ساالنه خانه عکاسان ایران‪/‬‬

‫(بندرعباس ‪ )1387‬و ‪....‬‬ ‫انتشارات‪:‬‬

‫‪ /Rose Issa‬انتشارات ‪ /Hatje Cantz‬آملان‬ ‫جوانان ایران (در دست چاپ)‬


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫پیمان هوشمندزاده‬

‫‪21 Peyman Hooshmandzadeh‬‬

‫از مجموعه "حاجی فیروز" ‪ .‬عکاسی آنالوگ ‪ 22×33 .‬سانتی‌متر ‪1375 .‬‬ ‫‪From Series: Haji Firouz . Analog Photography . 22×33 cm . 1996‬‬

‫(نویسنده و عکاس)‬ ‫متولد تهران‪ ،‬سال ‪1348‬‬

‫‪ ،1388‬منایش گروهی‪ ،‬مدرسه ایتالیایی‌ها‪ ،‬تهران‬

‫‪ ،1388‬منایش گروهی‪ ،‬گالری شیرین‪ ،‬تهران‬

‫فارغ التحصیل رشته عکاسی ‪1376‬‬

‫‪ ،1387‬منایش انفرادی‪ ،‬گالری اثر‪ ،‬تهران‬

‫منایش عکس‪:‬‬

‫‪ ،1387‬منایش گروهی‪ ،June Gallery،‬سویس‬

‫‪ ،1389‬منایش گروهی‪ ،‬گالری راه ابریشم‪ ،‬تهران‬ ‫‪ ،1389‬منایش گروهی‪ ،‬گالری محسن‪ ،‬تهران‬ ‫‪ ،1389‬منایش گروهی‪ ،‬گالری فروهر‪ ،‬تهران‬ ‫‪ ،1389‬منایش انفرادی‪ ،‬گالری آران‪ ،‬تهران‬ ‫‪ ،1388‬منایش گروهی‪ ،‬گالری نیل ‪ ،‬تهران‬

‫‪ ،1388‬منایش گروهی‪ ،‬گالری راه ابریشم‪ ،‬تهران‬

‫‪ ،1388‬منایش گروهی‪ ،‬گالری ‪،Art Center‬تهران‬ ‫‪ ،1388‬منایش گروهی‪ ،‬گالری ‪ ،Arario‬نیویورک‬

‫‪ ،1388‬منایش گروهی‪ 165 ،‬سال عکاسی ایران‪ ،‬موزه‬ ‫‪ Du Quai Branly‬پاریس‬

‫‪ ،1388‬منایش گروهی‪ ،‬گالری ‪ ،Ernst Hilger‬وین‪،‬‬ ‫اتریش‬

‫‪ ،1388‬منایش گروهی‪ ،‬تهران ترانزیت‪،‬گالری ایتریوم‪،‬‬ ‫لندن‬

‫‪ ،1388‬منایش گروهی‪ ،‬گالری خانه آسیا‪ ،‬لندن‬

‫‪ ،1387‬منایش گروهی‪ ،‬گالری مهروا‪ ،‬تهران‬ ‫‪ ،1387‬منایش گروهی‪ ،‬گالری آریا‪ ،‬تهران‬

‫‪ ،1387‬منایش گروهی‪ ،June Gallery،‬سویس‬

‫‪ ،1387‬منایش انفرادی‪ ،‬گالری راه‌ابریشم‪ ،‬تهران‬ ‫‪ ،1387‬منایش گروهی‪ ،‬مال گالری‪ ،‬لندن‬

‫‪ ،1386‬منایش گروهی ( چشم درون)‪ ،‬موزه هنرهای‬

‫معاصر ایران‪ ،‬تهران‬

‫‪ ،1386‬منایش گروهی در اولین دوساالنه ‪،Photoquai‬‬ ‫پاریس‬

‫‪ ،1386‬حضور در جشنواره دوساالنه طنز گابرو‪ ،‬بلغارستان‬

‫‪ ،1386‬استانبول‪ ،‬ترکیه منایش گروهی اسالید (بالکن‌ها)‬ ‫‪ ،1386‬منایش انفرادی (سبیل)‪ ،‬گالری اثر‪ ،‬تهران‬

‫‪ ،1386‬منایش انفرادی (پارادوکس)‪ ،‬گالری هتل مرمر‪،‬‬

‫استانبول‪ ،‬ترکیه‬

‫‪ ،1385‬منایش گروهی‪ ،‬گالری راه ابریشم‪ ،‬تهران‬

‫‪ ،1385‬منایش گروهی‪ ،‬گالری هنر‪ ،‬گلدكست‪ ،‬استرالیا‬

‫‪ ،1385‬منایش گروهی ‪Images of the Middle East‬‬

‫دامنارک‬

‫‪ ،1385‬شرکت در منایش اسالید‪ ،‬خانه هنرمندان‪ ،‬تهران‬ ‫‪ ،1384‬منایش گروهی‪ ،‬گالری ‪ baudoin lebon‬پاریس‬

‫‪ ،1384‬منایش گروهی در ‪ N Gallery‬تفلیس‪ ،‬گرجستان‬

‫‪ ،1384‬منایش گروهی‪ ،‬گالری ‪Kashya Hildebrand‬‬

‫نیویورک‬

‫‪ ،1383‬منایش گروهی‪ ،‬گالری خاک‪ ،‬تهران‬

‫‪ ،1383‬منایش گروهی‪ ،‬گالری راه ابریشم‪ ،‬تهران‬

‫‪ ،1383‬منایش انفرادی (اهالی کافه شوکا)‪ ،‬گالری گلستان‪،‬‬ ‫تهران‬

‫‪ ،1383‬منایش گروهی ‪ Parc de la Villette‬پاریس‬ ‫‪ ،1383‬منایش گروهی‬

‫(‪Distance‬‬

‫‪Near‬‬

‫‪Far‬‬

‫‪ ،)Exhibition‬خانه فرهنگ‌های جهان‪ ،‬برلین‬

‫‪ ،1382‬اشکال و الوان‪ ،‬لبنان منایش انفرادی (زورخانه)‬ ‫‪ ،1381‬منایش گروهی‪ ،‬گالری ملینا مرکوری‪ ،‬قبرس‬

‫‪ ،1381‬منایش گروهی عکاسان ایران‪ ،‬موزه عکاسی‬ ‫‪ Thssaloniki‬یونان‬

‫‪،1381‬منایش انفرادی (دستها و کمربندها)‪Villa Moda ،‬‬

‫کویت‬


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫پیمان هوشمندزاده‬

‫‪22 Peyman Hooshmandzadeh‬‬

‫از مجموعه "حاجی فیروز"‬ ‫عکاسی آنالوگ ‪ 22×33 .‬سانتی‌متر ‪1375 .‬‬ ‫‪From Series: Haji Firouz . Analog‬‬ ‫‪Photography . 22×33 cm . 1996‬‬

‫‪ ،1381‬منایش گروهی‪ ،‬گالری راه ابریشم‪ ،‬تهران‬

‫‪ ،1385‬نفر اول در دومین مسابقه عکس طنز طهران‪ ،‬تهران‬

‫‪ ،1389‬نشر چشمه‪ ،‬تهران ( شاخ ) مجموعه داستان‬

‫‪ ،1381‬منایش گروهی عکاسان ایران‪ ،‬موزه هنرهای‬

‫‪ ،1385‬نفر چهارم در دومین مسابقه داستان طنز طهران ‪،‬‬

‫‪ )100( ،1388‬مجموعه عکس‌های مستند‪ ،‬نشر ماه‌ریز‪،‬‬

‫‪ ،1381‬حضور در مسابقه عکس و کاریکاتور ‪undercover‬‬

‫‪ ،1385‬تقدیر در سومین جشنواره عکس دریا ‪ ،‬تهران‬

‫‪ ،1386‬نشر چشمه‪ ،‬تهران ( هاکردن ) مجموعه داستان‬

‫‪ 1380‬شرکت در منایش الکترا‪ ،‬پاریس‬

‫‪ ،1385‬نفر اول اولین مسابقه عکس شوکا‪ ،‬تهران‬

‫‪( ،1380‬وقت گل نی) مجموعه داستان‪ ،‬نشر آرویج‪،‬‬

‫معاصر ایران‪ ،‬تهران‬ ‫بلژیک‬

‫تهران‬

‫تقدیر در دهمین دوساالنه عکس ایران‪ ،‬تهران‬

‫‪ 1379‬منایش گروهی عکاسان تهران و پاریس‪ ،‬گالری‬

‫‪ ،1384‬نفر اول در دومین جشنواره عکس دریا‪ ،‬تهران‬

‫‪ 1377‬شرکت در منایش بین‌املللی عکاسان ‪ ،‬تهران‬

‫چین‬

‫برگ‪ ،‬تهران‬

‫تهران‬

‫‪( ،1383‬حذف به قرینه مستی) نوشته‌های کوتاه‪ ،‬تهران‬ ‫تهران‬

‫‪ ،1384‬تقدیر در مسابقه بین‌املللی پرنده از نگاه هنر‪ ،‬پکن‪،‬‬

‫‪( ،1379‬دو تا نقطه) مجموعه داستان‪ ،‬نشر آرویج‪ ،‬تهران‬

‫‪ 1377‬منایش انفرادی (قهوه خانه)‪ ،‬گالری هفت‌مثر‪ ،‬تهران‬

‫‪ ،1383‬نفر اول در اولین جشنواره عکس دریا‪ ،‬تهران‬

‫عکاسی برای‪:‬‬

‫‪ 1375‬منایش گروهی‪ ،‬موزه هنرهای معاصر ایران‪ ،‬تهران‬

‫‪ ،1382‬نفر سوم مسابقه عاشورا‪ ،‬خانه عکاسان ایران‪،‬‬

‫صبح امروز‪ ،‬مشارکت‪ ،‬گوناگون(دبیر عکس)و هفته‌نامه‬

‫‪ ،1379‬نفر دوم جشنواره عکس مطبوعات‪ ،‬تهران‬

‫ایساتیس (دبیر عکس)‪ ،‬روزنامه آسیا (دبیر عکس)‪.‬‬

‫‪ 1376‬حضور در منایش بین‌املللی عکس کودک‪ ،‬تهران‬

‫‪ ،1383‬نفر سوم نهمین دوساالنه عکس ایران‪ ،‬تهران‬

‫‪ 1375‬شرکت در دوساالنه بین‌املللی عکس‪ ،‬موزه هنرهای‬

‫تهران‬

‫‪ 1375‬منایش انفرادی ‪ ،‬گالری مولوی‪ ،‬تهران‬

‫‪ ،1378‬نفر دوم جشنواره عکس مطبوعات‪ ،‬تهران‬

‫معاصر ایران‪ ،‬تهران‬

‫‪ 1374‬منایش انفرادی (در ردیف آخر) ‪ ،‬گالری کیهان‪ ،‬تهران‬

‫‪ ،1377‬برنده مدال طال در منایشگاه بین‌املللی عکس‬

‫‪ 1373‬شرکت در جشنواره عکس سینمای جوان‪ ،‬تهران‬

‫‪ ،1376‬نفر دوم مسابقه بین‌املللی عکس مستند‪ ،‬تهران‬

‫جوایز‪:‬‬

‫موزه هنرهای معاصر ایران‪ ،‬تهران‬

‫‪ 1374‬منایش گروهی ‪ ،‬گالری مولوی‪ ،‬تهران‬

‫کودک‪ ،‬تهران‬

‫روزنامه‌های گزارش روز (دبیر عکس)‪ ،‬ایران‪ ،‬خرداد‪ ،‬فتح‪،‬‬

‫ایران‌جوان‪ ،‬ماهنامه و هفته‌نامه همشهری‪ ،‬ماهنامه‬

‫خبرگزاری رویترز‪ ،‬آژانس عکس پانوس(انگلستان)‪،‬‬ ‫آژانس عکس پل فتو(دامنارک)‬ ‫عکاس فیلم سینمایی (ناف)‪.‬‬

‫‪ ،1376‬برنده مدال برنز فیاپ دوساالنه بین‌املللی عکس‪،‬‬

‫چاپ داستان و مطالب مرتبط با عکاسی در‪:‬‬

‫‪ ،1386‬نفر اول و برنده قلم زرین در مسابقه داستان نویسی‬

‫‪،1376‬تقدیردرمسابقهعکسروستادرروستا‪،‬ساری‪،‬ایران‬

‫کارنامه‪ ،‬سبک نو‪ ،‬عکس‪ ،‬عکسنامه‪ ،‬عکاسی حرفه‌ای‪،‬‬

‫‪ ،1385‬تقدیر درمسابقه داستان نویسی شهر کتاب‪ ،‬تهران‬

‫کتابها‪:‬‬

‫و همشهری‪ ،‬ایران‪ ،‬شرق‪.‬‬

‫زمانه‪ ،‬هلند‬

‫مجله‌های گردون‪ ،‬عصر پنج شنبه‪ ،‬نگاه نو‪ ،‬آدینه‪،‬‬ ‫پگاه و روزنامه‌های خرداد‪ ،‬اعتماد‪ ،‬کارگزاران‪ ،‬اعتماد ملی‬


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫محسن یزدی‌پور‬

‫‪23 Mohsen Yazdipour‬‬ ‫این خیابان‌ها و این کوچه‌ها‪ ،‬شاید تنها‪ ،‬از چند سالی پیش‪،‬‬

‫جامانده از «طهران قدیم» در تهران امروز‪ ،‬به جست‌جوی‬

‫اما تا پیش از آن‪ ،‬تنها یک مسیر بود برای عبور‪ ،‬برای رسیدن‬

‫قدیم تهران جدید!‬

‫جتربۀ دوباره نگریسنت‬

‫در هر بار تکرار گذر از آنها‪ ،‬شکل و بویی دیگر به خود گرفته؛‬

‫محسن یزدی‌پور‬

‫به دیگر خیابان‌ها‪ ،‬به دیگر مسیرها‪ ،‬به دیگر فضاها‪...‬‬

‫عکاسی فرایند نگریسنت به اتفاقی درگذر است ‪ .‬عکس ـ‬

‫تغییرات محیط خود نیز آگاه می‌شوی‪ ،‬و اگر دقیق نگاه كنی‪،‬‬

‫ساختمان‌های جدید طهران قدیم در میان ساختمان‌های‬

‫من! بزرگ شدن در میان همین ساختمان‌ها و تنفس در‬

‫گویی با کند شدن روند تغییرات جسمی خود تازه به کندی‬

‫فضایی آکنده از آجرهای قدیمی ‪ ،‬پنجره‌های چوبی و معماری‬

‫حاصل این فرایند ـ مثری است از دیدن هر آنچه در حلظه‬

‫می‌بینی و درمی‌یابی متام این رویش‌های جدید‪ ،‬چروک‌هایی‬

‫شهرنشینی و انبوهی شهرنشینان و هجوم سلیقه‌ها و اقتضای‬

‫بوده‪ ،‬هست و شاید مباند‪.‬‬

‫شهر؛ این پیکر همیشه تن سپرده به خواسته‌های سیمانی تو‪،‬‬

‫سرخوردگی! می‌کشید‪.‬‬

‫شاید امروز دیگر به خاطر آوردن چهره قدیمی شهر‪ ،‬چندان‬

‫شاید تالش من‪ ،‬ثبت حلظاتی از زندگی گذرای شهر است‪ .‬و‬

‫هیجان رویارویی با روزهای نو‪ ،‬اتفاق‌های جدید و حتوالت‬

‫یا خاطرات باز منقول دیگران که خود نیز ساخلورده شده‌اند‬

‫اگر هیچ شباهتی به آن نداشته باشد‪ .‬حتی اگر تنها در جایگاه‬

‫رخ می‌دهند‪ ،‬فرصت درک و هضم این برهه را بر جا منی‌گذارد‪،‬‬

‫آن محله‌ها‪ ،‬آن مکان‌ها و شاید آن حال و هوا! باقی مانده‬

‫هست‪ .‬حتی اگر حاصل نگاه کردن به یک بنا باشد‪ ،‬بنایی که‬

‫است بر پوسته شهر!‬

‫عکاسی «هست» آن را ثبت می‌کند‪ ،‬تا در «شایدمباند»‬

‫حاال دیگر خود‪ ،‬خواسته‌ات است‪.‬‬

‫اتفاق می‌افتد‪.‬‬

‫ساده نباشد و کم‌تر شباهتی میان خاطره‌های دوردست خود‬

‫گواهی باشد در برابر هر آنچه در برهۀ میان این دو زمان‪،‬‬

‫سریع و حلظه به حلظه که برخی به اختیار و بعضی به اجبار‬

‫یا به ناچار ما را مجبور به انتخاب می‌کند‪.‬‬

‫به جا مانده از آن دوران؛ شهری که گویی با رشد سرسام‌آور‬

‫نیازها‪ ،‬نفس‌هایی سنگین را از سر ساخلوردگی و شاید‬ ‫عکس‌های شهر ‪ ،‬ثبت حلظه‌ای از زمان به ناچار در گذر است‪.‬‬ ‫عکس‌ها‪ ،‬بازگشت و نگاه به این حلظات گذشته است‪ .‬حتی‬

‫با پیکر سیمانی شهر‪ ،‬یا تصاویر به جا مانده از آن روزها‪،‬‬

‫یک ناظر حاضر شده و تا حد ممکن کم‌ترین دخل و تصرف در‬

‫باشد‪.‬‬

‫جست وجو برای یافنت اسکلت شهر و درک هر یک از‬

‫کادربندی صورت گیرد‪.‬‬

‫خستگی! نیاز به سکون وا می‌داردمان تا برگردیم و مسیر رفته‬

‫مجموعه عکس‌های «طهران قدیم» عکس‌هایی بود که این‬

‫پوشش‌های رنگ به رنگ دوران‌های گذشته‪ ،‬قبل از این که‬

‫دوردست و به جتربه‌های به ناچار از سر گذشته!‬

‫«طهران قدیم» عنوان مجموعه آثاری از «سید محمود‬

‫باقی مانده‪ ،‬تصاویری مبهم و حتی آمیخته با خاطراتی از‬

‫را ببینیم و نگاه کنیم به راه رفته‪ ،‬به عمر گذشته‪ ،‬به سال‌های‬

‫ذهنیات مبهم مرا به واقعیتی دقیق‌تر نزدیک می‌ساخت‪.‬‬

‫‪.....1342 .....1338 ......1325 ...... 1320 .....‬‬

‫پاکزاد»‪« ،‬فوتوگراف طهران قدیم» است که چهره قدیمی‬

‫ساختمان‌های قدیمی‪ ،‬یکی پس از دیگری‪ ،‬نه برای بازسازی‪،‬‬

‫از طهران در فاصله سال های ‪ 1320‬تا ‪ 1354‬است که خود‬

‫انسان و گویی به احترامی به اجبار به زیاده‌خواهی انسان‪،‬‬

‫که امروز آهنگ سریع‌تری به خود گرفته است ‪ .‬تصاویری از‬

‫‪ 1385 ...... 1354 ......1345‬و شاید روزی ‪.1389‬‬

‫بلکه برای ختریب انتخاب می‌شوند‪ .‬ساختمان‌ها نه به احترام‬

‫استوار می‌شوند‪ .‬شهر من‪ ،‬چرک و خاکستری‪ ،‬بی‌نظم و‬

‫شلوغ است‪ .‬احساس می‌کنم شهر‪ ،‬شاید بیمار است!‬

‫شهر را به من نشان داد‪ ،‬عکس‌های این کتاب ‪ ،‬تصاویری‬

‫خیایان‌ها تا هیاهوی این روزها!‬

‫خیابان‌هایی که در طول سال‌های رشد من قابی را در ذهن‬

‫من ساخته و حتی در پس همین سال‌های اندک نیز کم‌تر‬

‫من! مرور می‌کنم در ذهن و یاری می‌طلبم از هر چه به من‬ ‫تغییرات ایجاد شده در این سال‌ها‪ ،‬تنها تکثیری یاخته‌ای‬

‫به ذائقه گروهی از آنان ملبس شده بود‪.‬‬

‫نیست؛ رویشی است جدید!‬

‫دوردست وآرزوهایی بی‌فرجام از خلوتی‪ ،‬رهایی و گشودگی آن‬

‫منایشگر حتوالت شهر طی آن سال‌هاست‪ ،‬تغییر و حتوالتی‬

‫شباهتی با آنچه از طهران قدیم می‌دیدم‪ ،‬پیدا بود‪ .‬سال‌هایی‬

‫کمک می‌کند تا به خاطر آورم حلظات سپری‌شده را!‬

‫باشم! ازآن زمان که تصاویر آن تنها در ذهن ساخلوردگان شهر‬

‫که این پیکر‪ ،‬شاهد جتربیاتی در شهر و مردمانش بود و هرگاه‬ ‫باید به جست و جو بر می‌آمدی‪ ،‬در جست‌جوی بنایی به‬

‫از مجموعه "طهران قدیم" ‪ .‬عکاس‪ :‬سید محمود پاکزاد ‪ .‬میدان سپه ‪ 20×30 .‬سانتی‌متر ‪1325 .‬‬ ‫‪Sepah Square . Photographer: Mahmoud Pakzad . 20×30 cm . 1946‬‬

‫منبع‪ :‬مجله عكسنامه ‪ .‬پائیز و زمستان ‪.1385‬‬

‫از مجموعه "جتربه دوباره نگریسنت" ‪ .‬میدان امام خمینی ‪ .‬عکاسی آنالوگ ‪ 20×30 .‬سانتی‌متر ‪1384 .‬‬ ‫‪From series: The experiences of revisiting . Emam Khomeini Square‬‬ ‫‪Analog Photography . 20×30 cm . 2005‬‬


‫جمعه ‪ 25‬تیرماه ‪ 1389‬ـ ‪ 16‬جوالی ‪2010‬‬

‫‪Friday, 16th July 2010‬‬

‫محسن یزدی‌پور‬

‫‪24 Mohsen Yazdipour‬‬

‫از مجموعه "طهران قدیم" ‪ .‬عکاس‪ :‬سید محمود پاکزاد ‪ .‬خیابان نادری ‪ 20×30 .‬سانتی‌متر ‪1326 .‬‬

‫از مجموعه "جتربه دوباره نگریسنت" ‪ .‬خیابان جمهوری ‪ .‬عکاسی آنالوگ ‪ 20×30 .‬سانتی‌متر ‪1384 .‬‬

‫‪Naderi Street . Photographer: Mahmoud Pakzad . 20×30 cm . 1947‬‬

‫‪From series: The experiences of revisiting . Jomhouri Street‬‬ ‫‪Analog Photography . 20×30 cm . 2005‬‬

‫از مجموعه "طهران قدیم" ‪ .‬عکاس‪ :‬سید محمود پاکزاد ‪ .‬رستوران چاتانوگا ‪ 20×30 .‬سانتی‌متر ‪1348 .‬‬

‫از مجموعه "جتربه دوباره نگریسنت" ‪ .‬خیابان ولیعصر ‪ .‬عکاسی آنالوگ ‪ 20×30 .‬سانتی‌متر ‪1384 .‬‬

‫‪Chatanooga Restaurant . Photographer: Mahmoud Pakzad . 20×30 cm . 1969‬‬

‫‪From series: The experiences of revisiting . Vali-e-asr Street‬‬ ‫‪Analog Photography . 20×30 cm . 2005‬‬

‫متولد ‪ 1359‬تهران‬

‫کارشناسی ارشد عکاسی از دانشگاه هنر ‪1385‬‬

‫معاصر تهران‬

‫‪ :1381‬منایشگاه عکس؛ گالری دریابیگی‬

‫‪ :1387‬یازدهمین دوساالنه عکس تهران؛ مؤسسه‬

‫تقدیر‬

‫‪ :1386‬اولین اکسپر عکس تهران؛ هتل استقالل‬

‫طراحان آزاد‬

‫کارشناسی عکاسی از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد‬

‫فرهنگی هنری صبا‬

‫دیپلم هنرهای جتسمی از هنرستان هنرهای جتسمی‬

‫‪ :1385-88‬تور منایشگاهی «ای ایران» (‪Gold Coast‬‬

‫‪ :1387‬مسابقه عکس شوکا با موضوع «حیاط» مجموعه‬

‫‪ :1384‬منایشگاه عکس(منظره شهری)؛ گالری آبان‬

‫‪ :1386‬مسابقه عکس «طهران ‪ »86‬موزه عکسخانه‬

‫اسالمی ‪1382‬‬ ‫‪1377‬‬

‫منایشگاه گروهی‬

‫‪ )City , Art‬استرالیا ؛ نیوزلند‬

‫‪ :1387‬مسابقه عکس ماه ریز با موضوع «مرد» گالری‬

‫کاخ‌های نیاوران ‪ ،‬تاالر آبی‬

‫‪ :1383-1387‬منایشگاه عکس «جشن تصویر سال»‬

‫شهر‬

‫‪ :1383‬منایشگاه عکس مجموعه فرهنگی فنک (‪Fnac‬‬

‫نگاه» (اداره فرهنگ و ارشاد اسالمی شهرستان‬

‫‪ :1383‬منایشگاه عکس (سلف پرتره)؛ گالری راه ابریشم‬

‫‪ :1383‬برگزیده دوم مسابقه «عکس گفتگو» (مرکز‬

‫‪ :1389‬منایشگاه عکس(خودنگاره های امروز)؛ گالری راه‬

‫خانه هنرمندان ایران‬

‫‪ :1388‬منایشگاه عکس(باز این چه شورش است)؛ گالری‬

‫‪ )Montparnasse‬پاریس ؛ فرانسه‬

‫‪ :1388‬منایشگاه عکس موزه هنرهای غیراروپایی‬

‫‪ :1383‬نهمین دو ساالنه عکس تهران؛ مؤسسه فرهنگی‬

‫بین‌املللی گفتگوی متدن‌ها) خانه هنرمندان ایران ‪ ،‬تاالر‬

‫‪ :1388‬منایشگاه عکس ‪Pietro Della Valle) Italian‬‬

‫‪ :1383‬منایشگاه عکس؛ نگارخانه الله‬

‫‪ :1380‬خنستین جشنواره آثار مطالعاتی و پژوهشی‬

‫ابریشم‬

‫راه ابریشم‬

‫(‪ )Muse du Quai Branly‬پاریس ؛ فرانسه‬ ‫‪)School‬‬

‫‪ :1387‬منایشگاه عکس «چشم درون» ؛ موزه هنرهای‬

‫هنری صبا‬

‫‪ :1383‬منایشگاه عکس؛ گالری برگ‬

‫‪ :1381‬منایشگاه عکس؛ گالری راه ابریشم‬

‫‪ :1386‬برگزیده اول خنستین جشنواره استانی «عکس‬ ‫شمیرانات) مجموعه کاخ های نیاوران‪ ،‬تاالر آبی‬

‫گفتگو‬

‫فرهنگی ‪ ،‬اجتماعی شهر تهران ‪ ،‬تاالر حرکت‬


Tehran Documented